بنابراین زمانی که انسان در کار اکوسیستمها مداخله میکند، ساختارهای طبیعی توانمندیهای خود را از دست میدهند. به بیان دیگر، دستکاریهای انسان در اکوسیستم سبب شده طغیان آفات و امراض در جنگل اتفاق بیفتد.
دستکاری در طبیعت شامل ورود گونههای غیر بومی، برداشتهای غیر اصولی و اقداماتی از این دست است. این رفتارهای اشتباه سبب شده نظم اکوسیستم به هم بخورد.
به این ترتیب برای درمان اکوسیستمی که نظماش به هم ریخته تا به شرایط گذشته باز گردد و کمتر طغیان آفات و امراض در آن اتفاق بیفتد، باید همه کارهای اشتباهی که انجام شده را تکرار نکرد و به جنگل فرصت داد توانایی اش را به دست آورد، چراکه هر گونه دستپاچگی و دخالت سبب میشود کار خرابتر شود.
در جنگلهای غرب با وجود تخریبهای زیاد، شاید بازگشت به شرایط گذشته از شمال هم راحتتر باشد. البته مسائل را به این سادگی نمیتوان بیان کرد. در گذشته که عبور دامداران و عشایر از جنگلهای زاگرس جریان داشت، این عبور در یک زمان کوتاه انجام میشد و فضولات دامهایی که از جنگل عبور میکردند به کود تبدیل میشد و چونکه عبور دام موقتی بود، جنگل مدتی استراحت میکرد. اما این روزها فرصتی به خودسازی و بازسازی جنگل داده نمیشود؛ جادههای زیادی دل جنگل را شکافته و توسعه ناپایدار کمر به تخریب جنگل بسته است. برای عبور خطوط لوله آب و گاز جنگل تخریب میشود و فرصتی برای احیا به جنگل داده نمیشود.
لازم به یادآوری است برای احیای اکوسیستمها به زمان و دانش نیاز است، به همین دلیل باید از نظرات کارشناسان خبره استفاده کرد تا جنگلها را برای نسلهای آینده به یادگار باقی گذاشت.
نصرتا...صفائیان
اکولوژیست