«اوایل هفته جاری به طور تصادفی در یکی از نهادها با آقای قرائتی برخورد کردیم. یقه من و دکتر مخبر را گرفت و گفت حتما باید نکات مهمی را به شما تذکر دهم. جایی برای نشستن نبود. همانجا روی چمنها نشست و گفت کفشها و جورابهایتان را هم درآورید و راحت به حرفهایم گوش کنید!
به شوخی میگفت حالا جزو پابرهنهها هستیم !
مثل همیشه حرفهای شیرین و سازنده زد و از دغدغههایش در مورد هدر رفتن ظرفیتهای عظیم کشور و ضرورت تحول بنیادین و نه شعاری در دستگاههای تبلیغی بویژه در سازمان روحانیت گفت.
معتقد بود که حوزههای علمیه در کادرسازی و تربیت طلاب فاضل، دردمند و آشنا با نیازهای واقعی و روزمره مردم و بویژه روشهای روانشناسانه برای تربیت دینی اقشار مختلف دچار کمکاری و عقبماندگی هستند.
خوشبختانه پس از گذراندن یک کسالت طولانی حالش خوب بود و با طنزهای دسته اول منشوری و غیرمنشوری! حال ما را هم خوب کرد.
پینوشت
آقای قرائتی جزو سرمایههای ملی است. معتقدم همانطور که نتوانستهایم بهشتی و مطهری تربیت کنیم، همانطور هم نمیتوانیم مثل آقای قرائتی، درست با همین خصوصیات و توانمندیها، براحتی تربیت کنیم و تحویل جامعه دهیم. اما با اصلاح روشها، رفتارها و نگاههای مردمسالارانه و توجه به روح و بطن دین میتوان شاهد رویشهای ارزشمند در نهادهای دینی بود.
آخوند باید مردمی باشد، نگاه از بالا به پایین نداشته باشد، خوش اخلاق باشد، اصل را بر جذب بگذارد، تکبر نکند، با مردم راه برود و زبان مردم و به تعبیر قرآن لسان قوم را بداند، آنان را از دین نترساند و با همه وجود بداند که کارکرد دین آرامش بخشی به روح و روان مردم است.»