حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
متأسفانه خیلی از سریالهای ما غمگین، تاریک و گریانند و پلان به پلان اگر نگاه کنیم میبینیم که غمگینانه و نومیدانه و مبتنی بر گریه و زاری هستند ولی تلویزیون آرشیوی از محصولات فاخر هم دارد که حتی در دهمین بازپخش، تر و تازه و شادیبخش به نظر میرسند.
شما فکر میکنید چرا مردم سریالی مانند «عمارت بانو» را دوست داشتند و شخصیتهای سریال بسیار گل کرد؟ زیرا کلام، ادبیات و همینطور طراحی صحنه خوب و استانداردی داشت. امیدوارم موفقیت این سریال عاملی شود برای رجوع به استانداردها در رسانه ملی و همه به این قضیه دقت کنند.
در تلویزیون داستانگویی بسیار اهمیت دارد و یکی از دلایل ضعف سریالها نداشتن متنهای داستانگویی جذاب است. مردم ما به خاطر ریشههای شرقی هرقدر هم تظاهر کنند به ژستهای فرمالیستی ولی در نهایت همان داستانگویی است که برایشان ارجحیت دارد. بعضا در سریالها مشاهده میشود که ضعف فیلمنامه و نبود استاندارد در روایت بسیار آزاردهنده است، آن هم در زمانی که ما زندگی میکنیم که مخاطب با یک کلیک به انبوهی از شبکههای برون مرزی متصل میشود بنابراین بسیار بسیار واجب است که با اینها رقابت کنیم نه اینکه عقب بیفتیم و رقابت
هم در گرو توسل به متنهای قوی است.
باید از موضوعات تکراری و دست و پا گیروعقب افتاده دست برداشت و دوستان سازنده رعایت کنند و فقط به خاطر پول و دقیقهای بودن حساب و کتاب، سریالهای تکراری نسازند. نویسندگان مستعد و متنهای منسجم را کشف کنند حتی اگر در دورافتادهترین نقاط باشد و از گروه بازی و باندبازی دست بردارند و بدانند که تنها در این صورت است که کارشان گل خواهد کرد.
احمد نجفی
بازیگر
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....