در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این قسمت، هر آنچه در قسمتهای قبل به کمال رسیده را در دست گرفته و به تافتهای خودبافته تبدیل کرده است. آنچه در نهایت پدید آمده، شاهکاری است که جدا از تجربه هر فرد با گذشته زلدا، لازم است تجربه شود؛ چه روایات گذشته را پشت سر گذاشته باشد، چه تازه بخواهد ناخونکی به این دنیای بیمانند بزند.
یک معرکه کامل
زلدا چیزی فراتر از یک فانتزی کامل است. در این گیم، عنصر بقا به وفور موج میزند؛ بقایی که گیمر را وادار به زیر و رو کردن بنیانهای فکریاش میکند. فکری که در تقابل با دنیای وحشیاش، خلافیت، احتیاط و استعداد را به یک اندازه میطلبد. سلاح را باید از دشمنان به یغما برد و خورد و خوراک و اکسیرها را باید با هر آنچه در محیط یافت میشود، فراهم کرد. باید هر آنچه را در قسمتهای قبلی این سری فرا گرفتهاید، کنار گذاشته و از نو یاد بگیرید. یافتهها و یادگرفتنیها فراوانند و این را باید به فال نیک گرفت. بسیاری از گیمها، بی حد و حصر و بیپروا، گیمر را با هیجان فزاینده روبهرو میکنند، اما این بازی، او را با چالشهای جدید در میاندازند و چه از این بهتر؟
داستان از مقبرهای آغاز میشود که قهرمان معروف سری زِلدا، یعنی لینک، یکصد سال را در آن به سر برده است. با قدمهای حصرشکنِ او به خارج از مقبره و لبه پرتگاه هایرول، عظمت دنیای جدید بر او نمودار میشود. تپهها و کوهستانها را باید بپیماید تا به اهدافش برسد. آب و هوای سخت و بیرحم، او را به چالش میکشد. دنیای هایرول، فارغ از برخی مشکلات افت فریم، سراسر حیرت، زیبایی و خیرگی است؛ دنیایی که چشم هر زیبادوستی را محو خود میکند.
همان داستان قدیم در خرقهای نو
داستان، همان داستان آشنای نجات پرنسس زلدا از دست گانون است. با شاخه درختی آغاز میکنید، اما طولی نمیکشد خود را به سلاحی قوی برای هماوردها تجهیز میکنید. تقریبا هر دشمن، سلاح یا سپری با خود همراه دارد و با شکستشان، میتوانید آنچه را دارند از آن خود کنید. هر سلاح، عمری محدود دارد.هنگام طی کردن روایت، ممکن است از صدها سلاح استفاده کرده و از بین ببرید. شاید در ابتدا از بین رفتن سلاح مورد علاقهتان در بحبوحه نبرد شما را دلزده کند، اما طولی نمیکشد به سیستم حاکم در این گیم عادت میکنید. انتظار نداشته باشید همان ابتدا به تغییر اسلحه خود عادت کنید، اما پس از مدتی و با پی بردن به این که در ازای هر سلاح قوی از بین رفته، یک سلاح قویتر وجود دارد، به سیستم گیمپلی عادت خواهید کرد.
در عمل، اهمیت سلاحی که در دست دارید، به پای اهمیت نحوه استفاده از آن نمیرسد. دشمنان هوش بالایی دارند و با تغییر در الگوی عملکردشان، شما را وادار به بررسی و انطباق با تمام رفتارهایشان میکنند. دشمنان خردهپا را میتوان با استفاده محتاطانه از سپر شکست داد، اما دشمنان ردهبالاتر این حربه را با یک ضربه ساده خنثی میکنند. در چنین لحظاتی بهتر است جاخالی دهید و به حملات معکوس روی بیاورید که صحنههایی اسلوموشن پدید آورده و فرصتی برای حمله بیپروای شما به دشمن فراهم میکند. در بدترین لحظات میتوانید به این حملات اتکا کنید؛ حملاتی که به زمانبندی دقیق نیاز دارند.
غیرمنتظرهها
لحظات غیرمنتظره زیادی در این گیم پدید میآید، لحظاتی که گفتمانهای هیجانانگیزی برای مخاطبان رقم میزند؛ برای مثال هیچوقت به شما گفته نمیشود غلاف کردن سپرتان پس از بلوکه کردن تیرهای دشمنان، تیرها را به مجموعه متاع شما میافزاید. هیچگاه به شما توضیح داده نمیشود اصابت تیر آتشین شما به سلاح چوبین دشمن، آن را مشتعل میکند. این خودش ارزشی است که در گیمهای امروزی بندرت یافت میشود. حتی پس از صرف 50 ساعت در این گیم و در حین نبرد با گانون، باز هم قوانینی برای کشف خواهید یافت. همین باعث شده این گیم در آخرین لحظات هم احساس نو بودن خود را حفظ کند.
جدا از اسلحه متداول، لینک از مهارتهایی جادویی موسوم به rune هم بهره میبرد. از جمله میتوان به قدرتی برای جابهجایی اشیای آهنین مثلا برای فرو انداختن بر سر دشمنان اشاره کرد. قدرتهایی دیگر مانند بیحرکت کردن دشمنان سر جایشان، برای مدتی خاص وجود دارد. این مهارتها، فرصتهای زیاد و خاصی برای خلاقیت در گیمپلی مقابله با دشمنان فراهم میکنند.
چهار دخمه اصلی این گیم عموما معماگرا ساخته شدهاند و کمتر دشمنی را در طول آنها خواهید دید. برخلاف دیگر گیمهای زلدا، هدف نه یافتن کلید خروج، که سر و کله زدن با خود دخمه و تغییر آن برای دسترسی به مکانهای مهم است. رئیسهایی که در این دخمهها پیش رویتان ظاهر میشوند، سیاهتر و جدیتر از رئیسهای قسمتهای قبلی هستند. با هر کدام باید با دقت و هوشمندی روبهرو شوید و اگر با خیرهسری به آنها نزدیک شوید، بهایی سنگین خواهید پرداخت.
علاوه بر دخمهها، معابد بسیاری در این گیم وجود دارد که هر کدام چالشهای خاص خود را ارائه میکنند. برخی را میتوان در عرض چند دقیقه به پایان رساند و برخی دیگر، معماهایی چند مرحلهای پیش رویتان قرار میدهد. این معابد از هایلایتهای گیم بوده و چالشهای ارائه شده در آنها، فراغتی خوشایند از اکشن گیمپلی اصلی ارائه میکنند.
گشت و گذار در هایرول
جستوجو و گشت و گذار در دنیای هایرول، گاهی از گیمپلی و چالشهای اصلی هم سختتر میشود. لینک قادر به دویدن است ـ البته تا جایی که نفسش اجازه بدهد ـ همچنین میتواند از ارتفاعات بالا برود. در عین حال، آب و هوا هم گاهی مانع حرکت او میشود، اما اگر به دلیل این چالشها بیخیال همراهی لینک در جستوجوها شوید، بخش قابل توجهی از لحظات لذتبخش این گیم را از دست میدهید. در وصف دنیای دیدنی و تجربهکردنی هایرول، همین بس که اگر حین بارش باران بخواهید از کوه بالا بروید، دستان لینک لیز خورده و نیتتان ناممکن خواهد شد یا اگر با سپری چوبی بخواهید از کوهستان بالا بروید؛ شرایط جوی آن را به آتش کشیده و سلامت لینک به مرور کاسته خواهد شد.
یکی از منابعی که در همان مراحل ابتدایی گیم به رسته لینک اضافه میشود، پاراگلایدر است که سفر را برایش سادهتر میکند. پرواز با پاراگلایدر یکی از منفعتهای صعود به قلههاست. از دیگر جذابیتهای سفر در هایرول، استفاده از سپر بهعنوان اسنوبورد است. سُر خوردن در کوهپایهها پس از یک فرود پرهیجان با پاراگلایدر یکی از لحظات لذتبخش فراموشنشدنی این گیم است.
سیاوش شهبازی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: