چراسمن ها از شورای شهر انتقاد می کنند؟

چندی پیش نامه‌ای خطاب به ریاست «کمیسیون فرهنگی اجتماعی شورای شهر پنجم تهران»، محمدجواد حق‌شناس، منتشر شد که در آن بخش قابل توجهی از دبیران سمن‌ها بویژه شبکه‌های سمنی شهر تهران نسبت به عملکرد ریاست «ستاد توان‌افزایی سازمان‌های مردم‌نهاد» انتقاد کرده بودند.
کد خبر: ۱۱۳۹۷۳۶

در آن نامه اشاره شده بود: «همانگونه که میبایست آگاه باشید جناب حجت نظری، ریاست محترم ستاد توانافزایی سازمانهای مردمنهاد، که عضو آن کمیسیون است در روزهای پایانی سال 1396 گفت که 11 عضو از 12 عضو آن ستاد را مشخص کرده و منتظر نفر دوازدهم، یعنی نماینده استانداری است تا بالاخره کار آن ستاد را آغاز کند (گفتنی است در حدود هفت ماهی که از برکناری مسئول پیشین ستاد میگذرد هنوز اقدامی در آن صورت نگرفته است). با توجه به آنکه پنج نفر از این تعداد از اعضای آن شورا، دو نفر کارشناس این حوزه و سه نفر نمایندگان سازمانهای مردمنهاد هستند، این پرسش برای ما بهوجود آمده که فرآیند و سازوکار انتخاب نمایندگان سمنها چگونه بوده است؟»

در این نامه، دبیران چهار شبکه محیطزیستی، میراثی، «یاری کودکان کار» و تشکلهای «حوزه مدیریت بحران و امداد و نجات» استان تهران به همراه نماینده سمنها در استانداری تهران و نزدیک به 50 دبیر سمنهای فعال و سرشناس شهر تهران ــ همچون کانون هموفیلی ایران، حامیان جامعه مدنی، جمعیت زنان مبارز با آلودگی محیطزیست، انجمن افراز، انجمن غار و غارشناسی ایران، انجمن امداد ایرانیان، انجمن مجموعهداران ایران، کانون فرصت شهرری، انجمن پایشگران محیطزیست ایران (پاما)، گروه دیدبان کوهستان، انجمن کوهنوردان ایران، کمیته پیگیری خانههای تاریخی تهران، انجمن رفتگران طبیعت، انجمن دامون و انجمن ایلامشناسی ایران ــ به جهت شکلگیری همراهی و همکاری نهادینه در آینده، از دکتر حقشناس خواسته بودند: «از آنجا که ما خود را دلسوز شهرمان و شورای شهری که انتخاب کردهایم میدانیم؛ نمیخواهیم ارتباط ما با آن ستاد مانند دوره پیشین آنجا به کمینه خود برسد؛ و شورای کنونی نیز همواره بر شفافیت تأکید داشته است؛ و با توجه به آنکه شهر تهران دارای بیشترین تعداد سمنها در کشور است که بسیاری از آنها در حوزههای تخصصی خود تشکیل شبکه دادهاند؛ این برای ما مهم است که تفاوت عملکردها را ببینیم، و چه شایسته بود که در انتخاب کارشناسان آن ستاد هم، طی سازوکاری، با کنشگران و دبیران سمنها ــ یا دستکم دبیرکلهای شبکههای موجود استانی ــ رایزنی میشد، که این اتفاق روی نداد. اما اینکه در انتخاب نمایندگان سمنها هم این مشورت صورت نگیرد و احتمالا بر پایه آییننامهای داخلی فقط کارشناسان آنها را معرفی کنند نشانه خوبی نیست.»

از همین رو و درباره این نامه، که گام مهمی در بیان جمعی مطالبات مدنی و هویت بخشی بیشتر و بهتر به سمنهای مردمی است، گفتوگویی انجام دادیم با یکی از امضاکنندگان آن، علیرضا افشاری که دبیرکل شبکه سمنهای میراثی استان تهران است.

نخست این که کارکرد و هدف از ایجاد «ستاد توانافزایی سازمانهای مردمنهاد» چه بوده؟

همانطور که از نام ستاد برمیآید این ستاد توسط نمایندگان مردم در اداره شهر و به قصد سازماندهی و در اختیار درآوردن امکانات مدیریت شهری برای توانمند ساختن نهادهای مدنی شکل گرفته است. ما هر چه فاصله میان سازمانهای حکومتی، سپس دولتی و بعد عمومی را با مردم بهوسیله نهادهایی مردمی پر کنیم، طبیعتا شیوه اداره مملکت، مردمیتر خواهد شد و خروجی آن ماندگار و پایدارتر میشود. توانمندسازی این نهادها در کنار حضور خودجوش مردم در فعالیتهای داوطلبانه دوگانهای است که میتواند به این امر منجر شود. با چنین اندیشهای این نهاد در شورای شهر تهران شکل گرفت. رئیس این ستاد عضوی از کمیسیون فرهنگی ـ اجتماعی است که با حضور نمایندگانی از کمیسیونهای اصلی شورای اسلامی شهر تهران، وزارت کشور و شهرداری تهران بویژه بودجه قابل اعتنایی که در اختیار دارد و توان تأثیرگذاریاش بر مهمترین نهاد مرتبط با موضوع سمنها در شهر تهران، یعنی شهرداری قدرتمند این اَبَرشهر که فضاهای فرهنگی بسیاری را در اختیار و توان اصلی تأثیرگذاری در لایههای مختلف شهر را بر دوش دارد، میتواند و میبایست به رشد و توانمند شدن سمنها در این شهر و کشور یاری برساند و دستکم نیاز اولیه سمنها همچون در اختیار داشتن جا برای فعالیتشان را پاسخ دهد.

آیا در این سالها این ستاد مصدر خدماتی برای سمنهای تهرانی بوده است؟

شوربختانه خیر؛ چراکه این ستاد هم به سرنوشت بسیاری از سازمانها در کشور ما دچار شد که همه قوانینی خوب و پیشرو دارند، اما بهگونهای ضعیف و کاملا سیاسی اجرا میشوند. ریاست پیشین این ستاد فقط با شمار محدودی از سمنها کار میکرد و حتی همانها را هم یاری چندانی نکرد، جز دادن چند بُن و کارت هدیه! و در واقع از آنها بهگونهای کاملا ابزاری برای تبلیغ فردی بهره میبرد و شوربختانه بخش بزرگی از بودجه ستاد را دستمایه اجرای طرحهایی بیخاصیت و تبلیغی کرد که فقط برای چند نفر از نزدیکان وی که سمنهایشان اجرای آن طرحها را بر عهده گرفته بودند، سود در بر داشت. اما انتظار داشتیم و داریم حال که کسانی با اندیشههای متفاوت و معتقد به نهادهای مدنی به شورای شهر راه یافتهاند، این وضعیت بسرعت تغییر کند که هنوز در طی نزدیک به سه فصلی که از حضورشان میگذرد اقدامی مشاهده نشده و در زمینه به مشارکت گرفتن توان مدنی شهر وضعیت همچنان تغییری نکرده است. فراموش نکنیم فرصتها محدود هستند و اکنون همانگونه که در ماجرای شهرداری تهران شاهد بودیم، در برههای نیستیم که دوستان اینقدر نسبت به چنین مسائل بدیهی تعلل داشته باشند، مگر آنکه هدفی دیگر در سر داشته باشند که خب، ما از آن آگاهی نداریم.

به نظر شما ستاد اکنون چه کارهایی را میتواند انجام دهد که از انجامش دریغ کرده است؟

کوتاه فهرست کنم، این کارها شدنی است و نیاز به زمانی طولانی هم ندارد! نخست بهره بردن این ستاد از افراد آگاه و باتجربه در حوزههای سمنی در کادر اداری و مدیریتی ستاد که تاکنون محقق نشده و آنچه هم تاکنون جسته گریخته به گوشمان رسیده ــ که همین نشانه ضعف در شفافیت است ــ نشان از حضور جوانانی سیاسی و نه مدنی در بدنه آن دارد . تنها فردی که پیشینه سمنی دارد نیز تهرانی نیست که این انتخابها جای شگفتی دارد، زیرا خوب میدانیم منش افراد سیاسی در برخورد با کوششهای مدنی به کل متفاوت با منش افراد مدنی است.

دوم، چیدن سازوکاری برای ارتباط ستاد سمنها با سمنهای شهر است که این ارتباط، مانند قبل، به سمنهایی خاص محدود نشود. پیشنهادی هم که مدتهاست طرح کرده و تکرار میکنم ارتباط با سمنها از طریق شبکههاست. در حوزههایی هم که شبکهای شکل نگرفته میتوان با یاری چند سمن فعال در آن حوزه شبکه را شکل داد. با این کار، خود بهخود جلوی بسیاری از حرف و حدیثها در ارتباط مستقیم ستاد برای یاریرسانی به یک سمن بسته میشود، وقتی آن سمن مورد تائید شبکه آن حوزه باشد. و موضوع مهم دیگر که میبایست در شورای شهر بویژه در حوزهای که با سمنها در ارتباط است کاملا رعایت شود، شفافیت است؛ شفافیت در روند کار و شفافیت در هزینهکردها. شوربختانه توسط گروه جدید حتی یک گزارش ساده مالی از چهار سال گذشته ستاد هم ارائه نشده است.

آیا اقدامی برای برقراری ارتباط با ریاست جدید این ستاد توسط سمنها انجام شده است؟ اگر انجام شده و نتیجه نگرفته، علتش چه بوده است؟

همانطور که در متن نامه اخیر مشاهده میکنید گروه مدیریتی حتی برای معرفی نمایندگان سازمانهای مردمنهاد به ستاد هم با سمنها مشورتی نداشته است، حال تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل؛ آن هم در شهری بسیار پرجمعیت چون تهران و با وجود این همه نهادهای مدنی پیشرو آنهم در شورای شهری اینچنین مدعی احترام گذاشتن به مردم. پس، دیگر میتوان وضعیت سمنها و کار مدنی در دیگر شهرهای کشور را حدس زد که چگونه است. آری، به همراه دو نفر دیگر از دبیران شبکهها و چند نفر از دوستان سمنی، دیداری اولیه با جناب نظری داشتیم و ایشان در حضور عضو محترم دیگری از شورای شهر قول دیداری رسمی را با حضور گروه مشاورانش داد و ما هم آمادگی داشتیم تا با سمنهای قدیمی دیگر حوزهها نشست وعده داده شده را تبدیل به نهادی برای ایجاد تغییرات در ستاد کنیم تا پس از آن، تغییرات طی آییننامههایی نهادینه شده و ستاد بتواند پرتوان و مؤثر کارهایش را پیگیری کند. اما شوربختانه اگر شما دعوت شده باشید به این نشست، ما هم شدیم. از اینرو اکنون امیدواریم دکتر حقشناس هر چه زودتر رأسا به موضوع ورود کنند تا این حرکت شکل گیرد. با وجود زمانی که از دست رفته باز معتقدیم هر گاه ماهی را از آب بگیریم تازه است!

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها