حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
بر تخت زیر درخت سیب در عمارت جلوس کرده به خواندن کاغذ اخبار مشغول گشتیم. در بسیاری از نقاط بحمدا... بارش داشتهایم... اما چه رفته است بر این مملکت که با این نعمت الهی برخورد درست نداریم. چه دریغها خوردیم بر این خاکی که نیش کویر و بیابان است و قدر آب نمیدانیم. کجای این کره خاکی یک کیلو گرم هندوانه را تا به ثمر بنشیند 250 لیتر آب میدهند و بعد کیلویی 3000 تومن میفروشند! یک و نیم لیتر آب معدنی و یک و نیم لیتر بنزین هم قیمتند! بنزین ارزان است یا آب گران ؟ از دیروز تا امروز در همین طهران باران آمد. رجال امور آب اگر تدبیر مدقانه میکردند یک قطره اش به هدر نمیرفت. باران باریدن که برای این نیست هی فوتو و فیلم بگیری و ول کنی توی اینستاگرام کوفتی و موزیکانچیها هی آهنگ بارون دار بخوانند و ما هی به به و چه چه کنیم. این متاع سرمایه ممالک محروسه است و بای نحو کان باید به احسن وجه مورد استفاده قرار گیرد. علاوه بر آن همین باران دیشب چه ترافیکها که ایجاد نکرده و چه قیمتهای دربست که سر به فلک نکشید ... باران که در لطافت طبعش خلاف نیست. میبارد تا زنده کند و نشاط ببخشد. این نامردمیها که بعض رعیت دارند از کجا آب میخورد ا... اعلم .... فی النهایه این که با اندیشیدن به این موارد بسیار اعصابمان مگسی گشت. اصلا برویم چهارتا لنگ و لگد بزنیم آن خشایار دیلاق را بیدار کنیم. غلط میکند توله آهو تا لنگه ظهر میخوابد و ما باید خودمان امورات بگذرانیم.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....