حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
به گزارش جامجمآنلاین، اینجا شهرک جذامیهاست؛ ساکت، آرام و بیسر و صدا. اصلا شهرکها که همیشه شلوغ نیستند، پر رفت آمد نیستند، بعضی شهرکها هم میشوند پناه آدمهای بیپناه؛ میشوند شهرک جذامیها... اسمی که رویشان میماند و تنهایی و سکوت برایشان به ارمغان میآورد. حتی اگر جایی در دل خیابانهای مرکزی مشهد باشند. پرسوجو که میکنیم کسی از وجودشان خبر ندارد؛ حتی خیلی از مشهدیها نمیدانند که یک جایی نزدیک آنها حدود 30 خانواده جذامی زندگی میکنند...
ساکنان شهرک جذامیها صد نفرند. جذامشان حتی اگر مدتها قبل هم خوب شده باشد، باز هم دست از سرشان برنداشته، در تمام این سالها پابهپایشان آمده؛ شانه به شانه!
هروقت راه بروند با پاهایی که نیست، پاهایی که جذام خورده، از زانو، از مچ... اول یاد جذام میافتند. وقتی دستشان را جلو بیاورند که دستت را بگیرند، اول جذام است که دستت را میگیرد و فشار میدهد به گرمی؛ با همان انگشتهای یکی درمیان و کوتاه و بلند... نقشه مشهد را که پیش رویمان میگذاریم، محله طلاب را که پیدا میکنیم، همان حوالی پشت بیمارستان 320 تختخوابی شهید هاشمینژاد، خیابان وحید، سمت چپ، وحید هشت؛ شهرک جذامیها قرار گرفته. شهرک برای ما از همینجا شروع میشود؛ از دیوارهایی نقاشی شده، درهایی رنگارنگ...
متن کامل این گزارش را در سایت جامجم آنلاین بخوانید.
مینا مولایی
جامجم آنلاین
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....