صوراسرافیل ؛ گسست از تاریخ و فرهنگ ایران

صوراسرافیل ، به مدیریت میرزا جهانگیرخان شیرازی ، از مهمترین و موثرترین جراید مشروطه است که به گفته عبدالله مستوفی: مشروطه خواهان آن را چون «ورق زر» دست بدست می بردند.
کد خبر: ۱۰۶۷۹۴

این روزنامه ، ارگان جناح تندرو و سکولار محسوب می شد و مقالاتش در تشدید تنشهای اجتماعی و سیاسی ، و تحریک شاه به ضدیت با مشروطه ، نقش بسیار داشت و همین نیز فرجام خونینی را برای مدیر آن رقم زد. «استواری» جهانگیرخان در مشی سیاسی ، جنگ «دلیرانه»اش با قوای دولتی در جریان انحلال مجلس و بویژه سرنوشت غم آلود وی ، در تبلیغات (و تواریخ) مشروطه خواهان هاله ای از «قداست» بر چهره وی نشانده است. اما بجا است (فارغ از شعار و احساسات) عالمانه بررسی شود که روزنامه نگارانی چون او چه مقدار با «فرهنگ ملی» کشورشان آشنایی و همسازی ، داشته و آیا اقدامات تندشان به نفع جنبش ملت بوده است یا خیر؛ پژوهش ما پاسخ این سوالات را مثبت نمی داند و در این باره ، اجازه بدهید فصلی از پرونده صوراسرافیل را گشوده و داوری را به خواننده نکته سنج واگذاریم: صور اسرافیل در شماره (4صص76) مقاله ای را چاپ کرد که بواقع ادعانامه ای تند علیه اندیشمندان بزرگ ایران اسلامی بود: «حکمت و کلام ما معجونی است مضحک از خیالات بنگیهای هند، افکار بت پرستهای یونان ، اوهام کاهنهای کلده ، و تخیلات رهابین یهود...1300 سال ، شهوت ریاست...و حرص قرب سلطان ، به علمای ما فرصت نداد که فلسفه اسلامی را از این مزخرفات جدا کرده و یک رساله مختصر مشتمل بر حکمت طریقه حقه خودشان به زبان عوام ، نوشته منتشر کنند...»!
در همان صفحات «عادت به تعبد» را، در کنار «جهل»، بیماری ملت ایران شمرده و مدعی شد که «در مدت 1300سال با آن همه آیات بینات ، با آن همه اوامر صریحه...چنان ما را به...قبول کور کورانه اصول و فروع مذهب خودمان مجبور کردند و چنان راه...تامل و توسعه افکار را بر... ما سد نمودند که ، امروز در تمام...ایران ، یک...عالم...نیست که بتواند...بدون برداشتن چماق تکفیر... با یک کشیش عیسوی ، با یک خاخام یهودی...یک ساعت منظم و موافق اصول منطق صحبت کند»! و خواننده درمی ماند که ، آیا نویسنده این سخنان ، نام فارابی ، ابن سینا، خواجه نصیر، علامه حلی ، فیاض لاهیجی ، علامه مجلسی و دهها حکیم و متکلم دیگر را که در طول تاریخ 14 قرنه ایران اسلامی ، با استدلال و منطق ، از مبانی اسلام و تشیع دفاع کرده و آثار علمی جاویدشان مورد مطالعه و تحسین محققان بی طرف شرق و غرب قراردارد، نشنیده است؛! و آیا هیچ فرد یا ملت بافرهنگی اینسان چوب حراج به مواریث گرانقدر علمی خویش می زند؛!
مقاله فوق بین مردم بازتابی تند یافت و حتی شخصیتی چون آیت ا لله طباطبایی (پیشوای مشروطه) را «آزرده» و آشفته ساخت. آیت ا لله بهبهانی نیز طی نامه ای به وزیر علوم خواستار توقیف روزنامه و تنبیه مدیر آن شد.( متن نامه مزبور در همین صفحه در بخش سند درج شده است) متاسفانه سرمقاله شماره 12 صوراسرافیل نشان داد که هدف گردانندگان آن ، نه داوری عالمانه و منصفانه نسبت به پیشینه درخشان ایران اسلامی ، بلکه بمباران تبلیغاتی فرهنگ اسلامی (و ذبح آن در پای تمدن غرب) بود.
سرمقاله تلویحا از دانشمندان اسلامی به عنوان «عقلای مندرسه» و «مدعیان تولیت قبرستان ایران»! یاد کرده و درخواست می کند بگذارند مردم «در تشخیص کمال» خود ، «مختار» باشند. حتی مفهوم «آزادی» را صریحا به همین معنا یعنی رهایی از قید تعالیم علما و صاحب نظران دینی این مرز و بوم می گیرد: «معنی جدید کلمه آزادی...همین است که مدعیان تولیت قبرستان ایران ، کمال انسان را به معرفی حکیمانه خودشان محدود نکرده و اجازه فرمایند نوع بشر به همان وسائل خلقتی ، در تشخیص کمال و پیروی آن ، بدون هیچ دغدغه خاطر، ساعی باشند». بیجهت نبود که نام روزنامه را «صور اسرافیل» نهاده و لوگوی آن نیز نشان از مرگ اکثریت ملت ایران داشت و فرشته ای نوای «آزادی ، برابری و برادری» (= شعار رایج ماسونها) را در صور می نواخت ، که در اثر آن ، جمع اندکی از ملت از خواب بیدار و بقیه نیز در حال برخاستن از خواب مرگ بودند!
این مقاله نیز جنجالی به پا کرد. برخورد «موهن» صوراسرافیل با میراث عظیم فرهنگ اسلامی و پاسداران آن را، باید در کنار شیفتگی آن نسبت به ادبیات غرب نهاد. در شماره 27 می خوانیم: «و این معنی نیز بر احدی پوشیده نباشد که در این ، 5قرن اخیر تاریخ ما که ولترها، دیدروها، شیللرها، باکن ها، پوشکین ها، شاتوبریان ها، هوگوها و هزاران ادیب و شاعر دیگر عالم ادبیات ملل اروپ را نهایت غنی نموده و پایه نظم و نثر را در تجسم افکار دقیقه بشری و تصویر حقایق لطیفه وجود به حد نقاشی " رافائل" و حجاری "میکلانژ" ترقی دادند...».
شاهد دیگر این امر، تعریف روزنامه از فراماسونری است. در شماره 12 می خوانیم که: «انجمن ماسونیک» یعنی همان لژهای ماسونی «موجب آبادی دنیا و رفع خرافات و اوهام باطله» است! به همین نمط، باید از تبلیغ آثار میرزا ملکم خان (بنیانگذار فراموشخانه فراماسونری در ایران) یادکرد که در شماره های 5 و 12 آن به چشم می خورد. این ، وضع صوراسرافیل در حوزه «نظر» بود. متاسفانه در حوزه «عمل» نیز مواضع روزنامه با «عقلانیت» چندان میانه ای نداشت و عمدتا در مسیر جلوگیری از «وفاق ملی»، و دامن زدن به آشوبهای کور اجتماعی و سیاسی حرکت می کرد که شرح آن فرصتی دیگر می طلبد.


مهرداد صفا
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها