سیستان ، سرزمین افسانه ای تاریخ کهن ایران ، سرزمین وسیع و حاصلخیزی است که در جنوب خاوری ایران واقع شده است. از روزی که مردم ایران و بویژه سیستان اسلام را پذیرفتند
کد خبر: ۱۰۳۰۸۰
و از روزی که شیعه حضرت علی ع و مرید خاندان رسالت و ولایت شدند، اکثر نقاط این سرزمین پر است از قدمگاه و زیارتگاه به نام این بزرگواران.
تاریخ سیستان پر است از وقایع مرگبار، وبا، طاعون ، آبله ، سیل و خشکسالی که گاهی جمعیت آن به یک سوم کاهش می یافت و مردم به اولیا و اوصیا متوسل می شدند، آنان را به درگاه خداوند واسطه قرار می دادند و به دلیل نهاد پاکشان این اتکا به اولیا بارها موثر واقع شده است.
از آن روزگار به بعد در سیستان رسم شده بود هر کسی در گوشه و کنار، خواب یکی از اولیا را می دید، همانجا را نشان می کرد و به عنوان آن حضرت بنا می ساخت و به زیارتگاه مبدل می شد. در کنار این مکان ها چند درخت «گز» نیز می کاشتند که دیر یا زود، درخت تنومندی می شد و چه بسیار تکه پارچه های رنگارنگ که به نیت نذر و تبرک بر شاخه های آنها بسته می شد. بعضی نیز از «کوه خواجه» سنگهای نسبتا بزرگ را به زیارتگاه ها می آوردند و گاو و گوسفند و... به عنوان قربانی بر این سنگها ذبح می شد. اما در گوشه ای از این سرزمین ، زیارتگاهی واقع شده است که شاید اگر آن را متفاوت ترین زیارتگاه سیستان نام گذاریم ، چندان به بیراهه نرفته ایم.
زیارتگاهی که ورود آقایان به آنجا ممنوع است و مزار «بی بی دوست» نام دارد. این مزار در خاور شهر زابل و در دشتی گرم و خشک و روی تپه های باستانی قرار گرفته است و بنا به عقیده عده ای متعلق به عصر اشکانیان است. گفته شده این مزار متعلق به خواهر سیداقبال است که مزارش در سیستان قدیم و افغانستان فعلی واقع شده است و به گفته مولف رساله چهل مجلس ، سیداقبال از شاگردان شیخ احمدجامی شاعر معروف ایرانی است. عده ای نیز او را از نوادگان دختر امام حسن ع می دانند و عامه مردم نیز چنین معتقدند: در روزگاران گذشته سیده ای با برادر خود سرگرم شبانی بوده که مردی قصد تجاوز به او را می نماید، دختر می گریزد تا به جایگاه کنونی زیارت می رسد و از فرط خستگی از رفتن باز می ماند و در این هنگام دعا می کند که ای زمین مرا دریاب و زمین نیز به خاطر پاکی و صداقت او دهان می گشاید و او درون خاک ناپدید می شود. در حالی که گوشه ای از چادر او بیرون می ماند. از آن زمان به بعد جایگاه فرو رفتن او در زمین به زیارتگاه تبدیل می شود و پاکی و نجابت آن دختر سیده زبانزد همگان می گردد. هم اکنون روی مقبره با پارچه سبزرنگ پوشیده شده است و عده ای نیز به قصد نذر و تبرک آن را می برند و در صورت اجابت درخواستشان ، به جای آن شال سبزرنگ دیگری پهن می کنند.
یک درخت کهنسال «گز» در کنار مقبره چنان ریشه دارد که گویی مقبره را در بر گرفته است و مردم برای این درخت نیز احترام بسیار زیادی قائل هستند و کسی اجازه ندارد به این درخت آسیب برساند و یا شاخه ای از آن را جدا کند و معتقدند اگر فردی چنین کاری انجام دهد، حتما به او ضرر و زیان خواهد رسید و سزای بی احترامی خود را خواهد دید. بنا به اعتقادات موجود، مردان حق ورود به محوطه مقبره را ندارند و این در حالی است که مردان نیز به این زیارتگاه اعتقاد بسیاری دارند و حاجات خود را توسط زنان به «بی بی» می رسانند. زنان هنگام زیارت به درخت کهنسال آنجا پارچه می بندند و نیت می کنند و معتقدند اگر بی بی خواسته آنان را اجابت کند، پارچه باز می شود و به همین دلیل درخت زیارتگاه همیشه سرشار از پارچه های رنگارنگ و در بین پارچه ها زنگوله هایی نیز بسته شده است که افراد هنگام حرکت به دور مقبره ، شاخه درخت را تکان می دهند و صدای دلنواز زنگوله ها در زیارتگاه می پیچد و به این وسیله حاجات خود را نزد بی بی بیان می کنند. عروس و دامادهای منطقه نیز به رسم موجود، روز سوم پس از ازدواج ، برای دعا و درخواست خوشبختی در زندگی به زیارت این مکان می روند و چنانچه نذری به گردن داشته باشند، ادا می کنند و برای تداوم خوشبختی در زندگی در مکانی در نزدیکی مقبره ، شمع روشن می کنند که تقریبا همیشه شمعهای بسیاری در حال سوختن است.
آرامگاه بی بی دوست در بین مردم استان و استان مجاور (خراسان) و نیز عده ای از مردم افغانستان ، دارای اهمیت خاصی است و معتقدان زیادی دارد. بیماران بسیاری نیز با مراجعه به این زیارتگاه شفا یافته اند، بویژه بیماران لاعلاج که از درمان نزد پزشکان ناامید شده اند، آخرین امیدهای خود را در این مکان ها جستجو می کنند و هنگامی که شفا می یابند، از مراجعان دائمی این زیارتگاه ها می شوند.