«عقل» تکرار را نمیپسندد، اما «احساس» تکرار را دوست دارد، طبیعت تکرار را دوست دارد، جامعه به تکرار نیازمند است و طبیعت را از تکرار ساختهاند. جامعه با تکرار نیرومند میشود، احساس با تکرار جان میگیرد و نوروز داستان زیبایی است که در آن طبیعت، احساس و جامعه هر سه دست اندر کارند.» یکی از ماندگارترین تصاویر ذهنم در طول تمام سالهای زندگی را طبیعت بازی ویدئویی «اسکایریم» رقم زده است. آن لحظه دوست داشتم جای ماجراجویی بودم که چادری در کنار رودخانه یکی از درههای سبز و بهاری اسکایریم برپا کرده و با آرامش مشغول کباب کردن یک ماهی بود که تازه صید کرده بود. به بهانه نوروز و احساسهای زیبا و ماندگاری که طبیعت دیجیتال بازیهای ویدئویی میتواند در شما ایجاد کند، تصمیم گرفتیم بازیهایی را معرفی کنیم که طبیعتی زیبا و سرسبز را در آنها تجربه خواهید کرد. نوروزتان مبارک!
سالها مزرعهداری
Stardew Valley
خیلی از ما که درگیر زندگی شهری و خسته از منظره ساختمانهای بلند و ترافیکهای طولانی هستیم، تصور زندگی در یک مزرعه زیبا یا شهری کوچک و روستایی زیبا ولو به اندازه چند روز ، جایی در آرزوهایمان دارد. Stardew Valley یکی از بهترین بازیهای مستقل امسال است که خیلیها باور دارند فرزندی خلف برای مجموعه استثنایی Harvest Moon به شمار میرود. زمین کشاورزی پدربزرگ در شهر ساحلی و جنگلی کوچک برای کاراکتر به ارث میرسد و با نقل مکان به آنجا باید با ارتباط اجتماعی با همسایهها و شهروندان و البته کاشت و فروش محصولات کشاورزی ، به مرور مزرعه خود را توسعه داده، اصطبل و گاوداری و مرغدانی به مجموعه خود اضافه کرده و همچنین با افزایش فضای خانه شرایط را برای ازدواج و صاحب فرزند شدن مهیا کنید. این بازی ظاهری ساده، اما گیمپلی بشدت عمیق و درگیرکنندهای دارد که ماهها میتواند شما را سرگرم کند و البته از گشتن در طبیعت زیبای آن در طول چهار فصل مختلف بازی نیز حسابی لذت خواهید برد.
مقبرهنوردی در دل طبیعت
Rise of the Tomb Raider
Rise of the Tomb Raider دنبالهای درخور برای فرمول موفقی بود که در سال 2013 میلادی بازسازی مجموعه مهاجم مقبره با عنوان Tomb Raider در پیش گرفت. هرچند طبیعت و محیط زیبای آن نسخه نیز جای تحسین دارد، ولی آنچه در نسخه جدید بازی به کمال رسیده بدون شک گرافیک و زیبایی بصری محیطی است که اتفاقات بازی در آن جریان مییابد. محیطهای باز و گسترده مراحل بازی چه از منظر هنری و چه فنی و طراحی بازی در یک هارمونی کامل با یکدیگر قرار داشته و به زیبایی همدیگر را پشتیبانی میکنند. حیوانات وحشی و طبیعت مراحل علاوه بر اینکه حس قرار گرفتن در یک دره کوهستانی و سر سبز را به مخاطب منتقل میکنند، بخشی از چالشها و سیستمهای گیمپلی بازی نیز بهشمار میروند. ممکن است گیمپلی بازی به اندازه نسخه قبل برای شما جدید و نوآورانه نباشد یا داستان آن حتی کمتر از نسخه پیشین جذبتان کند، ولی بدون شک گرافیک، طراحی مرحله در فضاهای باز و محیط سر سبز و دلنشین آن برایتان خاطرهانگیز خواهد شد.
طبیعت تبت میزبان شماست
Far Cry 4
سری بازیهای Far Cry از جمله عناوینی بود که از همان ابتدای شکلگیری، گیمپلی در محیط باز را نسبت به فضاهای بسته و درونی اولویت خود قرار داد. این رویه با فارکرای 2 شکلی جدید به خود گرفت و در فارکرای 3 به چنان درخششی دست یافت که عدهای آن را بهترین بازی سال در زمان عرضه قلمداد کردند.
اگرچه یک جزیره سرسبز استوایی بستر شکلگیری اتفاقات فارکرای 3 بود و شخصا آن نسخه را بهترین نسخه مجموعه تا به حال میدانم، اما خوب است علاوه بر آن، به فارکرای 4 و بخصوص طبیعت بکرش اشاره کنیم. کشور خیالی Kyrat که به نوعی بازآفرینشی از تبت و زیست بوم اطراف آن است، محل رخداد وقایع داستانی بازی به شمار میرود. از آنجا که این کشور چندان پیشرفته نیست، استفاده از حیوانات یا وسایل نقلیه برای تردد در جادههای خاکی آن و البته پای پیاده، اصلیترین روشهای تردد در طبیعت Kyrat هستند. در خلال این مسیر ضمن لذت بردن از طبیعت زیبا و منظرههای استثنایی بازی، با حیات وحش نیز تعاملاتی جدی خواهید داشت و حتی حیوانات بازی نیز با یکدیگر تعامل دارند. فارکرای 4 نقشهای بسیار بزرگ با محیطهایی متنوع دارد، اما همگی در چارچوبی مشخص قرار دارند که همان بکر بودن طبیعت منطقه است.
دزدی دریایی در جزایر سبز کارائیب
Assassin’s Creed IV Black Flag
یکی از دلایلی که هوس زندگی در طبیعت و روستا به سرمان میزند این است که دوست داریم به نوعی به گذشته بازگردیم. میخواهیم صمیمیت روابط و زیبایی طبیعت را با امکانات امروزی تجربه کنیم و در عین حال به آن لطمه نزنیم. برای همین فکر میکنم Assassin’s Creed IV Black Flag انتخابی مناسب باشد. درست است مدت نسبتا زیادی از انتشار بازی گذشته یا خیلیها از جمله خودم معتقدند که این مجموعه دیگر تکراری شده و جذابیت یکی دو نسخه ابتدایی را ندارد، ولی مجموعه AC همیشه حداقل برای من از نظر طراحی محیط و فضاسازی قابل احترام بوده و کاملا بیانصافی است اگر بگوییم از این منظر هم تکراری بوده است. در Black Flag شما به عصر طلایی دزدان دریایی در قرن 17 و 18 میلادی برده میشوید تا دریای کارائیب و جزایر آن را بستر وقوع حماسه آفرینیهایتان قرار دهید! در این نسخه به نسبت نسخههای پیشین خیلی بیشتر از طبیعت سبز و انبوه بهره گرفته شده و چون در آن زمان چندان شهر بزرگی وجود نداشته، بناچار بسیاری از ماموریتهای بازی در جنگل و دار و درخت جریان دارد. البته این ساختار را تاحدودی در AC III نیز میتوان تجربه کرد، ولی خب مسلما شما هم مثل ما باگها و مشکلات فنی کمتر را بیشتر دوست دارید مگر نه؟
روزگاری در جنگل همراه با زامبیها!
DayZ
زامبیها ول کن شما نخواهند بود، حتی در تعطیلات و در طبیعت سبز! همه چیز از یک ماد در بازی ArmA II شروع و به بازی مستقل DayZ تبدیل شد که به نوبه خود جریانسازی کرده و موج جدید بازیهای سبک بقا یا Survival را شکل داد. ساختار کلی این بازیها به این شکل است که بازیکن را تقریبا بدون هیچ چیز در میان یک محیط طبیعی و بزرگ رها کرده و از او میخواهند تا جایی که میتواند زنده بماند. البته از آنجا که تمدن و زندگی عادی سقوط کرده، به جای حیوانات وحشی جنگل، زامبیهای خونخوار و آدمهای راهزن دشمنان اصلی شما خواهند بود. بهطور خاص در DayZ طبیعت بازی برای بازیکنان کاربرد گیمپلی هم پیدا کرده است، زیرا آنها میتوانند بخوبی خود را استتار کرده و از دید و گزند دیگر بازیکنان در امان بمانند. از آنجا که سیستم Crafting یا ساخت تجهیزات سهمی زیاد در پیشرفت بازیکن دارد، شما به مرور طبیعت و گوشه و کنار دنیای بازی را خوب خواهید شناخت و البته نبود وسایل نقلیه نیز عاملی برای پیاده گز کردن جنگلهای پهناور و سبز بازی است. در پیادهرویهای طولانی بازی به این فکر میکنید که دنیا میتواند چقدر زیبا و سرسبز باشد، قبل از اینکه توسط زامبیای سرگردان یا تک تیراندازی پنهان در بیشهها شکار شوید!
دیگر بازیها
جنگل و محیطهای سرسبز یکی از کلیشهایترین محیطها در تاریخ بازیهای ویدئویی هستند. ردپای آنها را میتوان حتی تا Contra و بازیهای NES نیز دنبال کرد. بنابراین چنین محیطهایی را تقریبا در تمام بازیها میتوانید ببینید.
از مجموعههای ندای وظیفه و میدان نبرد گرفته تا سری بازیهای آنچارتد، ویچر، توم رایدر، فارکرای و خیلیهای دیگر. علاوه بر بازیهای اشاره شده دوست دارم به عناوینی چون Firewatch،
Everybody Gone to the Rapture و The Long Dark نیز اشاره کنم که بیشک طبیعت و محیط منحصر به فردی را به مخاطبان خود ارائه میکنند.
فکر میکنم ارادت و احترام فراوان بنده به مجموعه The Elders Scroll و بخصوص اسکایریم بر کسی پوشیده نیست و چون در مقدمه سخن از آن رفت در اینجا حرف کوتاه میکنم. از میان جدیدترین بازیهایی که نمونه یک طبیعت سبز و زیبا را پیش چشمان ما به تصویر میکشند نیز میتوانم به
Ghost Recon Wildlands و البته شاهکارهایی چون Horizon Zero Dawn و The Legend of Zelda: Breath of the Wild اشاره کنم که به امید خدا نقد آنها را در شمارههای ابتدایی سال جدید مطالعه خواهید کرد. تعطیلات خوش بگذرد. امیدوارم کنسول نسوزانید!
مجید رحمانی