حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در سال 57 شما کجای این مبارزات قرار داشتید و چه میکردید؟
آن موقع دانشجو بودم و در کنار درس خواندن عضو سینمای آزاد هم بودم. کارگردانانی که امروز جزو بهترینهای سینمای ایران هستند از جمله آقایان عیاری، ارجمند، موسوی، امکانیان و ... آن زمان عضو سینمای آزاد بودند که بعد از انقلاب بهنام انجمن سینمای جوان فعالیت خود را ادامه داد. در سال 57 تصمیم گرفتیم اعضای سینمای آزاد در هر کجای ایران که هستند اتفاقات شهرشان را فیلمبرداری کنند تا سند مصوری از این اتفاقات داشته باشیم. سال 57 پاتوق من دانشگاه تهران بود، اتفاقات دانشگاه را با دوربینهای هشت و 16 میلیمتری فیلمبرداری میکردیم. گاهی به خیابان میرفتیم و از تظاهرات مردم فیلمبرداری میکردیم. تلاش میکردیم از اتفاقات مهم فیلمبرداری کنیم. شکل ظاهری همه تظاهرات شبیه هم بود و ما باید همه راهپیماییها را رصد و شخصیتهای مهم را پیدا میکردیم تا بتوانیم، لحظات خاصی را به ثبت برسانیم.
با چه انگیزهای این اتفاقات را فیلمبرداری میکردید؟این که فقط آرشیوی تصویری تهیه کنید یا اینکه نقش و سهمی در انقلاب داشته باشید؟
انقلابی شکل گرفته بود و همه ما امید به پیروزی آن داشتیم. این اتفاق بینظیر باید ثبت میشد چون مردم ایران سالهای زیادی منتظر این پیروزی بودند. ما هم مثل دیگر مردم در مسیر انقلاب قرار گرفته بودیم. اگر از راهپیماییها و تظاهراتها فیلم میگرفتیم برای این بود که باید آن حس مشترک و همراهی و همدلی که بین مردم شکل گرفته بود، ثبت شود.
40 سال از سال 57 گذشته اما هنوز هم مردم از همدلی و همراهی میگویند که به نظرشان در آن دوره بینظیر بود.به نظرتان این ذات همه انقلابهاست که مردم را به هم نزدیک میکند یا به ویژگیهای مردم ایران برمیگردد؟
بین مردم تعاون و همکاری به وجود آمده بود که به نظرم منحصر به ایران است.حتی در بحثهایی که مقابل دانشگاه تهران شکل میگرفت، موافقان و مخالفان یکدیگر را به صبر فرامیخواندند و معتقد بودند باید بحثهای حاشیهای را گذاشت برای بعد از پیروزی انقلاب. تحمل نظر مخالف یکی از مهمترین رویدادهای آن روزها بود. روابط بین آدمها خیلی زیبا شده بود، حتی اگر تصادفی شکل میگرفت، هر دو طرف صورت یکدیگر را میبوسیدند و میرفتند چون به نظرشان این اتفاقات کوچک جای بحث نداشت و پیروزی انقلاب مهمتر بود. سوخت و مواد غذایی کم بود، اما مردم کاملا حواسشان بود و نمیگذاشتند به آنهایی که دستشان تنگ بود، سخت بگذرد و آسیب ببینند. اشتراک منافعی به وجود آمده بود که انقلاب ما را از دیگر انقلابها متمایز میکرد.
در سال 57 و یکی دو سال بعد آن ازدواجهایی رقم خورد عشقهای ماندگاری بین جوانها شکل گرفت که بینظیر بود. انقلاب شده بود اما سراسر کشور پر از طراوت وشادی بود. همراهی، همدلی و همیاری را میتوانستی در همه جای ایران شاهد باشی. از نوزدهم بهمنماه که پادگانها در حال سقوط بود تا روز بیست و دوم بهمن که انقلاب پیروز شد، لشگر عظیمی از مردم در خیابانهای تهران و دیگر شهرها ایران حضور داشتند و آن قدر ماندند تا انقلاب پیروز شد. مردم خودجوش از نقاط حساس شهر محافظت میکردند، مثلا نمیگذاشتند اسلحهخانه پادگانها به دست ضدانقلاب بیفتد یا بشدت حواسشان به سازمان صدا و سیما بود که ضد انقلاب به آنجا راه پیدا نکنند.
«مردم ایران شریف هستند. همیشه حافظ انقلاب و کشور بوده و هستند»، این جملات را از زبان خیلی از مسؤولان میشنویم. به نظرتان آنقدر که مردم دینشان را به انقلاب ادا کردهاند، مسؤولان هم قدر مردم را دانستهاند؟
به نظرم الان باید موضوع را از یک جهت دیگر نگاه کنیم. مردم به اصطلاح برادریشان را به کشور و نظام ثابت کردهاند و حالا نوبت مسؤولان است که باید رفاقت و همدلی خودشان را با مردم نشان دهند. باید ثابت کنند با مردم رفیق هستند و پشت آنها را خالی نمیکنند.
مشکلات زیاد است و دولت اگر چشمش را به این مشکلات ببندد و مردم را تنها بگذارد، خیانت بزرگی به آنها کرده است. همنسلان من و نسل قبل من همه زندگی و عمر خود را به پای انقلاب گذاشتهاند. سال 42 بچه بودم که خروش انقلاب را در میدان خراسان دیدم و امام خمینی (ره) برای من و همنسلان من تبدیل به قهرمان شد. ما پای قهرمانمان ایستادیم در زمان جنگ پای کشورمان ایستادیم و از مرزها و انقلاب پاسداری کردیم، الان به نظرم وقت آن است که نظام اسلامی و مسؤولان آستین همت بالا بزنند و از ما مراقبت و پاسداری کنند. مردم منتظر حمایت دولت هستند؛ حمایتی که تا الان زیاد پررنگ نبوده و نیست.
فارغ از دولت و کارهایی که باید برای مردم انجام بدهد، مردم چه کاری میتوانند برای یکدیگر انجام دهند تا این دوره سخت هم بگذرد و حداقل خود مردم بههم آسیب روانی و مالی وارد نکنند؟
مردم عصبانی نیستند، دلخورند. نباید دولت مسائل را به سمتی ببرد که این دلخوری تبدیل به عصبانیت شود، چون زمانی که عصبانیت به اوج برسد مردم به یکدیگر و به کشور آسیب میزنند. تسهیل زندگی روزمره مردم باید یکی از اولویتهای دولت باشد.
مردم هنوز هم همدل هستند و ایران برایشان اهمیت دارد، این را میتوان مثلا در تظاهرات 22 بهمن دید. شرایط اقتصادی سخت شده و این سختی دایرهاش روز به روز بستهتر میشود و در مرحله حساسی قرار داریم و به نظرم دولت باید با مردم مهربانتر باشد.
طاهره آشیانی
روزنامهنگار
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....