حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
عارض شد: استیضاح را !
فرمودیم: استیضاح چیست ؟
عرض کرد: وکلای ملت در مجلس از وزرایی که کم کار و بی تدبیر و عمل باشند، باز خواست میکنند و نتوانند دفاع کنند، برکنار میشوند.
فرمودیم: چه باحال است.
عارض شد: از برکات دموکراسی است.
گفتیم: بیشترش کن ماهم بشنویم.
مردی جا افتاده به نام میرزا عباس خان آخوندی علیه الرحمه که از او بسیار شنیده و خوانده بودیم بر جایگاه حاضر شد و در خلال فرمایشات گهر بار عارض شدند: من توی حسابم چهار میلیون تومن نقود دارم و دخترم ششصد و خردهای هزار تومان.
بسیار تعجب کرده از گفته ایشان فرمودیم به خشایار مگر میشود یک وزیر اینقدر موجودی داشته باشد ؟ یک سرچی بنما در فضای مجازی ببینیم چند چند است .
در اینترنت سرچ کرده خیلی چیزی پیدا نکردم فقط چیزی که عیان است راپورت رسیده نامبرده اصالتا
لواسان نشین است در یک کلبه محقر هزار و خردهای متری و عضو هیات مدیره و مدیرعامل و سرمایهگذار در چند شرکت معظم تجاری هستند که از بس به این و آن حقوق میدهند و عیدی میدهند و پاداش میدهند، هیچ سود نداشته و فقط دوندگی و جنگ اعصابش برای ایشان مانده است. فوقالنهایه گریستیم. بیشتر اشکمان بر این بود که چرا موجودی حساب آن طفل معصوم را بیان کرده. مگر این دختر میتواند دیگر جلوی همکلاسیهای خود سر بلند کند؟ خوب است دیگر این بچه با دوستهایش برود کافه بعد دوستهایش بگویند نه تو نمیخواهد دانگت را بدهی مهمان مایی و بعد لبخند بزنند و بعد آهنگ سریال کلید اسرار پخش بشود؟ بعد دیدیم تاسف فایده ندارد کاغذ نوشته دادیم به خشایار ببرد پیش چند پهلوان و بامرام و با معرفت و دست به خیر که جمعشان کنیم در این شب عید مقادیری نقودجمع کنیم بهصورتناشناس برسانیم به جناب میرزاعباسخان آخوندی در این شب عیدی عرق خجالت جلوی زن و بچه نریزد. ما ملتفت نیستیم که چه رنجی میکشد این عزیز از دست این رعیت پر رو و نمک نشناس. آن روزی که زد زیر میکروفن خبرنگار، کسی فهمید چقدر دستش درد گرفته؟ هیچکس یک کلمه گفت دستت درد نکند ؟ آن روزی که در کابین خلبان در مسیر هوایی تهران شیراز دنبال لاشه هواپیمای تهران یاسوج بود کسی گفت نکن چشمهای معصومت اذیت میشوند ؟ آن روزی که گفت خانوادهها نگران نباشند همه بیمه بودهاند چی؟ کسی گفت ممنون که بیمهشان کردی؟ ای اف بر این رعیت نمک نشناس که وزیر را مجبور میکنید برود پشت تریبون مجلس وکلای ملت و موجودی حساب خود و دخترش را جار بزند.
ما همین خشایار دیلاق را بتکانیم چهار میلیون ازش میریزد. دو میلیون گوشی موبایل دارد. یک پانصدهزار تومن ساعت دارد. سیصد تومن زنجیر نقره به گردن میاندازد .یک میلیون تومن کتانی پایش است. خودمان فقط همین پوست گوسفندی که داده ایم دباغی کردهاند رویش نماز میخوانیم، یک میلیون تومان مایهاش هست. آن وقت خاکمان به دهان یک وزیر باید چهار میلیون تومان باشد. یعنی نوروز امسال یخچال منزل لواساناتشان خالی است ؟ الهی ما دق کنیم از این غم بمیریم راحت بشویم، برویم. اصلا حال ادامه نگاشتن روزانه نداریم. برویم یک چپق چاق کنیم بکشیم بر بالکن شاید کمی از غم درونمان کاسته شد. زیاده فرمایش نداریم....
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....