حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
پارسال بعض رعیت را در کوی و برزن میدیدیم که حرمت ماه شریف خدا نگه نداشته و به اکل اغذیه و شرب اشربه مشغول بودند. دوباری هم تذکار دادیم، عارض شدند ما نمیتوانیم روزه بگیریم، فرمودیم چهتان است؟ عارض شدند: گشنهمان میشود. هیچکس هم نبود توی کلهشان فرو کند که الدنگ خان بخشی از فضیلت روزه به همین است که هیچ نخوری و نیاشامی تا هم به فکر مستضعفین باشی و هم آن خندق بلا را یک ماه استراحت دهی که در یازده ماه بعدی بتوانی همانطور به بلع و هضم بپردازی . اصلا گیریم بیمار هم باشی صلاح نیست که در مقابل دیده صائمین ارجمند بطری پشت عرق کرده تگری آب معدنی بهدست گرفتی و عین شتر سه روز راه پیموده دست به کمر وسط خیابان بلایقف قورت قورت مینوشی و سیب زیر گلویت بالا پایین شود .
مریضی، بیماری و ناتوانی هر چه هستی آن بطری لامذهب را ببر در خم شکم یک کوچه به کمرت بزن تا دل بندگان خدا را به خواهش و هوس نیندازی. بعض دیگر از رعیت نیز انگار روزه میگیرند و منتش را سر ما دارند. خب اخوی جان روزه گرفتهای مقداری طبیعی است که تشنگی و گرسنگی غالب گردد. اینکه در ماه خدا که ماه برکت و مهربانی و رحمت است. یک به دو نشده که نباید تا یکی بوق زد و حرف زد، دست به قفل فرمان برده و طرف را عین نان قندی مشت خورده خاکشیر کنی. مگر نه که بزرگان شریعت فرمودهاند روزه به نوعی تمرین صبر و تحمل است. خب وا بده برادر من صبوری کن و برای خدا سیاق بنویس و با او حساب کتاب کن. زیاده فرمایش نداریم.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....