حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
شیر که مشغول استراحت بود، یک چشمش را باز کرد و گفت: سلام.
سگ گفت: بیا با هم کشتی بگیریم.
شیر چشم دیگرش را هم باز کرد و به اطراف نگاه کرد تا ببیند کجا دوربین مخفی نصب کردهاند. اما چیزی نیافت. پس به سگ گفت: برو بچه.
سگ گفت: نمیآیی؟
شیر بار دیگر گفت: بهت میگم برو بچه.
سگ گفت: پس به نزد بقیه سگها خواهم رفت و به آنها خواهم گفت شیر از کشتی گرفتن با من ترسید.
شیر گفت: بهتر از این است که من به نزد بقیه شیرها بروم و آنها بگویند خاک بر سرت با سگ کشتی گرفتی؟
سگ گفت: اقلا اجازه بده با دمت بازی کنم.
شیر گفت: بچه جان، یک موز بردار و برو.
سگ که خود را در رسیدن به کلیه اهداف استراتژیکش ناکام یافته بود، در اکانت شخصیاش در توییتر یک فحش انگلیسی توییت کرد و گریخت.
امید مهدینژاد
طنزنویس
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....