چرایی آغاز جنگ تحمیلی

هفته دفاع مقدس ، فرصتی است تا به دلایل و چرایی آغاز جنگ از سوی صدام پرداخته شود. تاکنون دلایل و نکات مختلفی برای انگیزه صدام در تهاجم به ایران ذکر شده است.
کد خبر: ۱۱۰۷۲۳

برخی می گویند صدام دست به یک حمله پیش دستانه تمام عیار علیه جمهوری اسلامی ایران زد تا از صدور امواج انقلاب اسلامی به مردم عراق که اکثرا مسلمان و شیعه هستند جلوگیری کند و با درگیر کردن مردم این کشور در یک جنگ گسترده ، آنان را از الگوگیری و پیروی از انقلاب اسلامی باز دارد تا ساکنان بین النهرین خواستار برپایی حکومت اسلامی در عراق به سبک ایران نشوند و از سرنگونی رژیم دیکتاتوری حاکم بر آن کشور جلوگیری شود. برخی دیگر اظهار می دارند، صدام شرایط تغییر رژیم شاهنشاهی در ایران را فرصت مناسبی برای تغییر شرایط تاریخی ژئوپلتیکی عراق می دانست و می خواست با تصرف استان خوزستان ایران و تسلط بر اروندرود، راه مطمئن خود را به دریا و آبهای آزاد باز کند و قدرت سرزمینی کشورش را افزایش دهد. نظر دیگری می گوید صدام می خواست رهبری جهان عرب را در شرایط افول رهبری مصر به دلیل سازش با اسرائیل به دست گیرد و در رقابت با عربستان و مصر خود در راس جامعه عرب قرار گیرد.با توجه به آن که در آن هنگام خیزش مردم ایران و پیام انقلاب اسلامی بیش از هر چیز شاهان فاسد عرب را در چشم مردم خود بی ارزش کرده و امکان افزایش مطالبات مردم عرب در برپایی حکومت های مردمی و غیروابسته به امریکا را به وجود آورده بود ، سران کشورهای عربی تمایل داشتند یک کشور عربی همسایه ایران که فقط عراق بود با شروع جنگ ، ایران را به خود مشغول کند تا انقلاب اسلامی در آن کشور محصور شده ، مردم عرب نتوانند زیبایی های یک نهضت مردمی اسلامی را ببینند و در نتیجه شاهان و امیران عرب بتوانند به حکومت های خود بدون نیاز به مردم ادامه دهند. برخی دیگر معتقدند اصولا امریکا پشت صحنه تصمیم صدام قرار داشت . پس از بی نتیجه ماندن کودتای نوژه در اوایل سال 1359 ، ایالات متحده می خواست با حمله صدام به ایران ، امکان بازگشت خود به ایران را فراهم کرده و انتقام خود را از مردمی که با برپایی انقلاب اسلامی آنها را از کشور بیرون رانده بودند، بگیرد. برخی دیگر معتقدند اسرائیل و صهیونیست ها در تحریک صدام نقش اساسی برعهده داشته اند، زیرا امواج انقلاب اسلامی یک جریان ضدصهیونیستی قوی و جدید را در منطقه خاورمیانه به راه انداخته بود که روز به روز بر دامنه و وسعت آن افزوده می شد و در کشور عراق هم یک ارتش قوی از سوی بعثی ها شکل گرفته بود که اگر بدون ماموریت باقی می ماند، با سیاست اسرائیل که ضعیف ماندن ارتش های کشورهای همجوار را دنبال می کرد همخوانی نداشت و رژیم صهیونیستی وجود چنین ارتشی را در منطقه خاورمیانه و پیرامون خود بر نمی تافت لذا از روحیه قدرت طلبی صدام استفاده و او را تشویق به جنگ با ایران کرد. همه مطالب فوق می تواند به نوعی صحیح باشد یا حداقل می توان گفت حمله صدام به نهضت امام خمینی ، برخی از این پیامدها را در برداشته است . البته خوب است حالا که صدام دستگیر شده و در حال محاکمه است ، از او درباره انگیزه تهاجم به ایران سوال و حقایق روشن تر شود اما به نظر می رسد علت اصلی تهاجم ارتش بعثی را باید در جای دیگری جستجو کرد. صدام که پس از کنار زدن حسن البکر ، قدرت را در عراق به دست گرفته بود، احساس می کرد با حمله به ایران به یک پیروزی مطمئن دست خواهد یافت که قدرت وی را در عراق افزایش می دهد و از او یک قهرمان می سازد. تصور صدام از ضعف قدرت نظامی انقلاب اسلامی و ضعف قوای مسلح ایران در آن زمان ، باعث تصمیم وی برای حمله گسترده و همه جانبه نظامی به ایران شد. صدام اگر فکر می کرد باید روزی با خفت و خواری از سرزمین های اشغالی ایران عقب رانده شود و صدها هزار از نظامیان خود را در جبهه های جنگ از دست بدهد و در عین حال هیچ دستاوردی نداشته باشد، هرگز به ایران حمله نظامی نمی کرد. برآورد غلط اطلاعاتی وی از توان ایران که با استفاده از روشهای کلاسیک ، توان رزمی نیروی مقابل را محاسبه می کند و فقط در ارزیابی خود، توان نیروهای مسلح آن کشور را مد نظر قرار می دهد موجب وسوسه صدام برای آغاز جنگ و حمله به ایران شد. او احساس می کرد پس از پیروزی انقلاب اسلامی:
1- ارتباط سازمان یافته ارتش ایران با امریکا قطع شده و امکان پشتیبانی از تسلیحات امریکایی موجود در ارتش ایران وجود ندارد و خروج 50 هزار مستشار امریکایی از ارتش ایران ، سیستم هدایت و کنترل این ارتش را با مشکل اساسی مواجه کرده است.
2- نه تنها سیل ارسال سلاحهای امریکایی به ایران قطع شده ، بلکه امریکا جمهوری اسلامی ایران را تحریم تسلیحاتی کرده و ایران امکان دریافت هیچ گونه سلاح جدید را از هیچ کشوری در دنیا ندارد.
3- سازمان ارتش ایران به هم ریخته و اکثر فرماندهان و امرای آن به خاطر وابستگی به رژیم شاهنشاهی کنار گذاشته شده اند و سیستم سلسله مراتب و ساختار آن به هم ریخته است لذا این ارتش نمی تواند در خدمت انقلاب اسلامی و کشور قرار گیرد. او مشاهده می کرد که دولت موقت با کاهش خدمت سربازی به یک سال ، موجب شده حتی این ارتش استعداد کافی سازمانی هم نداشته باشد. این در حالی بود که آن زمان ارتش بعثی عراق حداقل بیش از 5 لشکر سازمانی بیشتر از استعداد لشکرهای ایران در دوران شاه در اختیار داشت و لذا در جنگ زمینی دارای برتری یگانی و تسلیحاتی بود.
4- با راه اندازی جنگ مسلحانه در کردستان ایران از طریق گروههای دمکرات و کومله که صدام آنها را تجهیز و تسلیح می کرد بخشی از قوای همین ارتش با شرایط فوق و نیز قسمتی از استعداد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که هنوز شکل نظامی به خود نگرفته است با این گروهها در برخی استان های همجوار با عراق درگیر است لذا برای دشمن توان رزمی قوای مسلح ایران بازهم ضعیف تر ارزیابی می شد.
5- او تصور می کرد وجود اختلافات سیاسی در راس کشور درگیری بنی صدر با حزب جمهوری اسلامی و نیز با نخست وزیر وقت موجب می شود حمله به ایران این اختلافات را تشدید و از ایجاد یک اراده قوی برای مقابله با ارتش متجاوز جلوگیری کند. به نظر می رسد صدام با توجه به نکات فوق ، ارتش بعثی را به خاک ایران گسیل داشت تا ظرف یک جنگ کوتاه مدت ، به اهداف خود برسد اما غافل بود که در ایران قدرت عظیمی به نام رهبری امام خمینی (ره) وجود دارد که تهدید جنگ را تبدیل به فرصتی شایسته برای ظهور توانایی های ملت ایران می کند و می گوید اگر این جنگ 20 سال هم طول بکشد ، ما ایستاده ایم.

دکتر حسین علایی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها