حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
این روزها بحث انتخابات ریاست جمهوری در حالی در کشورمان داغ شده است که وسایل مختلف ارتباط جمعی از رسانه ملی تا شبکههای اجتماعی و حتی تلویزیونهای فارسیزبان خارج از کشور بجد در این رابطه فعال هستند، ارزیابی شما از وضع موجود چیست و آیا صدا و سیما در این رابطه توانسته است انتظارات را برآورده کند؟
صدا و سیما به طور کلی دو کار انجام میدهد اینکه نکته خاصی که در سخنان رهبری بود یعنی معیشت، کار میکند. در این میان نامزدهایی که شعار معیشت میدهند از این موج تبلیغات که صدا و سیما در این خصوص انجام میدهد، سوار میشود. صدا و سیما کلیت انتخابات را تبلیغ میکند که این کار خوبی است، اما کافی نیست. باید صدا و سیما از نقش تبلیغاتی خود مقداری بیرون بیاید و در انتخابات سیاسی نقش آموزشی به خود بگیرد و به مردم آموزش دهد چگونه رای بدهند، نه اینکه به کی یا کدام جریان سیاسی رای بدهند. البته، در این خصوص مدلهایی مطرح است که باید از این الگوها بهره برد. بنابراین معتقدم در این مقطع رسالت صدا و سیما میتواند افزایش سواد انتخاباتی مردم باشد. اینکه مردم چگونه رای بدهند نه اینکه به چه کسی رای بدهند یا ندهند به عبارتی بهتر است صدا و سیما در این خصوص نقش آموزشی داشته باشد نه هدایتگر. در واقع ما به ازای مفهوم سواد رسانهای را که سواد انتخاباتی است، رسانه باید مورد توجه قرار دهد. اینکه به مردم یاد بدهد چگونه رای بدهند و بر پایه چه مدل و الگویی. به نظر من که برنامهها را رصد میکنم، صدا و سیما موضوع را خیلی سادهسازی میکند و جای یک استراتژی آموزشی مشخص خالی است که مردم هرگونه رای بدهید این عواقب و پیامدها و نتایج را به دنبال دارد. بنابراین رسالت صدا و سیما همین باید باشد چگونه رای بدهند که چهار سال بعد کمترین ضرر را دیده باشند. مثلا به مردم درباره شیوههای پوپولیستی و امثالهم آموزش بدهد. شیوههایی که منافع بنیادین جامعه را مد نظر دارد، معرفی بکند. شعارهای کلی نظام را مطرح کند مسالهای که الان مردم نقاط مختلف جامعه با آن درگیر هستند مطرح کند که مردم خود این نکات و مطالباتی را که دارند، در برنامههای کدام کاندیدا وجود دارد.
فکر نمیکنید اگر برنامههای صدا و سیما در این مقطع این گونه باشد رسانه ملی به جانبداری متهم میشود چرا که تصور ورود مصداقی به برنامههای کاندیداها شکل میگیرد، به عبارتی این برنامههای آموزشی را نمیشود در مقطعی غیر از مقطع انتخابات مد نظر داشت؟
باید یک رویکرد نخبگانی و متعهدانه را مد نظر داشته باشیم. مثل پدر و مادری که آینده را برای فرزند در نظر میگیرد و به این منظور و برای آینده ممکن است، خیلی چیزها را فدا کند. ممکن است همین الان هم این اتهامات متوجه صدا و سیما باشد. آموزش این نیست دو نفر بنشیند و بحث کنند چرا که مخاطب خیلی حوصله این قبیل برنامهها و میزگردها را ندارد. میتوان در قالب کلیپهای پنج دقیقهای این آموزش را انجام داد. برنامههایی که راحت میشود در شبکههای اجتماعی منتشر بشود. به هر حال به گونهای حرکت کند که کاملا در جهت منفعت مردم باشد که اگر فردا اتهاماتی متوجه آن شد بتواند بگوید من به نفع مردم کار کردم. افزایش سواد رسانهای مردم را به شکل غیر مستقیم آموزش دادم.
اگر مصداقی بخواهیم وارد برنامههای صدا و سیما بشویم، شما مناظرهها را چطور دیدید؟
مناظرهها مثل رینگ شده است که دوتا مشتزن درون آن قرار گرفتهاند، این طور نیست که به سوالات مردم پاسخ داده شود خودشان به شکل انفعالی و ذهنی به سوالاتی پاسخ میدهند که فکر میکنند برای مردم مهم است، اما واقعیت این است مردم نظارهگر یک تقابل و تضارب آرا به آن معنی نیستند. صحنه مبارزات در صدا و سیما به مثابه رینگ بوکس یا میدان کشتی بدل شده که افراد بیشتر با هم گلاویز میشوند، نه با موضوع مورد سوال. در برخی ورزشها هم مثل فوتبال، کشتی، مشتزنی و مانند اینها، ورزشکاران باید یکدیگر را مغلوب کنند، اما در برخی ورزشها، ورزشکاران قبل از هر چیز باید با ملاکها و موازین مبارزه کنند، مانند دو و میدانی، پرش ارتفاع، ژیمناستیک، تیراندازی و... که در موارد اخیر، ورزشکاران مستقیما با هم گلاویز نمیشوند. در مبارزات سیاسی هم نامزدها نباید با هم گلاویز شوند و مانند رینگ بوکس یکدیگر را بکوبند. بلکه باید موضوع را حلاجی کرده و موضع خود را در قبال آن مورد بحث قرار داده و استدلال کنند که چرا موضع آنان بهتر، محکمتر و قویتر است.
اغلب تماشاگران مناظرهها نیامدهاند که بفهمند چی خوب است، بلکه موضع خود را از قبل مشخص کرده و آرزومندند که نامزد مورد نظر آنان برنده مناظره شود. از این رو، صدا و سیما رسالتش این است که در نقش آموزشی خود ظاهر شده و نشان دهد که منافع ملی مهم تر از مواضع و افراد هستند.
طبق مطالعات گذشته رسانهها خیلی در افزایش رای دادن مردم به نماینده خاصی موثر نیستند. ممکن است و شکی نیست میزان سطح رای دادن را بالا ببرد ولی اغلب نگرشها تغییر نمیکند و بیشتر تائید نگرشها مطرح است.
شما فعالیت تیم رسانهای کاندیداها را از نقطه نظر تلاش آنها برای ارتباط برقرارکردن با مردم چگونه میبینید؟
بیشتر در نقش روابط عمومی ظاهر شدهاند و گروههای هوادار خودشان را بسیج کردهاند. نظر من این است که بیشتر شبکههای اجتماعی مطرح میکنند. هیچ کدام از اینها طراحی و استراتژی تبلیغاتی ندارند به نظر من مثل دو تا خانواده هستند که با هم درگیرند و به هم گیر میدهند و نقاط ضعف هم را برملا میکنند. با این تبلیغات بیشتر نظام را زیر سوال بردهاند و برنامه مشخصی را ارائه نکردهاند. به نظر من در مساله اطلاعرسانی و تبلیغات مثل کارهای دیگرشان به جای اینکه متخصصان را وارد کنند به نزدیکان خودشان متکی میشوند انتظار من این بود که از شش ماه پیش از متخصصان دعوت کنند که یک راهبرد تبلیغات خاص را در این رابطه مطرح کنند، اما اینکه یک فیلمساز را بیاورند او ذائقه خودش را دخالت میدهد و استراتژی و راهبرد خاص رسانهای ندارد، فکر میکند در این مقطع و شرایط اجتماع مردم روی چه چیزی حساس هستند. انتظار من این است که هرچقدر جلوتر میرویم انتخابات وزینتر باشد در حالی که شبکههای اجتماعی هرچه دلشان بخواهد میگویند. به نظر من از کارشناسان حوزه رسانه و تبلیغ بیشتر استفاده کنند. الان میبینیم بخشی از فعالیتهای تبلیغاتی را به کسانی سپردهاند که اصلا این مفهوم را نمیفهمند صاحبان کانال و گروههای اجتماعی. کسانی که نامزد ایکس اصلا اینها را نمیشناسد و شاید به گونهای تبلیغ کنند که به ضرر آن کاندیدا باشد، خود نامزد یک استراتژی و چیدمان و تیم تبلیغات خوبی ندارد.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....