تاریخ نگاری مشروطیت کاستی هاوآفات - 1

بسیاری از صاحب نظران معتقدند که متون تاریخی کشورمان ، به ویژه آنچه که در یکصد سال اخیر نگارش یافته ، از تحریف حقایق و درآمیختگی راست و دروغ با یکدیگر شدیدا رنج می برد
کد خبر: ۱۰۳۵۸۹
و آلوده به گزارشهای نادرست و تحلیلهای غرض آلود است.

ضرورت نقد و پالایش تاریخ مشروطیت


استاد محیط طباطبایی مدعی بود که خرمن تاریخ ایران را، «مجموعه ای از دروغهای راست نما» پر کرده و او 50 سال روی آن کار کرده تا بتواند از این دروغها بکاهد.
محقق دیگر، دکتر منصوره اتحادیه ، می نویسد: تاریخ انقلاب مشروطیت «بارها موضوع پژوهشهای تاریخ ، و وقایع آن مایه سخن پردازی نویسندگان و شاعران شده ، اما هنوز تحقیق و تحلیلی جامع و عمیق در همه جوانب سیاسی و اجتماعی آن به عمل نیامده است.راستی آنکه ملاحظات سیاسی مذهبی ، اغراض شخصی و تمایلات گوناگون نویسندگان و پژوهشگران ، تاریخ نگاری این دوره را دچار ضعف و کاستی و نادرستی و اغراق و چشم پوشی از برخی افکار و مواضع کرده است».
ابراهیم صفایی ، پژوهشگر تاریخ قاجار و مشروطه ، حتی معتقد است: «در تاریخ ایران هیچ فصلی چون فصل تاریخ قاجاریه آلوده با شبهت و آموده با اغراض نیست» و انتشار اسناد منتشر نشده و دست اول آن روزگار توسط او، «بسیاری از حقایق را بی پرده نشان داد و بسیاری از داوریهای ناروای شایعه نویسان را محکوم کرد».
بعضی از محققان ، همچون آقای محمد ترکمان ، رائسا وارد عمل شده و مواردی از افسانه پردازی ها، غرض ورزی ها، و نیز سرقتهای موجود در تواریخ مشروطه را به طور مستند برملا کرده اند.
در واقع باید گفت که: وجود اخبار کذب ، شایعات دروغ ، تحلیلهای غلط و در یک کلام: تحریف واقعیات در کتب تاریخ معاصر ایران ، به ویژه تواریخ مشروطیت ، اجمالا امری مسلم و انکارناپذیر و مورد اتفاق همگان است.
تحریف و وارونه نگاری شاهد این امر، انتقاد و بدگویی (بعضا تند و تیز) مورخان طراز اول مشروطه (به طور خاص یا عام) از یکدیگر است: احمد کسروی ادعا می کند: آنچه که وی را در اواسط دوران رضاخان به «نوشتن» و انتشار تاریخ مشروطه ایران «واداشت» ، «نارسایی» تواریخ مشروطیت و «چاپلوسی و پستی» نویسندگان آن بوده است: «دیدم در سی سال کسی به نوشتن تاریخ مشروطه برنخاست و اگر کسانی چیزهایی نوشتند بسیار نارسا بود.
پاره ای نیز راستی را فدای خوشنودی این و آن کردند و کسانی را که در جنبش آزادی خواهی در رده دشمنان توده بودند به مشروطه خواهی ستودند و جانبازی های مردان غیرتمند را گذارده به رویه کاری های 5این و آن پرداختند.
چاپلوسی و پستی نگذاشت تاریخ درستی از آب درآورند...».
در ادامه ، با انتقاد از مورخان خودخواه ، چاپلوس ، گزافه گو و دروغ باف ، که به قول وی: «برای هر پستی عذری می شناسند و از بهر فرومایگی فلسفه هایی در یاد دارند و همه بدآموزی های قرنهای گذشته را در مغز خود انباشته دارند»، ناظم الاسلام کرمانی را نمونه ای از این گونه کسان قلمداد می کند: «کتابی که به نام تاریخ بیداری ایرانیان نوشته شده بهترین نمونه ای است که با دست اینان چه سان تاریخ نگارش می یابد ؛ با آنکه این کتاب در سالهای نخستین مشروطه ، و در پرشورترین زمان نگارش یافته است».
جالب است که مهدی ملکزاده نیز، که تاریخش را سالها پس از انتشار تاریخ کسروی نوشته ، همان نوع ایراد کلی را بر تواریخ مشروطه می گیرد که کسروی گرفته است (با این تفاوت ، که ایراد ملکزاده ، شامل تاریخ کسروی نیز می شود!).
وی در تحلیل و آسیب شناسی یی که در مقدمه کتابش از تواریخ مشروطه دارد می نویسد: یکی از علل «اساسی» که مشوق وی در نوشتن تاریخ شد «لغزش و خطاهایی بود که عده ای از مورخین معاصر مرتکب شده اند و حب و بغض شخصی و یا عدم اطلاع از وقایع یا جاه طلبی و خودنمایی در نگارش آنها راه یافته و آنان را از راه حقیقت گویی و راستی منحرف نموده ، مطالبی دور از حقیقت نگاشته اند».
فریدون آدمیت نیز (همچون کسروی و ملکزاده) نسبت به کلیت تواریخ مشروطه ، دیدگاهی منفی دارد و حتی مدعی است که در کتاب خویش ، «بسیاری از مفروضات تاریخ نهضت مشروطیت را» به هم ریخته «و در پاره ای مفروضات دیگر، تجدید نظر» کرده است.


حجت الاسلام دکتر علی ابوالحسنی (منذر)
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها