در جستجوی ارتباط حقیقی

: دکتر محمدهادی همایون ، درجه دکتری ارتباطات و معارف اسلامی از دانشگاه امام صادق ع دارد. در همین دانشگاه عضو هیات علمی دانشکده فرهنگ و ارتباطات است و چندی است که به عنوان رئیس
کد خبر: ۱۱۸۶۳۵
پژوهشگاه فرهنگ ، هنر و ارتباطات در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت می کند. گفتگوی زیر به همین بهانه و با محوریت بحث ارتباطات ، رسانه و جامعه اسلامی صورت گرفته است.
گفتگو از عصر ارتباطات شروع شد و تا موضوع آخرالزمان در هالیوود و آثار سینمایی پیش رفته است . دکتر همایون معتقد است برخلاف این که گفته می شود ما در عصر ارتباط زندگی می کنیم ، اما در واقع در دوره قحطی ارتباط به سر می بریم و دچار سوءتغذیه ارتباطی شده ایم که این همه ما را از ارتباط حقیقی دور کرده است.

می گویند ما در عصر ارتباطات زندگی می کنیم. وضعیت ارتباطات در دنیای معاصر ما چگونه است؛
همان گونه که شما گفتید، چیزی که مشهور است ، می گویند ما اکنون در عصری به نام ارتباطات به سر می بریم. چه در جامعه جهانی و چه در جامعه خودمان . فناوری های ارتباطی همه اطراف ما را گرفته است و دور تا دور ما را وسایل ارتباطی پوشانده است ؛ ولی اعتقاد بنده این است که با دقت به عمق معنای ارتباطات ، متوجه این نکته می شویم که اینها، به طور حتمی به معنای ارتباطات واقعی نیست و اتفاقا ما داریم در یک دوره بی ارتباطی زندگی می کنیم.
معنای حقیقی ارتباطات چیست؛
ارتباط واقعی و حقیقی باید موجب همدلی و همزبانی بشود، [آن طور که از واژه انگلیسی communication برمی آید] و در ضمن همان گونه که ما از مبانی دینی خود استنباط می کنیم ، ارتباط برقرار می کنیم که به هم نزدیک بشویم ، همدل و همزبان بشویم ، این در جامعه ما بسیار ضعیف و کمرنگ است.
به چه دلیل؛!
به دلیل این که ، ما بیشتر به فناوری ها و وسایل ارتباطاتی متوجه و وابسته شده ایم و از ارتباط با یکدیگر دور شده ایم. یعنی دیگر کمتر همسایه به همسایه سر می زند، کمتر همنشینی های خانوادگی را می بینیم ، چه در خانواده های کوچک امروز و چه در خانواده های بزرگ و گسترده قدیم . حتی در محل کار هم ، بیشتر توجه ما به وسایل ارتباطی است. ما با همکاران خود نیز به معنای واقعی ، ارتباط نداریم. ارتباط برقرار کردن با وسایل ارتباطاتی مانند تلفن را، ارتباطی ناقص می دانم. اگر چه برای من خیلی سخت است که این نوع ارتباط را به عنوان ارتباط واقعی بپذیرم ؛ ولی به هر حال این نوع ارتباط را کامل نمی دانم . عقیده من این است که ما در یک دوره قحطی ارتباط به سر می بریم.
در دنیای معاصر چه جایگاهی برای مفهوم ارتباط چهره به چهره وجود دارد؛ آیا از این مفهوم ، می توان انتظار کار کرد و تاثیر مثبت را داشت یا نه؛
تصویری که ما امروزه در دنیا داریم ؛ البته نسبت به پیش اصلاح شده است ، محصول کار رسانه ای دشمن است ، یعنی دشمن از طریق جنگ رسانه ای و دروغهای رسانه ای ، چه در قالب شبکه های خبری ، چه در قالب شرکتهای بزرگ فیلمسازی مانند هالیوود و...، توانسته یک تصویر مخدوش از ما، انقلاب و ملت ما و فرهنگ ما ارائه بکند. البته همان گونه که گفتم ، اکنون این جریان خیلی اصلاح شده است. یکی از بسترهایی که می تواند جریان اصلاح تصویر ما را در دنیا مدیریت و ساده بکند، همین بحث ارتباط چهره به چهره است که باید با مردم دنیا داشته باشیم به طور کلی معتقدم در همه دنیا آن چیزی که می تواند مانند آب روی آتش ، تبلیغات علیه ما را خنثی کند، ارتباط چهره به چهره با مردم دنیاست . چون به هر حال اعتمادی که از ارتباط چهره به چهره بین 2 طرف ایجاد می شود، اصلا قابل مقایسه نیست و حجم آن بسیار بیشتر از اعتمادی است که به وسیله رسانه ها ایجاد می شود.
در صحبت هایتان به اصلاح شدن چهره ایران ، اشاره کردید. این اصلاح ، چگونه رخ داده است؛
من این اتفاق را کار خداوند می دانم. احساس من می گوید که به هر حال کانال های ارتباطی دیگری غیر از رسانه ها نیز در جهان وجود دارد؛ البته یک مساله مهم وجود دارد که جزو اعتقادات دینی ماست و آن این که ما، خداوند را «مقلب القلوب» می دانیم و معتقدیم که ارتباطات تنها در سطح این کره خاکی شکل نمی گیرد. اگر ارتباط با خداوند از سوی ما تصحیح بشود، خدا آن چیزی را که باید در دل طرف مقابل بیندازد، می اندازد. این نکته ، رمز به دست آمدن دلهای مردم است. یعنی ما لازم نیست که مکانیزمی طراحی کنیم تا به طور مستقیم روی مردم تاثیر بگذاریم. اگر ما رابطه خود با خداوند را اصلاح کنیم ، خداوند رابطه ما با مردم را اصلاح خواهد کرد. این عهد خداوند است.
با توجه به نکاتی که مطرح شد اولویت فرهنگی جامعه ما را چه چیزهایی می دانید؛
نخست ؛ پرداختن به نیروی انسانی در بخش فرهنگ از همه چیز مهمتر است. تربیت ، سازماندهی و چینش این نیروها در قطبهای فرهنگی به نظر می رسد که بسیار مهم است. به هر حال 27 سال از عمر انقلاب اسلامی می گذرد.

سوءتغذیه ارتباطی


بحثی که همیشه مطرح است این است که آیا فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی ما، توانایی و ظرفیت زنده کردن ارتباطات حقیقی را دارد یا خیر؛ به طور قطع همین طور است.
ما یک مسابقه ای مانند همه مردم دنیا در ارتباطات چهره به چهره و این گونه وابستگی ها داشته ایم.
این وابستگی ها و روابط با توجه به جامعه خودمان از یک سو و از سوی دیگر تاکیدات اسلام بر مفاهیمی مانند خانواده ، ارتباط با همسایه ، صله رحم و... باعث شکل گیری یک فرهنگ شده بود. به نظر می رسد ، در جامعه مدرن امروزی ، آن فرهنگ سابق در حال رنگ باختن است و ما در حال جایگزینی فناوری های ارتباطی با ارتباطات واقعی هستیم که البته ضرر هم می کنیم.
یعنی این که اینها ، ارتباطات واقعی نیست و این وسایل ما را دچار سوءتغذیه ارتباطی کرده است. ما فکر می کنیم که در حال سیر ارتباطاتی هستیم. ما به ارتباط حقیقی بسیار نیازمندیم و البته کمتر هم متوجه این نیاز و کمبود خود هستیم. ما باید متوجه این مشکل بشویم و بکوشیم ؛ آن ارتباطات واقعی را که در قدیم وجود داشت ، زنده کنیم

نیروهای فرهنگی بسیار خوب تولید شده اند که باید در عرصه فرهنگ در سر جای خودشان فعالیت کنند.
دوم: اصلاحات و بازنگری سازمان فرهنگی ، دولتی ما که نیازمند به توجه ویژه هستند. همان بحثی که مقام معظم رهبری با عنوان مهندسی فرهنگی ، از آن یاد کردند. سازماندهی سازمان فرهنگی ما با این پراکندگی ، دست کم ظاهری که در حوزه فرهنگ وجود دارد، مقوله بسیار مهمی است.
سوم: پژوهش در موزه فرهنگ با توجه به نگاه خالص اسلامی ، موضوعی است که ما به آن بشدت نیازمندیم . انقلاب ما، انقلابی فرهنگی بوده است و داعیه تحول جدی در حوزه فرهنگ را داشته است . ادعای ما این بوده است که دین ما توانایی پاسخگویی به همه پرسشهای مطرح شده در همه زمینه های انسانی را دارد. بویژه در حوزه فرهنگ که باید با مراجعه به منابع اصیل اسلامی ، پاسخ بسیاری از پرسشهای خودمان را پیدا کنیم؛ البته این کار، شروع شده است ، ولی باید با جدیت بیشتری ادامه پیدا کند.
به نظر شما چه مسائلی کمتر در رسانه های ما به آنها توجه شده است؛
من به شکلی کلی تر پاسخ می دهم. به هر حال ، رسانه یک واقعیت موجود جهان معاصر ماست. این واقعیت در ایران نیز حضور دارد که البته نباید و نمی توان آن نادیده گرفت. رسانه ، کارکردهای خودش را دارد. این واقعیت هم دارای نقاط ضعف و هم قوت است که ما باید آنها را بشناسیم. ما می پذیریم که اساس این رسانه به این شکل در تمدن غرب شکل گرفته و رشد پیدا کرده است ؛ اما این که آیا همه ذات این پدیده متعلق به فرهنگ غرب است یا خیر و این که چه عوارضی می تواند داشته باشد، قابل بحث است. باید دید که ضرر این پدیده بیشتر است یا نفعش؛ به نظر می رسد که شیوه حضرت امام ره و در حال حاضر، مقام معظم رهبری در مواجهه با رسانه گویای این نکته است که از این پدیده می توان استفاده های خوب و جدی کرد؛ اما اگر منظور شما آسیب شناسی رسانه ها پس از انقلاب است به نظر می رسد که مهمترین آسیب آن است که هنوز به الگوی رسانه دینی دست نیافته ایم و چون الگوی رسانه دینی خودمان را پیدا نکرده ایم ؛ یعنی هنوز نفهمیده ایم که چه کارهایی می توانیم با این وسیله (رسانه) در جامعه دینی خودمان بکنیم که در جامعه غربی نمی توان انجام داد، طبیعی است که نمی توانیم به شکل فعال با این پدیده برخورد کنیم. شاید تا حدودی غیر فعال برخوردمی کنیم [ نمی خواهم از کلمه منفعل استفاده کنم.] همین رویکرد، سبب شده است برویم و در بسترهایی از این زمینه که در غرب برای فعالیت فراهم شده است ، کار کنیم یعنی همانند آنها کار کنیم. مثلا کارکردهایی که غربیها برای رسانه در نظریات ارتباطات ، در نظر می گیرند، ما هم عینا از همان کارکردها، داریم استفاده می کنیم. این که آیا می شود این کارکردها را عوض کرد؛ آیا می توان شاخه جدیدی در کار کرد این مقوله ایجاد کرد؛ بحثهایی است که باید به آن توجه بیشتری شود؛ البته تلاشهایی هم در این زمینه انجام شده است ، مانند رادیو معارف که تجربه گرانقیمت جمهوری اسلامی است. همان امکاناتی که در رادیو بود و می توانست صرف خیلی از کارهای دیگر بشود در زمینه امور دینی و معارفی به کار گرفته شد. این شبکه ، تجربه جدیدی بود که به عقیده من ، نکته های مثبت زیادی دارد. این نشان می دهد که تلاشهایی در دست انجام است ، ولی ما باید به سوی حاکمیت الگوی رسانه دینی حرکت کنیم.
شما جایی را برای پژوهش در این حوزه در پژوهشگاه فرهنگ ، هنر و ارتباطات ، در نظر گرفته اید یا خیر؛
به طور حتم باید این کار را بکنیم . ضمن این که خاطرتان باشد، پژوهشگاه ما به یک وزارتخانه منتسب است و ماموریت اصلی آن ، حل کردن مسائل و مشکلات آن وزارتخانه است. مقولاتی که درباره آن صحبت کردیم ، مسائل کلی و عام جامعه اسلامی است که بیشتر باید از سوی دانشگاه ها حل و فصل شود؛ اما در عین حال ما نیز در پژوهشگاه باید به این مقولات توجه کنیم.
به نظر شما ویژگی های رسانه آرمانی و مطلوب چیست؛
به نظر می رسد فلسفه ای که بر ارتباطات حاکم است ، باید بر رسانه هایمان نیز حاکم باشد. به هر حال ما از همه چیزهایی که در اطرافمان می بینیم و خداوند در اختیارمان قرار داده است ، باید استفاده کنیم و به رشد برسیم. باید به سمت اعلی علیین حرکت کنیم. اگر رسانه ما و در مجموع رسانه های ما و ارتباطات ما می تواند این رشد را برای ما به ارمغان بیاورد، می فهمیم که در مسیر درستی حرکت می کند و اگر نمی تواند به معنای وجود مشکلات در رسانه ماست.
شاخصها و خصوصیات رسانه دینی چیست؛
اگر ما بتوانیم معرفت دینی ، بصیرت دینی و بینش دینی را از طریق رسانه ، در انسان ها به وجود بیاوریم ، کار درستی انجام داده ایم و در مسیر درستی حرکت کرده ایم. نکته ای به ذهن من آمد و آن این که گاهی رسانه ما از اساس بر بنیان دین بنا شده است و گاهی دین ، موضوعی است که در کنار دیگر موضوعات در رسانه به آن پرداخته می شود. میان این دو، فرق و تفاوت است. اگر دین را به عنوان یک موضوع در رسانه مطرح می کنیم ، این به معنای دینی بودن رسانه ما نیست.

محمدرضا طیرانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها