گریز به سوی گرداب تباهی

: پدیده فرار دختران از خانه که طی سالهای اخیر در جامعه در حال افزایش است ، از مقوله های آسیب اجتماعی است که مهار آن به مدیریت قوی اجتماعی و حضور مداخله جویانه در روند آسیبهای اجتماعی نیازمند است.
کد خبر: ۱۱۸۷۶۱

پرداختن به مبحث آسیبهای اجتماعی بویژه درخصوص دختران و زنان آسیب دیده ، بهره گیری از نگرشی را می طلبد که توانایی شناسایی تار و پود ناسازگاری های اجتماعی را داشته باشد. فرار دختران از منزل یک معلول چند علتی است که ریشه های آن را می توان در فقر اقتصادی ، طلاق یا جدایی های عاطفی والدین ، اعتیاد، رفاه و آزادی بیش از حد، دوستان ناباب ، تعرض جنسی از سوی نزدیکان ، ازدواج های تحمیلی ، ایجاد شکاف بین نسلها، اختلافات فرزندان و والدین و... جستجو کرد. فرار، بخشی از رفتار سازش نیافته کودکان و نوجوانان است ، ابتدا برای رفع نیازهای عادی خود یا پر کردن اوقات فراغت ، اما در ادامه به اعمال ناهنجار دیگری از قبیل دزدی و ولگردی روی می آورند و با یافتن افراد همسن و سال خود در پارکها ، کوچه ها و خیابان ها ، گروه های بزهکاری تشکیل می دهند.
جوانان فراری از خانه مانند ولگردان برای تهیه مایحتاج زندگی و خوراک مرتکب سرقت و جیب بری ، اعمال منافی عفت و خودفروشی شده و گاه در پی آشنایی با افراد مفسد، به فحشا کشیده می شوند. فرار از خانه ممکن است به تنهایی یا گروهی ، صورت گیرد. یکی از اعضای گروه که مصمم تر و بی باک تر از دیگران است ، اداره گروه را به عهده می گیرد و دستورهای لازم را برای اجرای نقشه های طرح شده صادر می کند.

فرار دختران از خانه در ایران به عنوان یکی از مشکلات حاد روز مطرح است. این دختران با فرار از خانه ، به آواره های طرد شده جامعه تبدیل می شوند و برای زنده ماندن ، راههای مختلفی را جستجو می کنند. پایانه ها، نخستین محل توقف این دختران است. در اطراف این پایانه ها، اماکن و خرابه های زیادی وجود دارد که برای این دختران آسیب پذیر، خطرناک است.
اماکنی که در آن توزیع و مصرف موادمخدر در حال افزایش است و طبیعی است که این دختران تازه وارد که جایی برای اقامت ندارند، جذب چنین اماکنی می شوند. آمار دقیقی درباره دختران فراری وجود ندارد. پلیس روزانه 90 نفر از جوانان فراری را که قربانی تجاوز ، قتل و... شده اند، دستگیر می کند. اکثر این جوانان در ترمینال ها ، ایستگاه های راه آهن ، پارکها و... به سر می برند.
بنابر گزارشی ، از حدود 900 دختر فراری در تهران ، حداقل 30 نفر مورد تجاوز و قتل قرار گرفته اند. دامنه سنی این افراد بین 12 تا 19 سال است.
حدود 90 درصد آنها جرمی مرتکب نشده اند ، حدود 2 درصد آنها معتاد به مواد مخدر و 10 درصد خود معرف هستند. بیشتر آنها یعنی حدود 90 درصد در خیابان ها و ترمینال ها دستگیر شده اند.
ویژگی های فراری ها
بررسی ها نشان داده است که افراد فراری اختلال منش ، اراده ضعیف ، عقب ماندگی درسی و شخصیت تلقین پذیر دارند، حساس و زودرنج اند و به انحرافات ، اختلالات و بیماری های روانی از جمله صرع ، اسکیزوفرنی و پارانویا مبتلا هستند و به علت تکوین نیافتن شخصیت ، ثبات و انضباط اجتماعی ندارند.
همچنین برخی از آنها دچار ناراحتی عصبی و بی خوابی هستند. نتایج تحقیقات انجام شده درباره دختران فراری 12 تا 18 سال نشان می دهد که به طور اعم ، اختلالات خلقی ، سوء مصرف مواد، اسکیزوفرنیک و دیگر اختلالات سایکوتیک ، انطباقی ، سلوک و عقب ماندگی ذهنی نقش مهمی در فرار دختران از خانه دارند.
همچنین تحقیقات انجام شده درباره دختران فراری نشان می دهد، گرایش به عوامل شخصیتی ای از قبیل خلق نارس و وابسته (یک نوع اختلال عصبی)، اطاعت و تسلیم ، گسیخته خویی ، حساسیت هیجانی ، بی اعتمادی اضطراب آمیز و... در میان این دختران مشاهده می شود.
مطالعات مشابهی که در این باره انجام شده بیانگر این مطلب است که اکثر دختران فراری مبتلا به اختلالات روانی ، افسردگی شدید، اختلال سلوک (سعی در برهم زدن نظم جامعه مثل فرار از منزل ، آتش زدن مکانی و...) و اختلال PTSD (استرس پس از سانحه) هستند. البته امکان دارد فردی به طور همزمان چند اختلال داشته باشد. نتایج تحقیقات نشان می دهد که 11 درصد آنها مبتلا به افسردی همراه با سوء مصرف الکل و 85 درصد مبتلا به افسردگی هستند و 29 درصد نیز دست به خودکشی زده اند.
محیط متشنج خانوادگی
این افراد از نظر خانوادگی به دلیل نفاق ، ناسازگاری ، اعتیاد والدین ، تشنج محیط خانوادگی ، طرد و تحقیر، کمبود محبت ، از هم گسیختگی خانواده ، بی توجهی والدین و سرپرستان نسبت به امور تحصیلی بالاخص در خانواده های پرجمعیت و ترس از تنبیه در صورت شکست در تحصیل ، اقدام به فرار از منزل و ترک تحصیل می کنند.
داده های به دست آمده از تحقیق درباره دختران فراری ، 15 تا 24 ساله تهران نشان می دهد: بیشتر دختران فراری مجرد بوده اند و سنین 16 ، 17 و 18 سال بالاترین درصد را به خود اختصاص داده اند. حدود 95 درصد این دختران پدر یا مادر خود را به دلیل فوت یا طلاق از دست داده یا ازدواج مجدد کرده اند.
از لحاظ تحصیلات نیز بیش از نیمی از آنها والدینشان از تحصیلات پایین برخوردار بوده اند و خود نیز در وضعیت مشابهی به سر می برند. بیش از نیمی از دختران فراری (53 درصد) والدینشان با یکدیگر اختلاف داشته اند. بیش از نیمی از دختران فراری اذعان کرده اند خواسته های مادی شان برآورده نشده است.
تحقیقات دیگری درباره دختران بزهکار شهر تهران نشان می دهد، شیوه تربیتی مستبدانه ، غفلت و بی توجهی والدین ، تعداد زیاد افراد خانواده ، تحصیلات پایین ، نوع شغل والدین ، وضعیت نامناسب اقتصادی ، فضاهای کوچک زندگی ، زندگی در محلات شلوغ ، نوع تملک مسکن ، جدایی ، فوت ، انحرافات والدین و رفتارهای خصمانه نسبت به یکدیگر تاثیر بسیار زیادی بر این گونه معضلات دارد.
محیط نامناسب
اغلب آنها از نظر اجتماعی در منطقه و محیطی زندگی کرده اند که برای داشتن زندگی شرافتمندانه مناسب نبوده و در محیط اجتماعی شان رفتار ضداجتماعی ، آلودگی و اعتیاد وجود داشته ، با تیپ بی بند و بار و پرخاشگرانه مواجه بوده اند که اینها خود زمینه را برای محدود ساختن فرد و حوزه معاشرتی او فراهم کرده است.
انگیزه فرار
جلوگیری از وقوع پیامدهایی که در برخورد با شرایطشان قابل انتظار است. تکرار تجربیات دردناک و ناخوشایند زندگی . بودن در کنار افرادی که حمایت کننده ، تکیه گاه و مشوق آنها هستند. بودن در کنار افراد یا مکان هایی که آنها را از آشفتگی و مشکلات زندگی دور می کند.
نقش موثر خانواده در فرار دختران
خانواده به عنوان نخستین اجتماع که فرد در آن رشد می یابد و بسیاری از آموزه های فرهنگی و اجتماعی را در آن فرا می گیرد، اهمیت قابل توجهی در رشد و تعالی شخصیت فرد دارد. بر همین اساس در صورتی که آموزش اولیه فرد در دوران کودکی به صورت مطلوب و در چهارچوب معیارهای مقبول و پذیرفته شده جامعه نباشد، شخصیت کودک از رشد مناسب بی بهره می شود.

عوامل موثر بر فرار


در بحث عوامل فرار از خانه ، تحقیقات به این نتیجه رسیده است که بدرفتاری والدین ، تبعیض بین فرزندان ، طلاق یا جدایی والدین ، وجود ناپدری و نامادری ، روابط گسیخته بین فرزند و والدین ، اعتیاد والدین ، سوء استفاده جنسی والدین از فرزندان و به کار گرفتن آنان در امر خرید و فروش مواد مخدر تاثیر بسزایی در ایجاد این پدیده دارد.
همچنین از فقر و ازدواج نامناسب و زودهنگام ، یافتن شغل در شهرهای بزرگ ، دوستان ناباب و ماجراجویی و انجام کارهای متهورانه نیز می توان نام برد. تغییرات اجتماعی ، بالا رفتن توقعات نوجوانان برای زندگی بهتر از دلایل دیگر است.
قبلا در جامعه ایرانی به دلیل برخورداری از فرهنگ سنتی قوی ، آسیب های اجتماعی کمتری به چشم می خورد ولی امروزه جوانان به دلیل مواجهه و آشنایی با فرهنگ های بیگانه ، بسرعت جذب آنها می شوند.
همان طور که جامعه شناسان مطرح می کنند از دیگر عوامل فرار از منزل ، فیلمهای خشونت آمیزی است که از طریق ماهواره ، تلویزیون ، ویدئو و دیگر رسانه های گروهی پخش می شوند و نوجوانان با دیدن آنها یاد می گیرند که چگونه با کوچکترین ناراحتی با والدینشان درگیر شوند

و در دوران جوانی و نوجوانی آن را در قالب رفتارهای خشن ، نابهنجار، ضد اجتماعی و... از خود بروز می دهد.
پس سالم بودن محیط خانه به عنوان شاخص اساسی در رشد یافتگی و تعادل شخصیت فرد به شمار می رود، از سوی دیگر از هم گسیختگی خانوادگی ، درگیری والدین ، عدم مراقبت صحیح از فرزندان ، فوت والدین یا یکی از آنها، بالا بودن سطح انتظارات و توقعات بیش از حد، تبعیض قائل شدن بین فرزندان ، تنبیه و خشونت ، خانواده های پرجمعیت ، به کارگیری روشهای مستبدانه در تربیت و... از سوی یک خانواده نامتعادل براحتی زمینه های فرار، آسیب پذیری و... را در افراد به وجود می آورد.
محیط خانه به دلیل استرس ها و فشارهای موجود در مقطعی از زندگی فرد ناگهان تحمل ناپذیر می شود و با جرقه ای کوچک از سوی والدین یا یکی از اعضای خانواده نظیر برادر یا خواهر، عرصه بر فرد تنگ شده و فرار از منزل را برحضور در جمع خانواده ترجیح داده و راهی خیابان ها می شود. به عبارتی ، خانواده در اینجا به عنوان عامل تسریع کننده فرار به شمار می رود.
الگوهای غلط تربیتی
همان گونه که مطرح شد، جوانی و نوجوانی از حساس ترین دوران رشد یک فرد است . به عبارتی ، اهمیت این دوره کمتر از دوره کودکی نیست. جوانان گرایش ها و نیازهای متفاوتی دارند. بنابراین رفتارهای خود را بهترین عمل می دانند و در مقابل انتقادها و نصیحت ها واکنش نشان می دهند. در این میان ، برخی والدین با تدبیر و دوراندیشی نسبت به مسائل فرزندان خود برخورد می کنند و این دسته از والدین ، از آسیب پذیری روحی و روانی فرزندان خود پیشگیری می کنند.
در مقابل ، والدینی هستند که بدون توجه به این که حرکات و رفتار فرزندانشان در این سن ، خاص جوانی است ، واکنش های تند و زننده ای نسبت به رفتار فرزندان خود نشان می دهند و با رفتارهای غیرعقلانی همچون بی توجهی ، توهین و تحریم فرزندان با آنها برخورد می کنند. جوان در این مقطع ، هنگامی که با بی توجهی و کمبود محبت از سوی والدین روبه رو می شود، چاره ای جز ترک منزل و جستجوی محبت در دیگران ندارد و این مساله او را آسیب پذیرتر می کند و با توجه به این که دختران در معرض خطر بیشتری قرار می گیرند، آسان تر جذب باندهای شرارت و فساد می شوند.
متاسفانه در قرن بیست و یکم و هزاره سوم میلادی با توجه به رشد روز افزون علم و دستاوردهای آن ، همچنان شاهد اعمال شیوه های غلط تربیتی از سوی والدین هستیم اما با الگوسازی صحیح باید سلامت نظام اجتماعی را تضمین کرد. از سوی دیگر، با توجه به این که در دین مبین اسلام تاکید فراوانی بررفتار نیکو و راست با فرزندان شده است و آنها را چون گلهایی می داند که به مراقبت نیاز دارند؛ بنابراین یکی از روشهای کسب هویت و الگوهای رفتاری در تربیت فرزندان ، الگوبرداری از معنویات دین مبین اسلام است تا زمینه های سالم سازی محیط اجتماعی و سلامت فرزندان خود را فراهم آوریم.
دلایل فرار دختران از دیدگاه جامعه شناختی
در جامعه ما که اغلب پدرسالاری بر خانواده ها حاکم است ، فرار دختران می تواند به معنی مخالفت با استبداد خانواده و دور شدن از فشارها و رفتارهای ناعادلانه باشد.
آموزه های اجتماعی اعتقادی که ریشه در باورهای دینی افراد دارد، با آنچه در اجتماع رخ می دهد، متفاوت است. جوان با مشاهده تضادهای اخلاقی و اجتماعی ، دچار نوعی تناقض می شود. او در یک مقایسه ساده درک می کند که آنچه در آموزه های اجتماعی درباره عدالت آمده با آنچه در اجتماع می بیند، تفاوت دارند.
بنابراین اعتماد از او سلب می شود و به «خود» پناه می برد و کم کم به «پوچ گرایی» می رسد؛ محیط خانه را ترک می کند تا به جامعه ای برود که هیچ کس او را نمی شناسد. یعنی در واقع هم از خود فرار می کند و هم از اجتماع گریزان است.
بدون این که بداند چه چیزی در انتظار اوست و به سوی آنچه تمایل ندارد ، کشیده می شود و حتی به بسیاری از پدیده های خوشایند اجتماعی با عینک بدبینی نگاه می کند. خستگی روحی ، ناهنجاری های اجتماعی ، دگرگونی های بی ضابطه و پی در پی ، زمینه را برای گریز او از محیط خانه و خانواده فراهم می آورد و او به فرار فکر می کند.
در نهایت می توان گفت اگر محیط خانه آرام و سالم باشد امکان فرار دختران کمتر می شود. متاسفانه این پدیده در جامعه ما روز به روز در حال افزایش است که امید است کارشناسان و مسوولان با ریشه یابی های دقیق هر چه سریعتر در جهت کاهش این معضل اقدامات اساسی را به عمل آورند.

نیلوفر رستمی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها