حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
همین چند وقت پیش بود که یک شرکت خصوصی با اسپانسری پرسپولیس وارد فوتبال ایران شد و مالکیت نفت را بهعهده گرفت؛ شرکتی که ادعا داشت میتواند پرسپولیس را بخرد، اما با رفتاری که از خود نشان داده باید گفت حاضر نیست بسادگی برای این فوتبال دست به جیب شود.
تقریبا روزی نبوده که بازیکنان و مربیان این تیم علیه مسئولان باشگاه مصاحبه نکنند و پولی را که به خاطر قراردادهایشان میخواهند، درخواست نکنند. اینطور که از شواهد پیداست مالکان نفت فقط به دنبال مطرح کردن خودشان هستند و هر روز بهانهای جدید برای اینکه بدهیها را پرداخت نکنند دارند. نکته جالبتر آنکه هنوز بازیکنان دو فصل قبل نفت از این باشگاه طلبکار هستند که از سیدجلال حسینی، بیرانوند و وحید امیری میشود نام برد.
چیزی که مشخص است اینکه نفتیها تا زمانی که این تیم برایشان سودی نداشته باشد، حاضر به خرج کردن نیستند، اما باید گفت روزی که آنها داشتند چکهایشان را برای خرید امتیاز نفت میکشیدند، از همه کمیها و کاستیهای این تیم آگاهی داشتند و طبیعتا این دست از تجار، به زیر و بم معامله آگاهی لازم را دارند و نمیشود قبول کرد، سرشان کلاه رفته است!
از روزی که علی دایی عطای کار کردن در این تیم را به لقایش بخشید تا همین سه هفته پیش اصلا مشخص نبود آنها قصد تیمداری دارند یا نه. تیمی که نماینده فوتبال ایران در آسیا هم هست و اینجا دیگر پای منافع ملی به میان میآید و نمیتوان براحتی از کنار آن عبور کرد. شاید نفتیها برای اینکه کمی سر و صدا را بخوابانند، به دنبال علی کریمی رفتند تا شاید او با استفاده از اعتبارش بتواند کاری کند که نفت از چالهای که در آن افتاده خارج شود. ابتدا همینطور هم شد. خیلی از بازیکنان به اعتبار کریمی به نفت آمدند و با این تیم قرارداد سفید امضا کردند، اما همه آنها شرط کرده بودند با این شرایط فقط در صورتی در تیم بازی میکنند که علی کریمی سرمربی باشد، اما به یک ماه نرسید که کریمی هم فهمید دارد در چه راهی قدم برمیدارد و پیش از آنکه دیر شود، مسیرش را تغییر داد و یکی از بهترین دریبلهای تاریخش را زد! کریمی شاید در ابتدا گول وعدههای پوشالی را خورد و شاید او اگر ذرهای هوش تجاری علی دایی را داشت، استناد به رفتارهای او میکرد و متوجه میشد چرا دایی با وجود آسیایی بودن این تیم حاضر به ماندن در آن نشده است!
با این حال هرچه بود تمام شد و حالا حمید درخشان سرمربی این تیم است؛ تیمی که شاید نتوان به معنای واقعی اسم تیم را روی آن گذاشت؛ باید دید حمیددرخشان در این کارزاری که واردش شده چه کارنامهای را برای خودش بر جای خواهد گذاشت، اما در آخر باید از مسئولان فدراسیون فوتبال و وزارت ورزش این را پرسید که چرا هیچ برخوردی با تیم نفت نمیشود؟ این تیم نماینده فوتبال ایران در آسیاست و شکی وجود ندارد که پز دادن با جیب خالی باعث میشود در آسیا نفت ایران به زنگ تفریح سایر تیمها تبدیل شود، ضمن اینکه آنها دیگر چوب جادویی هم ندارند که بتوانند با آن جادو کنند و از مخمصهای که در آن قرار گرفتهاند، خودشان را نجات بدهند.
کریمی قدر خود را بداند
علی کریمی یک شب مانده به بازی سوپرجام، اردوی نفت را ترک کرد تا حمید درخشان جای او را بگیرد. او باز هم در کانون یک بحران جدید قرار گرفت. البته او با واژه بحران بیگانه نیست. از محرومیت یکساله در زمان بازی برای تیم امید گرفته تا درگیریهای زنجیرهای با مربیان و مدیران تیمهایی که در آن حضور داشت. همه این حاشیهها و درگیریها از کریمی یک چهره آشتیناپذیر رسم کرد. بازیکنی که هنر منحصر به فرد و خلاقیتش در باز کردن گرههای کور یک بازی، زبانزد خاص و عام بود، به آرامی به مردی تبدیل شد که آسیب حاشیههایش به مراتب بیشتر از سود هنر فوتبالی او شد. آخرین جنجال او درگیری رسانهای با سرمربی تیم ملی بود که البته کیروش پاسخی به او نداد و فقط به این نکته بسنده کرد که سعی داشت از او یک سرمربی موفق بسازد... ماهها از آن ماجرا گذشت و کریمی بهعنوان سرمربی نفت معرفی شد. خیلی از هوادارانش این موضوع را همان موقعیت ایدهآل میدانستند؛ اما بسیاری از اهالی فوتبال هم با تردید به این موضوع نگاه میکردند و بر این باور بودند که اولین فاکتورهای مربیگری، آرامش و سختکوشی است که کریمی ندارد. با این حال او با سروصدای فراوان سرمربی نفت شد و بازیکنانی را جذب کرد که شاید هیچ مربی دیگری جز او به آنها فکر هم نمیکرد. کریمی فقط یک روز مانده به سوپرجام، تیم را رها کرد تا نفت در بدترین وضعیت قرار بگیرد. کریمی یا نباید نفت را تحویل میگرفت یا وقتی آمد و بازیکنانی را هم با خود آورد، نباید این تیم را رها میکرد. حالا شاید این گونه تلقی شود که کریمی بازنده این ماجرا بود. مثل درگیری اخیرش با علی دایی که ادبیات نرم دایی برای حمایت از یک فوتبالی را با جملههایی تند پاسخ داد. کریمی یک بازیکن منحصربهفرد بود؛ اما برای ماندگاری در این فوتبال، باید برخی قواعد را رعایت کند. متاسفانه این نابغه فوتبالی ما به مشاوره و مشاور اعتقادی ندارد و گاهی مواقع محبوبیت خود را به حراج گذاشته است. کاش کریمی قدر خود را بداند و بیش از این به صورتش تیغ نیندازد.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....