عنوان عید و داستان را امسال روی طرح حذف پیک نوروزی گذاشتهاند و رضوان حکیمزاده، معاون ابتدایی وزیر آموزش و پرورش میگوید عید و داستان را راهی قرار دادهاند برای کودکیکردن بچهها، روی آوردنشان به قصهخوانی و انس گرفتنشان با کتاب. او دوران کودکی را که بخشیاش مصادف است با سالهای تحصیل در دوره ابتدایی، فرصتی میداند برای پیوند واقعی بچهها با زندگی حقیقی ومجالی برای رشد خلاقیتشان که به زعم او همه بهانهای است برای حذف پیک کلیشهای شادی.
راضی از دستاوردها
اسفند96 حذف پیک نوروزی را خیلی عجلهای به اطلاع مدارس رساندند و با همان عجله این خبر به خانوادهها رسید. اما امسال عجلهای در کار نیست و حکیمزاده میگوید این موضوع را از مدتها قبل به اطلاع استانها رساندهاند و از اکنون همه میدانند که چاپ هرگونه پیک یا درسنامه و مجبورکردن خانوادهها به پرداخت پول ممنوع است. پارسال ولی شاید به دلیل همان عجلهها برخی مدارس به این ممنوعیت وقعی ننهادند و هم پیک توزیع کردند و هم پول از خانوادهها گرفتند که به نظر میرسد با اتمام حجت معاون وزیر، این تخلفات نباید برای بار دوم تکرار شود. با وجود برخی کجرویها، اما رضوان حکیمزاده از نتایج حذف پیک نوروزی در مدارس ابتدایی راضی است و به ما توضیح میدهد که نوروز 97 حجم وسیعی از تولیدات خلاقانه دانشآموزی بخصوص در داستاننویسی به ادارات آموزش و پرورش رسید که عمده آنها را بچهها با دستخط خودشان نوشته و انواع طراحی و نقاشی را ضمیمه داستانها کرده بودند.
حکیمزاده میگوید در تعطیلات نوروز دانشآموزان کتابهای متنوعی نیز خواندند و دربخش داستانگویی پای قصههای بسیاری از پدربزرگ و مادربزرگها نشستند که هدف اصلی آموزش و پرورش همین بود؛ ایجاد ارتباط بین نسلی و آموختن مهارتهای زندگی در دل خانوادهها.
ناراضی از وضع موجود
طبیعی است که آموزش و پرورش به عنوان مجری کار راضی باشد ولی رد این رضایت را میشود در برخی مدارس و در قلب برخی معلمها و مدیران نیز دید، گرچه حذف پیک نوروزی و جایگزین کردن داستاننویسی نیز مخالفانی دارد و نمیشود ساده از کنارش گذشت.
معلم یکی از مدارس روستایی ورامین به ما میگوید که خوشحال است پیک نوروزی حذف شده چون حتی سالهایی که این پیکها اجباری بود او تمایلی به توزیع آن میان دانشآموزانش نداشت؛ از بس کلیشهای و بیفایده بود. مدیر یکی از دبستانهای شهرری نیز از نبود پیکهای شادی راضی است و میگوید پیکها بهشدت از مد افتاده و نقش آنها فقط بیگاری کشیدن بود، بدون کمترین کارایی آموزشی یا تربیتی.
اما او میگوید هنوز طرح جدید آموزش و پرورش برای جایگزینهای پیک نوروزی میان دانشآموزان و خانوادهها جانیفتاده و همکارش اضافه میکند دانشآموزان پسر همان طور که قبلا برای تکمیل پیک نوروزی بیرغبت بودند حالا نیز به انجام کارهای خلاقانه بیمیل هستند؛ او اما از عملکرد دانشآموزان دخترش راضی است.
در دهگلان سنندج ولی معلمی با ما حرف زد که در عین رضایت ازحذف پیک نوروزی، از همکاری نکردن والدین در برنامههای داستاننویسی و خلاقانه ناراحت بود. او گفت که سال گذشته بعد از اتمام تعطیلات، بچهها که کارهای عیدشان را به کلاس آوردند معلوم بود خیلیهایش را والدین نوشتهاند و بچهها در خلقشان نقشی نداشتهاند و این گلایه دومعلم دیگر نیز بود ولی با شدتی کمتر.
وقتی یکی از مدیر - معلمان روستایی در شوشتر مخاطب سوالات ما قرار گرفت حرفهایی زد که میشود دربارهشان فکر کرد. او گفت پیک نوروزی برای مدارس روستایی واجب است چون وقتی نباشد بچهها میروند سروقت بازیگوشی و وقتگذرانی درحالی که توجهی نیز به طرحهای خلاقیتپرور ندارند. او گفت کم نیستند دانشآموزان این منطقه که والدینشان بی سوادند و اصلا نمیتوانند آن طور که مد نظر آموزش و پرورش است برای ارتباط بین نسلی و انتقال مهارتهای زندگی به بچههایشان، نقش راهنما را بازی کنند.
معلم مدرسه روستایی در ورامین البته معتقد است همه چیز را نباید گردن والدین انداخت چون بسیاری از معلمها خودشان خواهان سبکهای سنتی گذران تعطیلات هستند و هنوز برای پیک نوروزی اهمیتی ویژه قائل هستند و استدلالشان نیز این است که بچهها در تعطیلات دو هفتهای هرچه را آموختهاند فراموش میکنند. این معلم اما در پاسخ به این دسته از همکارانش گفت اگر آموختهها قرار است درعرض دو هفته از بین برود، همان بهتر که از بین بروند.
یک پیک نوروزی است و این همه حرفهای موافق و مخالف، یک طرح جایگزین است و این همه موضعگیری، راستی کدامشان درست میگویند آنها که در میدان عمل و وسط گود هستند یا کسانی که از اطراف نظاره میکنند و نمره میدهند؟
البته شک نداریم روحیات معلمان کشور درست به اندازه تعدادشان متفاوت است، برخی بشدت سنتی و خواهان سکون و برخی بهشدت نوگرا و خواهان تحول، آنچنان که میشود نتیجه گرفت میزان رضایت از طرحهای جایگزین مشقهای سنتی ارتباط مستقیمی با روحیات و دلمشغولیهای معلمان دارد به نحوی که هرچه مجری پویاتر و باانگیزهتر باشد میزان استقبالش از تغییرات نیز بیشتر است.
پس آموزش و پرورش نباید معلمها را از یاد ببرد و از ترمیم و بازسازی افکار سنتیها غافل شود، درست به همان اندازه که نیاز دارد در اجرای طرحهای تحولی، خانوادهها را نیز با دلیل و منطق همراه کند.
بیوگرافی پیک شادی
پیک شادی که خیلیها ترجیح میدادند لقب پیک غصه به او بدهند و به این طریق مراتب نارضایتیشان را از مشق عیدانه اجباری نشان دهند، حالا بایگانی شده است. ولی این بایگانی شدن به همین آسانی نبود و شکستن سلطه 20 ساله این پیک ساده اتفاق نیفتاد. دهه60 این پیکها تقریبا قطور بودند و گرافیکی خستهکننده داشتند به طوری که طرحهای سیاه و سفیدشان واقعا کسالتآور بود. هرچه زمان جلوتر رفت گرافیک پیکها بهتر شد و آن سطرهای نزدیک به هم و آن سیاهی غالب از پیکها گرفته شد، طوری که در سال 80 پیکهای نوروزی کمحجمتر و مصورتر شدند. این دهه به همین شکل سپری شد تا در آغاز دهه 90 زمزمه غیراجباری بودن توزیع پیکهای نوروزی برای نخستین بار به گوش رسید.
آن زمان محتوای این پیکها، اغلب قرآنی و تربیتی بود و برای اولین بار درسال90 تولید پیکها از حالت متمرکز کشوری درآمد و کار به دست استانها سپرده شد. در سالهای بعد بهتدریج تولید پیکهای نوروزی به شهرستانها واگذار شد و کار تا جایی پیش رفت که این کار به مدارس واگذار شد. پنج سال ابتدایی دهه 90 اما مصادف بود با سیطره پیکها درمدارس تا جایی که تولید وتوزیع پیکها محل مطمئن درآمد برای برخی موسسات بود.
با ممنوع شدن پیکهای نوروزی درسال 96 این بساط اما یکباره به هم ریخت گرچه هنوز خبر میرسد برخی مدارس و برخی معلمان به علت علاقه وافر به مشقهای سنتی نوروزی، کاربرگهای آماده را که مشتمل است بر تعدادی سوال میان دانشآموزان توزیع میکنند تا اگر پیک نیست، جایگزینی که میپسندند، لااقل باشد.
مریم خباز
جامعه