یادداشت

مجموعه‌های نمایشی، آیینه تمام‌نمای دوران‌ها

مدتی است که با تاسیس شبکه‌هایی چون آی‌فیلم و تماشا در سازمان صدا و سیما، بازپخش مجموعه‌های گوناگون نمایشی در تلویزیون رونقی دوباره گرفته‌اند و مجال برای تماشای بسیاری از مجموعه‌هایی که دلتنگ دوباره دیدنشان هستیم، فراهم شده است.
کد خبر: ۱۱۵۲۲۰۴

تماشای دوباره مجموعههای قدیمی، با چندین لطف همراه است. تردیدی نیست که زمانه عوض شده است؛ روزگار هر روزه رنگ عوض میکند و آدمها هم همراه با آن درگیر تغییر میشوند. زندگی امروزمان حتی شبیه به دیروز هم نیست؛ چه رسد به سالها قبل و در این میانه، مجموعههایی که بازپخش میشوند به منزله فرصت خوبی هستند تا دیروزمان را در قالب تماشایشان ببینیم و متوجه شویم که در گذر عمر، چه چیزها از دست داده و در عوض آن چهها از روزگار گرفتهایم.

هر مجموعه نمایشی، چنانچه تیزهوشانه ساخته شود و داستانی درست و ساختاری متقن داشته باشد، میتواند به منزله آیینهای تمامنما برای زمانهاش تلقی گردد. آیینهای که در آن خودمان و روزگارمان را ببینیم و سالها بعد، وقتی فرصت دوباره دیدنش فراهم میشود، از روزگار گذشته آگاهی یابیم. چه کسی پیدا میشود که هزاردستان را ببیند و دلش برای سنتهای اصیل فرهنگمان پر نزد؟ کیف انگلیسی، مدار صفر درجه و حتی سریالهای معاصرتری چون آژانس دوستی و بسیاری آثار دیگر، همه وفادار به بستر زمان خود هستند و حرفهایی از دوران خود برای گفتن دارند.

همین مجموعهها میتوانند در قالب اسناد و مستنداتی باشند تا بعدها مورد مراجعه قرار بگیرند و شرح تصویری دورانی را بازگو کنند.

این روزها در مجموعهها به نظر میرسد که وفاداری به زمان و بستر حال، تا اندازهای کمرنگ شده است. مجموعهها ارتباطشان را با زمانهشان از دست دادهاند و دیگر انگار برایشان فرقی نمیکند که داستانشان در برهه درستی روایت شود یا نه. سریالهای دهههای شصت و هفتاد را که نگاه میکنم، دلم برای زمان حالمان میسوزد. راستی، اگر کاری نکنیم و زودتر دست نجنبانیم، تصویر زمانه ما چگونه برای نسلهای بعدی ثبت خواهد شد؟

زهرا غفاری- روزنامهنگار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها