خانوادهاش اما میگویند بعد از مدتی دیدیم برخلاف بازنشستگی از حقوق خبری نیست، کسی هم به خودش اجازه نمیداد که علت را سوال کند.
بعد از مدتی اما یکی از دخترها پا پیش گذاشت و موضوع را از پدر جویا شد که ازحجتالاسلام مرحوم شنید که من بعد از انقلاب بهواسطه مسئولیتها، سفرها یا منبرهایی که داشتم نتوانستم مقررات اداری را ازنظر مرخصی و ساعت حضور و غیاب دقیق رعایت کنم بنابراین حق خودم نمیدانم که از این امتیازات و حقوق استفاده کنم و داوطلبانه خواستهام مستمریام قطع شود.
سیدامیرحسین، پسر ایشان اما بعد از مدتی خواست که به نیابت از پدر دنبال برقراری این حقوق برود که مرحوم حسینی با لحنی جدی گفت چیزی را که من حق خودم نمیدانم شما هم حق نداری دنبال کنی.