راپورت‌های میرزا ادریس‌

مدرک کارشناسی چند؟!

الیوم با صدای میخ کوبیدن بر دیوار از خواب بیدار شدیم. فوق‌النهایه خشماگین از اتاق خواب همایونی شمد بر دوش انداخته بیرون آمدیم. به رای‌العین دیدیم که خشایار بر صندلی ایستاده با گوشتکوب مطبخ آستان و در حال کوبیدن یک میخ فولادی به بزرگ‌ترین دیوار اتاق نشیمن است. آرام طوری که نبیند نزدیکش شده لگد به صندلی زدیم و با لگن خاصره به زمین خورد. رجا واثق به شکستنش داشتیم که مع‌الاسف حاصل نشد.هول کرده و مبهوت بلند شد و چشمش که به ما افتاد خودش را جمع کرد، عارض شد:
کد خبر: ۱۱۱۰۹۷۸

قبله عالم چرا؟

فرمودیم: ساعت را نگاه کن! نگاه کرده، گفت: خب!

فرمودیم خب و کوفت! هشت صبح که ما در اوج خوابیم، وقت قاب کوبیدن به دیوار است؟

عرض کرد: تصدقتان گردم بر بنده ببخشایید خواستم از خواب که بیدار میشوید ببینید ذوق کنید.

فرمودیم: چه هست حالا که ما باید بیدار شویم ذوق کنیم؟

عارض شد: مدرک تحصیلی است! لیسانس گرفتیم!

فرمودیم از کجا؟ کدام فاکولته؟

گفت: از همین طهران فاکولته معماری. آغوش واکردیم که تفقدش کنیم و مرحبا بگوییم. به سمتمان قدم برمیداشت که از خاطر همایونیمان گذشت این پدر سوخته دو سال آزگار است از بیخ ریش ما جم نخورده فاکولته رفتنش کی بوده؟ همینطور که آغوش وا کرده بودیم همچین که خوب در آغوش همایونیمان جا گرفت. گردنش را چنان گرفتیم تو گویی که رستم گردن دیو دوسر را... عین بز در گل مانده دستو پا میزد و مکرر میگفت ول کنید قربان گردنم شکست.

فرمودیم: به حی لایزال سوگند تا نگویی چه کاسهای زیر نیم کاسه داری، ولت نمیکنیم. پدر سوخته این دو سال از کنار ما جم نخوردی چهارتا پشتی و بالش نمیتوانی روی هم بچینی، رفتهای لیسانس گرفتهای از فاکولته عمران؟ من اسبم؟

عارض شد: میگویم، میگویم!

فرمودیم: بنال!

گفت: شلتر کنید نفسم در بیاید صدایم را بشنوید میگویم.

شل کردیم! در نفس نفس زدنهایش لو داد که با «اصغر آندرستند» نامی در خیابان انقلاب آشنا شده و نامبرده نشسته زیر پای خشایار ما که 9 میلیون به من بده برایت مدرک لیسانس میگیرم هر کجا هم خواستی استعلام بگیر، مو لای درزش نمیرود. این احمق هم هر چه از مواجب مرحمتی ما و سایر درآمدش پسانداز کرده بوده برای روز مبادا به حلقوم این اصغر آندرستند ریخته و یک کاغذ قاب گرفته نصیبش شده. من بعد استماع سخنان خشایار تلفون اصغر آندرستند را گرفته هر چه از دهان مبارکمان ساطع می شد، نصیبش کردیم.

اصغر آندرستند عارض شد: تصدقت ترش نکنید من برای زدودن کدورت از خاطر همایونی به صورت رایگان یک مدرک علم پولتیک از فاکولته علوم پولوتیک برای شما میآورم که شعف حاصل شود. بسیار وسوسه شده بر شیطان رجیم لعنت فرستادیم. به نظمیه راپورت دادیم چپقشان را چاق کنند. زیاده فرمایش نداریم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها