حاجاسماعیل دولابی که هر کس محضر او را درک کرده به دنیایی دست یافته که کمتر میتواند درباره آن توضیح بدهد. دنیایی که سراسر حس است و به کلام نمیآید، یعنی کلمه در برابرش کم میآورد، مگر میشود حال دل را با کلمه محدود کرد. به قول جناب سعدی: کان را که خبر شد خبری باز نیامد...
سال گذشته در چنین روزی با حسامالدین سراج درباره حاج اسماعیل آقا همصحبت شدم. هم او که محضر ایشان را آنقدر درک کرده و با او دوست و رفیق شده بود که وقتی حاج اسماعیل جان به جانآفرین تسلیم کرد، سراج در گوش او تلقین گفت، قبل این که به خاک بسپارنش. سراج در بخشی از صحبتش گفت: کسی که در سیطره حاج آقا درآمده باشد، از او دیگر گریزش نخواهد بود.
در این یک سال به واسطه دوستی تلاش کردم مفهوم سیطره را بیشتر درک کنم. این که در سیطره روح معلمی معنوی باشی جوری که اگر آن معلم در قید حیات هم نباشد، ذخیره معنویاش آنقدر در انبار روحت زیاد باشد که از آن تغذیه کنی و در سختترین و پیچیدهترین شرایط باز هم مَفری، راهی باز شود و تو حالت خوب شود.یک روز آن جمله شگفتانگیز را خواندم در کتابی که همان دوست بهم داد و برخی از مجلسهای حاجاسماعیل در آن ذکر شده است؛ «عیب ندارد...» وقتی مشکلی، کدورتی و... پیش آمد، بگو عیب ندارد!
همین یک جمله دو کلمهای خیلی از گرههای ذهن و دلت را باز میکند. به تو یاد میدهد، عبور کنی، نادیده بگیری و منتظر روزها و موقعیتهای بهتر باشی.
دیروز باید با یک نفر همصحبت میشدم درباره حاجآقا دولابی. سالروز درگذشتش غنیمتی است تا اندیشه و سبک و مرامش را یادآوری کنیم، شاید که در این روزگار سخت و سنگ، کمی نرم شویم. کمی بهیاد بیاوریم آفریدگار ما منبع بیکران رحمانیت است و رحمت.فهرستی از آدمهایی که به نظرم میتوان با آنها درباره حاج اسماعیلآقا دولابی صحبت کرد، مینویسم. به هر کدام تلفن میکنم، نمیشود که نمیشود. اسباب جور نیست، انگار شرایط جور نیست درباره حاجآقا حرف بزنند. اینجور وقتها باید تجربه روزنامهنگاری داشته باشی تا حجم کلافگی را تصور کنی. دوباره در اینترنت سرچ میکنم: حاج اسماعیل دولابی. عکسی بازی میشود، پیرمردی مهربان بهم نگاه میکند. زیر لب میگویم: حاج اسماعیلآقا خودت باید یکی را ردیف کنی... دارم زمان را از دست میدهم... امیدوارم الان نگویید عیب ندارد...
شماره نجمالدین شریعتی، مجری برنامه سمتخدا را میگیرم. معمولا مشاور خوبی است در این مواقع. برایش توضیح میدهم موضوع گفتوگویم را و میخواهم کسی را بهم معرفی کند. میگوید: حاجآقا فرحزاد اینجا هستند، گوشی را به ایشان میدهم... ! یادم میآید چند بار تاکنون تلاش کردهام به مناسبتهای مختلف با حجتالاسلام فرحزاد گفتوگو کنم و هیچوقت موفق نشدهام. زیر لب میگویم: دمت گرم آقااسماعیل دولابی ... دمت گرم.
حجتالاسلام فرحزاد یکی از کارشناسان برنامه سمت خداست. خوشبیان و خوشچهره. روحانیای که نصیحت نمیکند، جوری صحبت میکند که کلامش بر دل مینشیند، انگار قلق مردم را بهخوبی میداند، مردم نگاه میکنند و حرفت را با عملت قیاس میکنند و بعد که دیدند مرد عملی، پای حرفت مینشینند. فرحزاد میگوید، حدود 20سالی محضر حاجآقا دولابی را درک کرده و گاهی در سفرها نیز با ایشان همراه بوده. حجتالاسلام فرحزاد، مرحوم دولابی را لقمان زمانه ما میداند و میگوید: ایشان اهل دل بودند و اهل معنا و معرفت. ویژگیهایی داشتند که نشان میدهد خدا به ایشان نظر ویژه داشته. در جوانی هر آنچه را از پدر به ایشان ارث رسیده بود انفاق کرد و از محضر اساتیدی چون مرحوم شاهآبادی، مرحوم بافقی و علمای آن زمان بسیار آموخت. بعد به کربلا و نجف سفر کرده و به محضر امیرالمومنین(ع) و امام حسین (ع) توسل کردند تا علم نافع را به ایشان مرحمت کنند. این توسل جواب داد، حاجآقا دولابی در حوزه یا دانشگاه تحصیل نکردند، اما خداوند به ایشان نظر کرد و همانطور که بهلقمان حکمت عنایت کرد، به حاجآقا دولابی هم حکمت آموخت بدون اینکه درس خوانده باشد. آیتا...حائری هم بر همین باور بودند که آقای دولابی، لقمان زمان ما بود. من 20 سال از محضر ایشان استفاده کردم و دیدم که چگونه یک حدیث یا آیه را بسیار زیبا تفسیر میکردند آنگونه که علمایی که در جلسه بودند، شگفتزده میشدند. کلمات و جملات ایشان را میتوان معجزه اهل بیت دانست. اخلاق و رفتار ایشان بینظیر بود. ایشان فرشتهای بود که رحمانیت و رحیم بودن خداوند را به ما یادآور میشد. با سخنانشان چنان امیدی در دل حاضران جلسه پدید میآورند که همه را به گریه وا میداشتند. خدایی که بسیار مهربان است و هرگز ما را رها نخواهد کرد. سخنرانیها و صحبتهای ایشان به صورت کتاب و نوار و فیلم در دسترس است و به نظرم مردم همیشه میتوانند با استفاده از آنها حال خود را خوب کرده و با توکل بهخدا روزهای بهتری را سپری کنند.
اخلاق و محبت ایشان آنقدر وسیع و فراگیر بود که اگر فقط چند جلسه پای صحبت ایشان مینشستی، اخلاق و رفتارت بشدت تغییر میکرد و اطرافیان این تغییر را میدیدند و به آن شهادت میدادند. نمیتوانستی شنونده صحبت ایشان باشی و مهربانتر و خوشخلقتر نشوی. همه آنهایی که برای مدت طولانی محضر ایشان را درک کردهاند، متفقالقول هستند که ایشان مورد عنایت ویژه خداوند و چهاردهمعصوم بودند. ادب و تواضع ایشان بینظیر بود و همه را متاثر میکرد.
محبت حاجآقا دولابی چنان ریشه قوی در دل مردم ایجاد میکرده که حال آنها را خوب میکرده حال خوب استمراری نه زودگذر. حجتالاسلام فرحزاد در اینباره میگوید: بله! محبت ایشان چون عصارهای بود که در جان مینشست و باعث پیشرفت فرد و گسترش فضائل انسانی میشد.
اگر خشونت و بداخلاقی در جامعه ریشه بدواند و ماندگار شود، جامعه را از درون میخورد و از بین میبرد.در چنین شرایطی پناه بردن به گفتههای شخصیتهایی مانند حاج آقا دولابی میتواند سختی دلها را نرمتر کند. حجتالاسلام فرحزاد در اینباره میگوید: مطالعه سبک زندگی شخصیتهایی مانند حاجآقا دولابی و تفکر درباره صحبتهای ایشان دریچههایی رو به روشنایی به سمت آنها باز خواهد کرد.حاجآقا دولابی به مجالست و همنشینی با علما و آنهایی که دلشان بخدا و اهل بیت نزدیک است، تاکید داشتند؛ بنابراین اگر از محضر کسانی که رفتار و کرداری مانند مرحوم دولابی دارند استفاده کنیم حتما به سمت خوبی و خیر حرکت خواهیم کرد.
طاهره آشیانی
روزنامهنگار