راپورت‌های میرزا ادریس‌

در حکایت فوتبال ملی با برو بچه‌های سیرالئون

دیروز بیکار بودیم بعد ناهار منتظر بودیم که چای حاضر گردد. خشایار را دیدیم تلویزیون روشن کرد و کاسه‌ای آفتابگردان خنجری آورد که بشکنیم. فرمودیم تخمه نخواسته بودیم. عارض شد که فوتبال دارد. کنار فوتبال تخمه شکستن صفا دارد .
کد خبر: ۱۱۳۰۵۹۹

فرمودیم: فوتبال چیست؟

گفت: تصدقت یک زمین چمن است دو دروازه دارد و یک شیء کروی شکل هم که توپ میگویندش میاندازند وسط و دو دسته 11 نفری باید سعی کنند این توپ را وارد دروازه دیگری کنند .

تعجب فرمودیم از این ملاعب دنیای جدید. دقایقی تماشا کرده شگفتانگیز بود. خسته شده فرمودیم کاغذ اخبار بیاورد. خشایار کاغذ اخبار آورد با خودمان گفتیم حال که فوتبال دارد مقادیری هم خبر ورزشی بخوانیم. چند خبر خواندیم در حواشی همین بازی و از تعجب شاخمان به در آمد. از عجایب این فوتبال همین بس که اولنا کلهم هزینههای این تیم را دادهایم تا به ایران بیاید. ثانیا لیگ فوتبال سیرالئون سه سال تعطیل بوده آنهم به این دلیل که یک بیماری بسیار شایعی در کشورشان بوده و وقت فوتبال نداشتهاند. ثالثا این که فدراسیون فوتبال این کشور گفته تیمی نداریم که بفرستیم. رابعا گویا یک سیرالئونی در لیگ بریطانی توپ میزند و گفته از این فهرست تیم ملی سیرالئون هیچکس را نمیشناسم. خامسا این که از عکسهای منتشر شده چنین برآمده که این بازیکنان همه اضافهوزن دارند و اصلا هیکلشان به تیم ملی نمیخورد. خلاصه این که هرچند تیم ملی فوتبال ممالک محروسه به جهت افتخارآفرینی در جام جهانی روسیه باید آمادگی داشته باشد و بتواند با حریفانی قدر، قدرت خود بیازماید، اما این گونه هم گمان نمیکنیم به صلاح باشد.
این میان به گمان الکن ما سود با میرزا کارلوس خان کیروش است که دلارهای تشویقی این مسابقه را به جیب میزند و شب عیدی با جیب پر از پول سراغ زن و زندگیاش میرود. الحق والانصاف این سال نود و شش و مسائل عجیب و غریبش انگار قصد تمامی ندارد و تا آخرین دقایقش قرار است هی شگفتانه برایمان خلق کند. تا آن نوای سرنا پخش نشود و ما مطمئن نشویم سال تحویل شده، نفسمان در سینه حبس است و دلشوره دست از خرخرهمان بر نمیدارد. زیاده فرمایش نداریم... والا با این تیمشان... .

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها