خدمت سوم تقی زاده ، مبارزه جدی او و یارانش (مینوی و حبیب یغمایی و...) در زمان پهلوی با توطئه استعماری «تغییر خط به لاتین» و «پاکسازی»! الفاظ عربی از زبان فارسی است که از سوی کسروی و پور داود و...ساز شده و جمعی از ژنرالهای ارتش نیز که متکی به سیاست خارجی بودند از آن حمایت می کردند. خطابه بلند تقی زاده در اسفند 26 پیرامون «حفظ زبان فارسی فصیح» نقشی اساسی در خنثی سازی توطئه داشت و همینجا بود که وی از حمایت از تغییر خط در دوران جوانی صراحتا «استغفار» کرد!
خدمت چهارم تقی زاده ، اعترافش به «خطا و افراطی بودن» فتوای ایام جوانی خویش (لزوم فرنگی مآبی کامل ایرانیان) است که آذر 39 در باشگاه مهرگان انجام گرفت: «این جانب در تحریص و تشویق به اخذ تمدن مغربی در ایران (اگر هم قدری به خطا و افراط پیشقدم بوده ام و...اولین نارنجک تسلیم به تمدن فرنگی را 40 سال قبل بی پروا انداختم...باید اقرار کنم که فتوای تند و انقلابی من در این امر، در چهل سال قبل در روزنامه "کاوه" و بعضی مقالات بعدی مبنی بر تغییرات کلی انقلابی نیز، متضمن مقداری از این نوع افراط بوده...».
آیت الله لنکرانی می فرمود: در دهه 40 به مجلس ختمی که در یکی از مساجد تهران تشکیل شده بود رفتم. هنگام ورود، می خواستم طبق معمول نزدیک در بنشینم ، که ناگاه دیدم شخصی از آن سوی مسجد (روی دو چرخه دستی) به من اشاره کرده و اصرار دارد که نزد او بروم. پیش رفته دیدم تقی زاده است. وی در خلال صحبت خود گفت: «شما زودتر از من بیدار شدید».
مرحوم لنکرانی به اینجای داستان که می رسید با تبسم می گفت: به او گفتم «من خواب نبودم که بیدار شوم»!