وزیر گفت: «بحمدا... توپ توپ است.»
رئیسالوزرا گفت: «از کجا معلوم؟»
وزیر دست راست گفت: «مثلا اینکه تمام پینهدوزان توانستهاند خودروی نوی خارجی بخرند.» رئیسالوزرا با پشت دست بر دهان وزیر دست راست کوبید و گفت: «تدبیرت کجا رفته!؟ اگر اوضاع خوب بود باید کفاشها خودروی نو میخریدند، نه پینهدوزها. وقتی پینهدوزها ثروتمند میشوند معنی و مفهوم آن این است که ملت پول ندارند کفش نو بخرند و کفشهای کهنهشان را تعمیر میکنند و میپوشند و به این ترتیب پینهدوزها ثروتمند شدهاند.»
آنگاه رو به وزیری که دست چپ او نشسته بود کرد و گفت: «نظر تو چیست؟» وزیر گفت: «در کنار شما ما غلط میکنیم نظر داشته باشیم.»
رئیسالوزرا وقتی فهمید وزیر دست راست خنگ و وزیر دست چپ چاپلوس و متملق است، نخست دستور داد هردو را چوب بزنند، سپس دستور داد نخست یارانه پینهدوزان و سایر دهکهای بالا را قطع کنند و مبلغ یارانه سایر اقشار را افزایش دهند و قانون پرداخت وام فوری خرید کفش منتها با سود ۲۴ درصد را به تصویب برسانند. در ادامه به جهت فقدان سخنگو، همه بِلکل خاموش شدند!
امید مهدینژاد
طنزنویس
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....