حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در حال عوض کردن لباسهایش بود که از مرکز پیام با او تماس گرفتند و خبر دادند پسر جوانی در ویلایی در لواسان به طرز مشکوکی جان باخته است. سروان آدرس را یادداشت کرد و راهی آنجا شد.
روز جمعه بود و ترافیک باعث شد مسیر یک ساعته را دو ساعت طی کند. وقتی به محل رسید، چند خودروی پلیس و آمبولانس پزشکی قانونی پارک بود. چند نفر از اهالی هم کنجکاو در مقابل در ویلا ایستاده بودند.
کارآگاه وارد ویلا شد. ویلایی حدود هزار متر که ساختمانی با سنگهای سفید به شکل دایرهای در میان درختان خودنمایی میکرد. دو خودروی مدل بالا هم در میان درختان پارک بود.
سروان وارد ساختمان شد. ماموران کلانتری در سالن پذیرایی در حال تحقیق از چند پسر جوان بودند. از صدای شاتر دوربینها متوجه شد جسد داخل یکی از اتاقهای طبقه بالاست. خود را به طبقه بالا رساند. سه اتاق در یک ردیف بود. در انتهای راهرو هم حمامی قرار داشت. جسد در اتاق ابتدایی قرار داشت. پسر جوان به صورت طاق باز روی تخت افتاده. چشمانش نیمه باز به سقف دوخته شده بود.
پسر جوان شلوار کتان مشکی، بلوز سفید و کفش کالج به تن داشت. در کنارش هم یک قوطی خالی قرص و لیوانی خالی بود. به نظر میرسید او با خوردن قرص به زندگیاش پایان داده است.
سروان سراغ دکتر رفت. دکتر در حال جمع کردن وسایلش گفت: به نظر میرسد مسمومیت علت مرگ بوده است. حدود 12 ساعت از مرگ میگذرد، روی بدن آثار درگیری دیده نمیشود. به همین دلیل باید آزمایش سم شناسی انجام دهم تا علت دقیق مرگ را اعلام کنم.
سروان نگاهی به اتاق انداخت و مشاهداتش را در دفترچهاش یادداشت کرد. بعد هم به طبقه اول بازگشت. در میان راه پله یکی از دوستانش تماس گرفت و به او یادآوری کرد که ساعت 2 با هم قرار ناهار دارند. نگاهی به ساعتش انداخت. 12 ظهر بود و او به قرار نمیرسید. به همین دلیل از دوستش عذرخواهی کرد .
افسر کلانتری که درگیر بازجویی از چهار پسر جوان بود، وقتی سروان را دید به سمت او آمد و در گزارش خود گفت: امروزساعت 11 با ما تماس گرفتند و خبر دادند پسر جوانی در این ویلا فوت کرده است. من به اینجا آمدم. پنج پسر جوان دیشب برای تفریح به این ویلا آمده بودند که صبح وقتی از خواب بیدار میشوند با جسد صاحب ویلا در اتاقش روبهرو شدند. بعد هم موضوع را به ما اعلام کردند. به نظر میرسد پسر جوان به نام سالار خودکشی کرده است.
انگیزهاش چه بوده؟
او شب قبل در قمار، خودروی گرانقیمتش را باخته و از این موضوع ناراحت بود.در کنار تخت او قوطی قرص را پیدا کردیم که خالی بود . به نظر میرسد با خوردن قرصها به زندگیاش پایان داده است.
به نظر نمیرسد این انگیزه محکمی برای خودکشی باشد.
سالار یک هفته قبل با دختر مورد علاقهاش قطع رابطه کرده بود که این موضوع هم ضربه محکمی به او وارد کرد.
سروان از افسر کلانتری خواست که دوستان سالار را یکی یکی نزد او بیاورد تا از آنها تحقیق کند.میلاد نخستین جوانی بود که رو به رو کارآگاه نشست.
چند وقت است سالار را میشناسی؟
ما همه دوستان مدرسه هستیم و سالهاست با هم ارتباط داریم.
او سابقه خودکشی داشت؟
من تا به حال نشنیده بودم که حرف از خودکشی بزند. او پسر شاد و پرانرژی بود و برای شاد بودن ولخرجی میکرد، البته یک هفته قبل ضربه روحی بدی خورد که روی رفتارش تاثیر گذاشت.
چطور متوجه مرگ او شدی؟
وقتی از خواب بیدار شدم به اتاقش رفتم تا بیدارش کنم و بساط صبحانه را آماده کنیم که با جنازهاش رو به رو شدم و موضوع را به دوستانم خبر دادم.
کامران نفر بعدی بود که رو به روی قاضی نشست . او درباره شب قبل گفت: کامران در بازی، خودرویش را به من باخت و از این موضوع ناراحت بود. فکر نمیکردم به خاطر آن خودکشی کند وگرنه هیچوقت ماشین را نمیخواستم. من شب بی خواب شده بودم و به طبقه پایین رفتم. حدود ساعت یک متوجه سالار شدم که به طبقه پایین آمد. حالش مساعد نبود. خواستم او را نزد دکتر ببریم که مخالفت کرد و گفت دوش بگیرم بهتر میشوم. بعد هم به حمام رفت. یک ربع بعد بیرون آمد و به اتاقش بازگشت. من هم همانجا روی مبل خوابیدم. صبح با سر و صدای میلاد از خواب بیدار شدم.
اردشیر سومین نفری بود که رو به روی سروان قرار گرفت و گفت: من خیلی خسته بودم و ساعت 11 خوابیدم. نمیدانم چرا او خودکشی کرد.
احسان هم حرفهای اردشیر را تکرار کرد و گفت: همه چیز تا دیشب خوب بود و صبح وقتی فهمیدم سالار خودکشی کرده شوکه شدم.
کارآگاه پس از تحقیق از چهار پسر جوان و بررسی ویلا دستور دستگیری قاتل را صادر کرد.
پاسخ معمای پلیسی قتل به خاطر ارثیه
سروان میری با اشاره به دو دلیل قاتل را شناسایی کرد:
1- متهم از کجا میدانست طلاهای خواهرش سرقت شده است.
2- مقتول لباس بیرون از خانه به تن داشت .این موضوع با ادعای قاتل در مورد دعوت به شام مطابقت نداشت.
در مسابقه شماره گذشته 1837 نفر شرکت کرده بودند که 217 نفر پاسخ صحیح داده و از میان پاسخهای صحیح یعقوب سالارزادگان از نیشابور، مجید غریبدوست از عباسآباد به قید قرعه برنده شدهاند.
وحید شکری
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....