حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
از اینجا شروع کنیم که اسم شما هم در فهرست وزارت ارشاد برای دریافت ارز دولتی است.
بله خب؛ فعلا فقط در فهرست هستیم و همچنان هم منتظر.
چرا؟
چون دولت نتوانسته ارز را تامین کند و ماهم فقط در نوبت هستیم. نه چیزی گرفتهایم و نه توانستهایم کاری انجام دهیم، چون وزارت ارشاد ما چند نفر را به عنوان معتمد به وزارت صمت و بانک مرکزی معرفی کرده، اما با وجود تمام پیگیریها نه ارز تخصیص میدهند و نه اجازه ثبت سفارش و نه حتی پاسخ مشخص. الان با این وضع کاغذ در صنعت نشر و مشکلات عدیدهای که داریم، عملا دل به وعده بستهایم.
البته در همین وضعیت برخی با ارز دولتی کاغذ وارد کردند و در همین بحران اقتصادی کشور به راحتی کاغذشان را به شکل آزاد فروختند. تازه پرونده برخیشان دارد اعلام عمومی میشود. فکر میکنید با گرفتن مثلا سلطان کاغذ مشکل حل شده؟ نخیر! خیلیهای دیگر نیز همین کار را در بازار نشر میکنند. لااقل دست اینها راکوتاه کنید.
برخی میگفتند که آقای تورانیان بهخاطر برخی اتفاقات حوزه نشر و شاید واردات کاغذ و ارز و... بازداشت شده است!
این شایعات از محبت دوستان میآید! لابد چون دلسوز صنف نشر هستیم و خصوصا اینکه نزدیک زمان انتخابات اتحادیه ناشران هم هست، شایعه میسازند تا مرا هم از صحنه خارج کنند. آنهم کسی که عمرش را برای خدمت در این راه گذاشته است. لابد فکر میکنند با این شایعات کذب میتوانند از کسی سلب مسؤولیت کنند یا مانع رای آوردن امثال من شوند. البته این شیطنتها و حرفهای بیربط صرفا از طرف برخی افراد است و نه بدنه صنف.
فکر میکنید برای بحران کاغذ چه راهحلهایی وجود دارد؟
کاغذ به عنوان کالای اساسی باید مدیریت شود تا ناشر هم با خیال آسوده کار کند. اگر مدیریت جهادی نباشد، این بحرانها حلشدنی نیست. مثلا تولید کاغذ برای هیچکسی اهمیت ندارد، کسی به کارخانههای کاغذسازی کاری ندارد. کسی نمیپرسد چرا تولید کاغذ تقویت نمیشود تا بخشی از نیاز کاغذ دولتی برآورده شود. جالب است برخی کارخانههای تولیدکننده کاغذ، خمیر کاغذشان را به خارجیها یا تولیدکنندههای سلولزی میفروشند. پس این کارخانهها به چه درد میخورند؟ همین الان شاید فقط 7 تا 8 درصد کاغذ داخل را تامین کنند.
کارخانههای داخلی نمیتوانند کاغذ تولید کنند یا نمیخواهند؟
نمیخواهند! چون سودشان در فروختن خمیر است و مشکلی هم ندارند چون نظارتی در کار نیست. مدیران با آرامش و راحتی مدیریت میکنند و انگار نه انگار که اوضاع واقعا خراب است. بحث اقتصاد مقاومتی کجای کتاب، کاغذ و... در نظر گرفته شده است؟ کشور ما معدن بسیاری از لوازم مورد نیاز برای تولید کتاب را دارد، اما کسی سراغش نمیرود. مردم هم مطالبهگر نیستند.
واقعا نمیدانم چرا کسی سراغ احیا کارخانههای کاغذسازی نمیرود و اصلا چرا کسی سراغی از این کارخانهها نمیگیرد. مگر تولید کاغذ سختتر از فرستادن موشک به فضاست؟ اگر این کارخانههای کاغذ داخلی را راه انداخته بودیم و برنامهریزی جدی داشتیم٬ اینقدر اسیر دست خارجیها نبودیم که بالاخره ارز تامین میشود یا نه؟ بالاخره بار کاغذ میرسد یا نه؟ این همه ظرفیت تولید داخلی داریم اما کارخانههای ما ورشکسته شدهاند.
تا زمانی که مدیریت جهادی نباشد و موضوع اقتصاد مقاومتی را در نشر و کتاب راه نیندازیم درجا میزنیم. دیگر هر چه میماند، تعارف است که هیچ کمکی به ما نخواهد کرد. متاسفانه برنامهریزی مدیران فرهنگی در حد آرامبخش است که فقط چند ساعت تاثیر دارد و بس.
نشر را با کار یکیدوشبه نمیتوان حل کرد. در صنعت نشر هر روز با شرایط بحرانی روبهرو هستیم و اثری از خلاقیت دیده نمیشود. به هر زحمتی است فعلا خودمان را نگه داشتهایم که پس نیفتیم.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....