از برنامههای سرگرمکننده صرف گرفته تا مجموعههای تلویزیونی و برنامههای مرتبط با قشر کودک و نوجوان و فیلمها و مجموعههای مستند و مستند ـ داستانی که این آخری هم طرفداران پروپاقرصی در گوشه و کنار جهان دارد که ایران نیز از آن مستثنا نیست. سینمای مستند یکی از ریشه دارترین گونههای سینمایی در ایران است که بسیاری از فیلمسازان معتبر کشور هم به تولید آثاری در این باب مبادرت ورزیدهاند. برای مثال میتوان به ناصر تقوایی، محمدرضا اصلانی، کیانوش عیاری، محمدرضا اصلانی و... اشاره کرد که هر یک از آنها آثار شاخص و ماندگاری را در این عرصه کارگردانی کردهاند. اما تلویزیون را میتوان خانه اصلی مستندسازان به حساب آورد که از دیرباز تا به امروز، مستندسازان را حمایت کرده و به لحاظ مالی این آثار را تا حدود زیادی تامین کردهاست. به غیر از آن تلویزیون در زمینه پخش این آثار نیز در برهههای مختلف فعال بوده تا مخاطب عام هم بتواند در کنار مخاطب خاص با این سبک از فیلمسازی هم آشنا شده و ارتباط برقرار کند. حال نگاهی به چند نمونه از این آثار که در قاب کوچک هم به نمایش درآمدهاند؛ میاندازیم. با امید به اینکه در آینده شاهد تولید مستندهای ماندگارتری باشیم.
از مستندهای انقلاب تا مستندهای ارتحال امام خمینی)ره (
درگیری گسترده مردم با حکومت شاهنشاهی، مصالح کافی برای تولید مستندی جذاب را در اختیار کارگردانهای جوان آماتور حرفهای قرار داد که شاخصترین آنها مستند برای آزادی ساخته حسین ترابی است. مستندی دو ساعته که از فاجعه سینما رکس آبادان تا انتخابات دوازدهم فروردین 1358 را دربرمی گیرد. روز 14 خرداد هم که مردم ایران با امام خمینی(ره) وداع کردند، فرصت مناسبی برای ساخت فیلمهای متعددی در اختیار مستندسازان قرارداد که وجه اشتراک همه آنها حضور انبوه و میلیونی مردم ایران در بهشت زهرای تهران بود.« تشییع بزرگ» یکی از شاخصترین آنهاست که روایتی است نو و کمتر شنیده شده از اجتماع بزرگ انسانی برای وداع با پیکر بنیانگذار انقلاب اسلامی از زبان خلبانهای بالگرد حامل پیکر مطهر امام خمینی(ره). خلبانانی که بالگرد را هدایت میکردند، خاطرات زیادی از آن روز حزنانگیز به یاد دارند که در این مستند به روایت آنها میپردازند و از اتفاقاتی میگویند که شاید کمتر کسی در کشورمان از آنها مطلع باشد. در این مستند دیدنی و جذاب، مخاطب تصاویری میبیند که شاید در این سالها ندیده بود، و پای روایت تازهای از آن روز حزنانگیز برای مردم ایران مینشیند. ایده استفاده از خلبانهای بالگرد برای روایت آن روز هم، ایده درخشانی بود که از نقاط قوت اصلی کار به حساب میآید.
مستندهای دفاع مقدس
جنگ تحمیلی هشت ساله، مستندسازهای زیادی را تحویل جامعه فیلمسازی داد که از میان آنها سیدمرتضی آوینی چهرهاییگانه و ماندگار به حساب میآید. روزنامهنگار و فرد صاحب اندیشهای که از همان روزهای شروع جنگ دوربین را به مثابه قلم در اختیار گرفت و مستندهای درخشانی از جبههها و رزمندگان ساخت. نکته مهمی که در آثار آوینی به ویژه «روایت فتح» به چشم میخورد، حضور بیواسطه دوربین در جبهههاست. بهگونهای که فرد جلوی دوربین مرز میان خود، آوینی و گروهش را برداشته و صمیمیت خاصی را میدهد که به عمق جان مخاطبان مینشیند. از طرف دیگر مستندهای جنگی او از یک خط داستانی برخوردار است که برای مخاطب عام هم جذابیتهایی دارد. صدا و لحن خاص سید مرتضی آوینی هم دیگر نقطه قوت مستندهای اوست که حس و حال خاصی داشته و به خوبی روی تصاویر آن مینشیند. آوینی که فروردین 1372 و هنگام ساخت یکی از مستندهایش روی مین رفت و به شهادت رسید، وزن و تشخص خاصی به مستند تلویزیونی بخشید و نام خود را بهعنوان یکی از بهترینهای آن ثبت کرد. در کنار این آثار باید به آخرین روزهای زمستان ساخته محمدحسین مهدویان هم اشاره کرد که البته در قالب مستند داستانی جای میگیرد. شهید غلامحسین افشردی (حسن باقری) بهعنوان یکی از جوانترین فرماندهان جنگ که در سال 1361 به فیض شهادت رسید، شخصیت خاص و ویژهای داشت که در آن سن کم بهعنوان یکی از تاثیرگذارترین فرماندهان شناخته شد و نقش موثری در پیروزیهای رزمندگان ایران در آن ایام داشته است. محمدحسین مهدویان به عنوان نویسنده فیلمنامه و کارگردان آخرین روزهای زمستان با استفاده از بازیگری که به لحاظ چهره بسیار شبیه به این شهید بزرگوار است، بخشهایی از زندگی وی را بازسازی کرده و مخاطب را هرچه بیشتر با ایشان و عقایدشان آشنا میسازد. مهدویان برای این امر بسیاری از مکالمات پشت بیسیم را هم با استفاده از سندهای مکتوب بازسازی کرده و ترکیب دلنشینی از واقعیت و داستان را خلق کرده است. از سوی دیگر مصاحبه با خانواده شهید حسن باقری نیز در شناخت عمیقتر مخاطب از ایشان بسیار موثر بوده و جنبههای کمتر دیده شده از شخصیت وی را به نمایش میگذارد. استفاده از بازیگرانی با چهرههای بسیار شبیه به فرماندهان زمان جنگ همچون محسن رضایی نیز از دیگر نقاط قوت آخرین روزهای زمستان است که حاوی اطلاعات مفیدی درباره آنان برای نسل جوان مخاطبان این برنامه است. نکته دیگر استفاده کارگردان از چهرههای ناشناخته برای ایفای نقشهای اشاره شده در بالاست که تنها شباهتهای آنان با فرماندهان جنگ را مدنظر قرار داشته و این ناشناختگی به مستندتر شدن کار کمک شایانی کرده است.
مستندهای حیاتوحش و طبیعتگردی
بیشک مهمترینگونه مستند تلویزیونی که طرفداران بسیاری هم دارد، مستند حیاتوحش و زندگی دیگر جانداران است. در این دسته از آثار، مستندساز وارد طبیعت شده و با بهرهگیری از یک فیلمنامه مدون بهدنبال ثبت و ضبط چیزی است که میخواهد. در حقیقت این شکل از مستندسازی نیاز به آدمهایی صبور و در عین حال حرفهای دارد که عشق به مستندسازی داشته باشند. زندگی طولانیمدت در جنگلهای نهچندان امن در شرایطی سخت از جمله مشکلات این کار است که تنها شور و علاقه به کار آن را آسان کرده و به نتیجهای درخشان میرساند. کارکرد مهم این آثار بیش از هر چیز آشنایی انسان با دیگر مخلوقات در جاهای مختلف جهان است که با نظم حیرتآوری چیده شده و چرخه غریبی را شکل دادهاند. چرخهای که در آن هریک از جانداران بهدنیا آمده، زندگی کرده و از بین میروند، بدون آنکه خللی در نظم آن ایجاد شود. در عین حال این قبیل آثار، چرخه اقتصادی مناسبی داشته و حتی سودآور هم جلوه میکنند. در ایران، مستندهای حیاتوحش کمتر جدی گرفته شده که بخش مهمی از آن به گرانی وسایل و طولانی بودن مدت فیلمبرداری بازمیگردد که بازگشت سرمایه را دچار مشکل میکند. «سفر به آمادای» ساخته فرشاد افشینپور که در بخش سینمای مستند جشنواره فیلم فجر هم به نمایش درآمده، شاخصترین مستند در این باب است که چندینبار از شبکههای مختلف تلویزیونی به نمایش درآمده است. نمایشی حیرتانگیز از طبیعت و چرخه زیستی استان همدان که در چند فصل مختلف تصویربرداری شده است. کیفیت و وضوح تصاویر از یک سو و صدابرداری بی نقص و درخشان از سوی دیگر، از نقاط قوت سفر به آمادای به حساب میآیند که حتی مخاطب بیگانه با مستند را هم پای گیرندهها مینشاند. در زمینه مستندهای بومشناسانه و طبیعتمحور هم با یک مستند بسیار جذاب به نام ایرانگرد با اجرای خوب جواد قارایی در سالهای اخیر مواجهیم که توجه بینندگان بسیاری را به خود جلب کرده است. قارایی در هر قسمت به منطقهای از ایران پهناور رفته و اطلاعات خوبی از منطقه یادشده در زمینههای گوناگون به مخاطب میدهد. اجرای گرم و صمیمی قارایی یکی از برگ برندههای ایرانگرد در مواجهه با مخاطبان است که فاصله خود و آنها را به شکل مطلوبی کاهش داده است.
مستندهای اجتماعی
یکی از شاخههای مهم گونه مستند که بسیار مورد توجه مستندسازها بوده و موجبات خلق آثار جذابی را فراهم کرده مستند اجتماعی است. مستند تلویزیونی «تازهنفسها» به کارگردانی کیانوش عیاری یکی از آنهاست که در تابستان سال 1358 و حال و هوای ایران انقلابی ساخته شده است. در این فیلم که در سالهای اخیر هم بازپخش شده، تصاویری از جامعه ایران در این برهه زمانی میبینیم. دوربین عیاری ما را به روبهروی دانشگاه تهران میبرد. از بساطهای گوناگون کتابفروشیها و نوای سرودهای انقلابی گرفته تا بحثهای خیابانی و . . . که همگی آنها به مخاطب امروزی کمک میکند تا تصویری از ایران سال58 داشته باشد. جزئینگری و نگاه ریزبینانه به جامعه که شاکله آثار عیاری را تشکیل میدهد در این مستند در اوج خود بوده و به همین خاطر هم از تازه نفسها بهعنوان یک سند تصویری قابل استناد نام برده میشود. «آقایهرتز» ساخته صادق داوریفر از جمله مستندهای شاخص تلویزیونی سالهای اخیر است که عشق و علاقه یک جوان از استان سیستان و بلوچستان به رادیو را به تصویر کشیده است. فیلم در نیمه اول خود حال و هوای شوختری نسبت به نیمه دومش دارد که به مرور رگههای تلخیاش پررنگتر شده و در نهایت قهرمان فیلم(سیدسراجالدین موسوی) را با حقیقتی تلخ روبهرو میکند. نکته مهم این فیلم که آن را بهعنوان یک مستند پرتره برجسته کرده، فراموش کردن دوربین توسط سراجالدین در بخشهای مهمی از فیلم است که فاصله مابین خود، دوربین و مخاطب را برداشته است.
محمد جلیلوند