حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
شاهد هستیم در بسیاری از موارد از جمله جنگ افغانستان، جنگ عراق، ماجرای تجاوز رژیم اسرائیل به فلسطین اشغالی و همین الان جنگهای منطقهای در سوریه و بسیاری از کشورها؛ سازمان ملل براساس منافع قدرتها یعنی کشورهایی که حق وتو دارند در شورای امنیت حرکت و رفتار میکند که این روش به هیچگونه نمیتواند تامینکننده منافع ملتها باشد.
در کنار تصمیمگیریهایی که شورای امنیت سازمان ملل متحد در جریان بحرانهای منطقهای و بینالمللی دارد، بسیاری از سازمانهای وابسته به سازمان ملل متحد، نهادهای داخلی سازمان ملل متحد از جمله نهاد حقوق بشر یک نهاد صددرصد سیاسی است که بسیاری از مسائل آن براساس منویات و منافع همین قدرتهای بزرگ یا کشورهایی که بیشترین کمکها را به سازمان ملل میکنند و به نوعی قدرت نفوذ در تصمیمگیریهای سازمان ملل شکل میگیرد.
یکی از مطالبی که هماکنون در دنیا شاهد هستیم، مساله پاکسازی نژادی در میانمار یا همان برمه سابق است که حدود چهار میلیون اقلیت مسلمان در برابر بوداییها در حال قتلعام نژادی هستند و قتل و غارت بسیار شدیدی علیه این اقلیت صورت میگیرد، اما کمترین تحرک را سازمان ملل در این کشور دارد و گفته میشود حتی رژیم صهیونیستی به تبع آن آمریکا حمایت خاصی از رژیم برمه دارند و برای نسلکشی هیچ صدایی از آنها درنمیآید. درحالی که میبینیم جایی که منافع آمریکا مطرح میشود، حتی نسبت به حقوق حیوانات موضعگیری میشود. در حال حاضر با چنین ساختاری که پنج عضو شورای امنیت سازمان ملل و پنج عضوی که بیشترین لطمات را به شخصیت منشور سازمان ملل زدند، به نظر نمیرسد سازمان ملل بتواند منویات اصلی خودش یعنی منشور ملل را به اجرا دربیاورد و در حقیقت این سازمان تحت سلطه کشورهای قوی قرار گرفته است.
همین الان حتی آمارهای رسمی کشور آمریکا نشان میدهد که بیشترین جرم و جنایت در این کشور صورت میگیرد و به طور متوسط در هر 24 ساعت بیش از 20 نفر در آمریکا کشته و دهها نفر مجروح میشوند، ولی نگاه کنید در منشور ملل بشر هرگز بیانیهای علیه آمریکا یا جنایاتی که در برخی کشورهای اروپایی صورت میگیرد، صادر نمیشود و حقوق بینالملل و حقوق ملی مردم زیرپا گذاشته میشود و بیشترین استعمار از سوی این کشورها بخصوص انگلیس و فرانسه در سایر کشورهای آفریقایی و کشورهای مشترکالمنافع صورت میگیرد و اصلا حقوق بشر با آنها کاری ندارد. حقوق بشر امروز وسیلهای در اختیار قدرتهای بزرگ شده تا به هر کشوری که قدرت نظامیشان نمیچربد فشار بیاورند، آنها علیه ایران، برخی کشورهای خاورمیانه و تعدادی از کشورهای آمریکای جنوبی و آمریکای لاتین، دائما از حربه حقوق بشر استفاده میکنند و البته برخورد سازمان ملل با دولتها و ملتها به شکلی شده که نگاه دولتها و مردم نیز با این سازمان متفاوت است.
بسیاری از مردم جهان از استعماری بودن رفتارهای سازمان ملل در برخورد با کشورهای جدید کاملا آگاه هستند و این سازمان هیچ اعتباری نداشته در واقع مواضعی که سازمان حقوق بشر میگیرد در واقع مواضعی است که هیچ وقت مورد تائید ملتهای کشورها نیست.
همین چند ماه پیش که اسم رژیم آلسعود به عنوان بزرگترین حامی تروریست در دنیا مطرح شد و سلفیگری و افکار سلفیدر لیست سیاه حقوقبشری سازمان ملل منتشر شد، اما دولت سعودی وقتی تهدید کرد که کمکهای مالی خود را که سازمان ملل به نوعی وابسته به این کمکهای مالی است، قطع خواهد کرد، بسرعت و بدون هیچ نوع دلیل و حتی اظهارنظر دبیرکل سازمان ملل، این تصمیم ملغی شد و علنا به دنیا نشان دادند که اهرم قدرت و سلطه و پول، تعیینکننده است نه منافع ملی کشورها و نه منافع حقوقبشری و این واقعیتی است که امروز سازمان ملل به عنوان یک سازمان که میتوانست منجی منافع بشری باشد، در دنیا جایگاه خودش را از دست داده است. با توجه به این شرایط، سالهاست که مساله اصلاح ساختاری سازمان ملل مطرح شده و در پنجاهمین اجلاس سازمان ملل که 15 سال پیش بود، این سوال از دبیرکل به بحث گذاشته شد. سازمان ملل بعد از جنگ دوم جهانی تشکیل شده و اساس شکلگیری شورای امنیت به دلیل قدرت نظامی بود نه صرفا قدرت نفوذ، جمعیت و تولید ناخالص ملی و... لذا امروز به نظر میرسد قدرتهای بزرگ تمامی تلاش خود را به کار گرفتند که این ساختار تغییر نکند. با توجه به شرایط جهان و طبق آماری که سازمان ملل عنوان میکند، امروز باید اعضای شورای امنیت سازمان ملل حداقل دو برابر شود، هماکنون کشورهای اسلامی با بیش از
یک و نیم میلیارد جمعیت هیچ عضوی در شورای امنیت ندارند و در واقع شورای امنیت اعضای غیردائمش که 15 عضو به حساب میآیند، هیچ قدرت تصمیمگیری براساس منافع ندارند و فقط میتوانند به کمک اعضای دائم بیایند و خریداری شوند تا علیه یا به نفع آنها رای دهند.
بیژن نوباوه - نماینده پیشین و خبرنگار سابق صداوسیما در نیویورک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....