حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در واقع، نژادپرستی در آمریکا آنقدر ریشهدار است که حتی باراک اوباما در یکی از سخنرانیهای خود بصراحت اعلام کرد نژادپرستی در ژن آمریکاییها وجود دارد و مسألهای نیست که بسادگی حل شود. نژادپرستی همواره یکی از علل گسست یا شکاف در جامعه آمریکا بوده که بارزترین آن را میتوان در حوادث اخیر شهر شارلوتزویل در ایالت ویرجینیا بین نژادپرستان و مخالفان نژادپرستی بر سر برداشتن مجسمه ژنرال رابرت لی از سران ارتش جنوب در جنگهای داخلی آمریکا مشاهده کرد؛ جنوبیها در جنگهای داخلی هوادار تبعیض نژادی و بردهداری بودند.
مسأله تبعیضنژادی ابتدا در ارتباط با جمعیت رنگینپوست یا همان سیاهپوستان آمریکایی مطرح بود. در حال حاضر، سیاهپوستان 12 درصد جمعیت آمریکا را تشکیل میدهند، اما همواره در معرض انواع فشارها و تبعیضهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و... قرار گرفتهاند و به دلیل این تبعیضها بسیاری از آنها دچار انواع جرمها و بزهها میشوند و متأسفانه بیشترین تعداد زندانیان آمریکا را تشکیل میدهند.
خشونت علیه سیاهپوستان از دیگر موضوعات امروز جامعه آمریکاست و بارزترین جنبه آن را میتوان در خشونت آشکار پلیس این کشور علیه سیاهپوستان مشاهده کرد. آنها بارها توسط پلیس بدون هیچ دلیل موجهی هدف قرار گرفته و کشته شدهاند که همین مسأله در چند سال اخیر سبب اعتراضات و آشوبهای زیادی در این کشور شده است.
به نظر میرسد روی کار آمدن دونالد ترامپ سبب شده نژادپرستان احساس کنند بیش از گذشته قدرت دارند و رئیس دولت نیز حامی آنهاست. رئیسجمهور آمریکا نشان داده عملا نژادپرست است و به جای محکوم کردن صریح نژادپرستان، تلاش کرد تقصیر را متوجه هر دو دسته کند. این مسأله انتقادات بسیاری را برانگیخته است.
میتوان پیشبینی کرد در آینده نزدیک کماکان شاهد خشونتهای نژادی و افزایش خشونتهای پلیس علیه سیاهپوستان خواهیم بود. این مسأله آمریکا را در رده بزرگ ترین ناقضان حقوق بشر در جهان قرار میدهد که عملا با بخش قابل توجهی از جمعیت خود رفتاری ناعادلانه و غیرانسانی دارد.
خودبرترپنداری سفیدها
از سوی دیگر، بعد جدیدی از نژادپرستی که بخصوص در چند دهه اخیر رواج پیدا کرده و برخوردهای غیرانسانی در جامعه آمریکا، با مهاجران لاتینتبار است که تقریبا گرفتار سرنوشت مشابه سیاهپوستان هستند. گفته میشود بین پنج تا 13 میلیون مهاجر غیرقانونی از کشورهای آمریکای مرکزی در ایالات متحده به سر میبرند و به دلیل این که وضعیت حضور آنها در آمریکا غیرقانونی است، مورد انواع سوءاستفادههای شغلی و اجتماعی قرار میگیرند. در واقع، معضل نژادپرستی در آمریکا به طور کلی به «خودبرترپنداری» سفیدها بازمیگردد که عملا باعث شده همواره دیگر نژادها مانند سیاهپوستان و هیسپانیکها از سوی سفیدها مورد تحقیر و آزار قرار گیرند و تبعیضات نژادی کماکان ادامه داشته باشد.
فقدان رهبر برجسته در هدایت جنبشهای مدنی
سیاهپوستان در قرن بیستم به تقابل آشکار در مقابل نژادپرستی پرداختند و در دهههای 50 و 60 میلادی جنبشی در میان آنها موسوم به جنبش به دست آوردن حقوق مدنی شکل گرفت که در چارچوب آن سیاهپوستان تلاش کردند سدهای تبعیض نژادی را در موارد مختلف مانند تبعیض در استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی، مدارس، مکانهای تفریحی و پذیرایی و... بشکنند. به نظر میرسد سیاهان همواره تلاش کردند یک نوع جنبش حقوق مدنی را احیا کنند ولی یکی از معضلات این جنبش، نبود یک رهبر مشخص و برجسته مانند مارتین لوترکینگ بود. اما مقابله و فریاد اعتراض سیاهپوستان در آمریکا همواره به اشکال مختلف وجود داشته که هر از گاه به صورت تظاهرات و تجمعات اعتراضآمیز و شورشهای مختلف در شهرهای آمریکا بروز پیدا میکند.
ناتوانی دولت در رفع تبعیضها
به نظر میرسد جامعه آمریکا گرفتار انواع تناقضات در زمینههای مختلف است، اما مسلما یکی از مهمترین معضلاتی که آمریکا با آن مواجه بوده این است که همواره به بخش قابل توجهی از جمعیت به دیده تحقیر نگریسته شده و آنها را مورد انواع تبعیضها و خشونتها قرار دادند و حکومتها یا نخواستند، یا نتواستند اقدام مؤثری در این زمینه صورت دهند. بویژه زمانی که در رأس دولتها افراد راستگرا قرار گرفتهاند. مانند وضعیت کنونی که شخصی چون ترامپ که تبارش از مهاجران آلمانی است، مسأله نژادپرستی شکل آشکارتری به خود میگیرد و حکومت مبلغ و حامی نژادپرستان و طرفداران برتری نژاد سفید میشود که این مسأله به گسست و تنزل و تباهی هر چه بیشتر در جامعه آمریکا منجر شود.
دکتر سیدرضا میرطاهر
کارشناس روابط بینالملل
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....