دو رویداد جدید بر ژئوپلیتیک پاکستان و راهبری های سیاسی این کشور حداقل در مقطع کنونی تاثیر زیادی گذاشته است. رویداد اول ، اقدام مرموز همراه با بلندپروازی ژئواستراتژیکی هند، رقیب اصلی و دیرینه پاکستان ، در برقراری روابط استراتژیک دوجانبه با چین و امریکا است.
این ابتکار عمل دهلی نو با هدف افزایش نقش هند به عنوان قدرت مرکزی و محوری اقیانوس هند صورت گرفته است ، نگرانی های امنیتی اسلام آباد درباره استراتژی پیچیده دیرینه اش را افزوده است.
اتفاق دوم ، حملات تروریستی است که در 7و 21جولای لندن را تکان داد که بلافاصله بعد از این حملات ، اسکاتلندیارد چند پاکستانی تبار را مسوول بمبگذاری ها اعلام کرد. از این رو به نظر می رسد آینده ژئوپلیتیک پاکستان نامطمئن است.
اولین رویکرد تاثیرگذار مهم به تغییر روابط مشرف با واشنگتن مربوط می شود. متغیرهای اصلی در این میان تحولات داخلی و فعالیت های اسلام گرایانه مرتبط با القاعده و طالبان در «وزیرستان» و همکاری دفاعی هسته ای جدید امریکا و هند است که اسلام آباد را به شدت نگران کرده است. برخورداری دهلی نو از مولفه های کلاسیک قدرت نظامی به عنوان یک قدرت منطقه ای نوظهور همراه با مانور قدرت و ابتکار عمل دیپلماسی دهلی نو در توسعه وتعمیق روابط با پکن و واشنگتن و بروکسل ، قدرت پاکستان در شبه قاره را تحت تاثیر قرار می دهد و رقابت تسلیحاتی جدیدی در عرصه های مختلف می گشاید که زیاد با خواست اسلام آباد همخوانی ندارد. با این همه پاکستان زمینه تبدیل شدن به یک بازیگر کارا در صفحه شطرنج تحولات آسیای میانه را دارد. ازبکستان و تاجیکستان دسترسی به دریای آزاد ندارند. در نتیجه دسترسی پاکستان به اقیانوس هند می تواند به مانند گذرگاهی برای عبور ذخایر جدید انرژی آسیای میانه عمل کند. پکن با توافق جدید هسته ای دهلی نو و واشنگتن چراغ سبز اسلام آباد را برای استفاده از پایگاه های موجود در دریای عمان به منظور کنترل قدرت هند دریافت کرده است. از این رو از سرگیری همکاری های استراتژیک چین و پاکستان در بخشهای انرژی و نظامی امری اجتناب ناپذیر است. اما همچنان که در ابتدا اشاره شد افزایش فعالیت های تروریستی اخیر مثل وقوع نافرجام 11سپتامبر انگلیسی در فرودگاه های بریتانیا که با حضور مستقیم محافل تندروی پاکستانی صورت می گیرد و همچنین ناآرامی های نژادی و سیاسی داخلی این کشور همچنان پاشنه آشیل پاکستان به شمار می رود. در این میان رقابت شدید پکن و واشنگتن در شبه قاره می تواند آبستن تحولات خطرناکی برای اسلام آباد باشد. محور تقویت شده امریکا هند می تواند از نقش ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک پاکستان به عنوان متحد تعیین کننده واشنگتن در منطقه حداقل در پیکار با تروریسم بکاهد. اگر بازهای کاخ سفید به این نتیجه برسند که تعهد مشرف به جنگ با تروریسم راضی کننده نیست ، این شرایط تشدید نیز می شود. در این وضعیت احتمال مداخله مستقیم امریکا در وزیرستان که اکنون زمزمه های آن شنیده می شود قوت بیشتری خواهد گرفت. وقوع چنین اقدامی نه تنها می تواند شرایط را به قبل از 11 سپتامبر برگرداند بلکه می تواند موضوع جایگزینی مشرف را که ماه گذشته جان بولتون در محافل نومحافظه کار اعلام کرد با جدیت بیشتری مطرح کند.
| حربه مهار جدا از قدرت رو به افزایش چین و عدم قطعیت پیش بینی درباره اهداف استراتژیک بلندمدت این کشور، هند و امریکا منافع مادی و استراتژیک دیگری مانند مبارزه با تروریسم ، کاهش دزدی دریایی و تضمین دسترسی به راههای دریایی منتهی به منابع غنی خلیج فارس دارند. ایالات متحده با درک این شرایط (بویژه مهار چین) تمایل خود را مبنی بر عدم تعقیب برنامه های هسته ای و موشک های بالستیک هند بیان داشته است تا مانع ظهور چین به عنوان یک رقیب در آسیا شود. این موضوع برای هندی ها هم قابل قبول خواهد بود و از طرفی موجبات افزایش سطح همکاری های دو کشور در منطقه را فراهم سازد. از سوی دیگر تا قبل از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی رابطه هند و شوروی بر دو رکن اساسی «مهار چین» و «کاهش نفوذ غرب در منطقه» استوار شده بود. شوروی از جایگاه هند به عنوان رهبر جنبش عدم تعهد بهره می جست و هند نیز از کمکهای اقتصادی و نظامی شوروی برای پیگیری اهداف منطقه ای خود بویژه مهار پاکستان استفاده می کرد. این رابطه زمانی نزدیک و تقویت می شد که هر دو کشور وجود پیوند و همکاری های نزدیک بین چین و پاکستان را به عنوان تهدیدی برای خود تلقی می کردند. با فروپاشی اتحاد شوروی و ضعف اقتصاد روسیه علایق ژئوپلیتیک این کشورها نیز دستخوش تغییرات اساسی شد. اکنون رویای چین و روسیه در تقابل با ظهور امریکا به عنوان تنها ابرقدرت جهانی به پیوندی استراتژیک تبدیل شده است و روسیه و چین درصدد تعمیق پیوندهای خود و پاکستان برآمده اند. |