بسیاری از شخصیت های سیاسی و اجتماعی غرب در سالهای اخیر با صراحت و تلویح اعتراف کرده اند که جمهوری اسلامی ایران ، عراق و افغانستان نیست و با کره شمالی تفاوت دارد. جورج بوش و کاندولیزا رایس ، رئیس جمهور و وزیر امورخارجه امریکا، از جمله کسانی هستند که به این واقعیت اعتراف کرده اند. مقامات اروپایی که پنجه در پنجه مردان سیاست ایران انداخته اند، در محافل خصوصی خود بارها به توان غیرقابل انکار سیاستمداران و دست اندرکاران سیاست خارجی کشورمان اذعان کرده اند. مسوولان جمهوری اسلامی ایران در طول سالهای گذشته بکرات این موضوع را ثابت کرده اند که از توان تصمیم گیری و چانه زنی بالایی در عرصه های جهانی و منطقه ای برخوردارند. کشورهای مسلمان منطقه ، ضمن احترام به جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای به حسن نیت ایران در مناسبات منطقه ای اعتماد دارند و صراحتا اعلام کرده اند که ایران تهدیدی علیه آنها نیست و این را نیز بخوبی می دانند که ایران قصد تجاوز و حمله نظامی به هیچ کشوری ندارد و حتی همان گونه که رهبر معظم انقلاب فرمودند: «رهبران عرب از آنچه ما صراحتا بر زبان جاری می کنیم ، خشنودند.»
درواقع ، جمهوری اسلامی ایران اقتدار و محبوبیت خود را در منطقه با نفوذ در قلب ملتهای منطقه به دست آورده نه با اشغال نظامی و بمباران مردم بی گناه . جنایات امریکا در زندانهای عراق و افغانستان و کشتار مردم بی دفاع این دو کشور، بیش از آن که موجب تقویت سلطه امریکا در منطقه شود، بر قدرت و نفوذ ایران در منطقه افزوده است.
اعلام حمایت 116 کشور عضو جنبش عدم تعهد از برنامه های صلح آمیز هسته ای ایران در بیانیه پایانی اجلاس اخیر این جنبش در مالزی و تکرار آن از سوی 57 کشور عضو سازمان کنفرانس اسلامی در اجلاس سران باکو، همچنین دعوت از رئیس جمهور کشورمان به اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای و اجلاس سران اتحادیه آفریقا، برگهای جدیدی هستند که در تایید رهبری ایران در منطقه خاورمیانه و حتی جهان اسلام باید به برگهای مورد اشاره آقای سولانا اضافه کرد و در یک جمع بندی باید گفت ، تمامی آنچه بیان شد، حاکی از واقعیت انکارناپذیر اوج گیری قدرت منطقه ای ایران و تضعیف روزافزون رهبری امریکا در خاورمیانه است.
بر پایه همین منطق ، رئیس جمهور امریکا علی رغم برخی مخالفت ها در کاخ سفید، وزارت دفاع و وزارت امور خارجه ، به نامه آقای احمدی نژاد واکنش مثبت نشان می دهد و می گوید این نامه برایم جالب بود و یا خانم رایس ، به دلیل فشار افکار عمومی و منتقدان سیاست های بوش در خاورمیانه ، طی نامه ای رسمی به وزیر امور خارجه کشورمان ، برای مذاکره ، هر چند به صورت مشروط و در کنار 3کشور اروپایی ، اعلام آمادگی می کند. اعتراف سولانا به رهبری ایران در خاورمیانه در واقع ، با هدف توجه دادن بازیگران اصلی صحنه بین المللی به این واقعیت است که باید نقش رهبری ایران در خاورمیانه را پذیرفت و برای حل مسائل منطقه ای و کسب موفقیت در تعاملات سیاسی ، بویژه مذاکرات هسته ای با ایران ، این کشور را در جایگاه واقعی اش قرار داد. در غیر این صورت ، تصمیم گیری و دست زدن به هرگونه اقدامی درباره پرونده هسته ای ایران می تواند پیامدهای زیانباری برای صلح و ثبات جهانی و منافع کشورهای غربی در بر داشته باشد.