مرد میانسال با پولهایی که از کار خلاف به دست آورده ویلا و خانه و خودروهای مدل بالا خریده است. متهم حرفهای شگردی خاص برای کلاهبرداری دارد، گفتوگوی ما را با او بخوانید تا با شگرد خاص او آشنا شوید.
به چه جرمی بازداشت شدهای؟
خودم را مامور پلیس و قاضی قلابی معرفی میکردم.
تحصیلاتت چقدر است؟
تحصیلاتم را تا مقطع لیسانس ادامه دادم.
شغلت چیست؟
اوایل در یک مغازه لباسفروشی مشغول به کار بودم، اما بعد از مدتی دیدم که درآمدی که میخواهم به دست نمیآورم. به همین دلیل تصمیم گرفتم با کلاهبرداری یک شبه ره صد ساله را طی کنم.
و ره صد ساله را چطور طی کردی؟
با معرفی خودم به عنوان مامور و قاضی. البته گاهی اوقات هم با عناوین دیگری خودم را معرفی میکردم.
دفعه آخر چه شگردی داشتی؟
صرافها، سوژه سری آخر بود ند. با آنها تماس میگرفتم و خودم را قاضی معرفی میکردم. به این بهانه که عدهای از قضات میخواهند به زیارت کربلا بروند و دلار و ارز میخواهند با صرافها در مقابل دادسراها قرار میگذاشتم. نام قضاوت که به میان میآمد، ناخودآگاه آنها اعتماد میکردند و اگر این قرار در مقابل دادسرا باشد که دیگر شکی در آن نبود که مشکلی در کار نیست. مبلغ زیادی دلار و ارز سفارش میدادم و در محل قرار منتظر صراف یا پیکش میایستادم. زمانی که آنها میآمدند دلارها و ارزها را میگرفتم و با این بهانه که پول آنها را باید از رئیس دادسرا بگیرم وارد دادسرا شده و با ترفندی خاص و بدون آنکه آنها متوجه شوند از دادسرا خارج میشدم. مالباختهها هم بعد از مدتی انتظار سراغ رئیس دادسرا میرفتند تا پولشان را بگیرند و تازه آن زمان بود که متوجه میشدند کلاه سرشان رفته است و قاضی و سفر زیارتی در کار نبوده است.
در کدام استانها این کار را انجام میدادی؟
برایم فرقی نمیکرد، خیلی از استانها این نوع سرقت را انجام دادم و به خاطر اینکه لو نروم مدام محلی که نقشه را در آن اجرا میکردم تغییر میدادم.
سابقه داری؟
5 سابقه کیفری دارم و آخرین بار به همین اتهام، اما از پزشکان کلاهبرداری کردم.
از آنها چطور کلاهبرداری میکردی؟
دفعه قبل خودم را پزشک معرفی میکردم با این عنوان که سمیناری معتبر در خارج از کشور است و مدعوین خاص و شاخصی دارد با پزشکان تماس میگرفتم. بعد هم آنها را به سمینار دعوت میکردم و هزینه سفر را از آنها میگرفتم. تمام داد و ستدهای ما نقدی بود، برای اینکه اگر شماره حسابی را در اختیار آنها قرار میدادم احتمال شناسایی و دستگیریام وجود داشت. با پزشکان داخل یک بیمارستان معتبر قرار میگذاشتم و قبل از اینکه آنها سر قرار بیایند وضعیت آنجا را میسنجیدم. اینکه چند در دارد و رئیس بیمارستان چه کسی است و دفتر رئیس کجاست و از اینطور اطلاعات. بعد هم پولها را دریافت کرده و با این بهانه که معرفینامهتان در دفتر رئیس است و تا لحظاتی دیگر برایتان میآورم، پولها را گرفته و فرار میکردم.در تمام سرقتها خودم را فردی موجه معرفی و سعی میکردم لباسهای خوبی به تن داشته باشم.
با پولهای سرقتی چه میکردی؟
تفریح، خانه، ویلا، خودروی مدل بالا و موتورسیکلت 120 میلیون تومانی. عشق پول و ثروت باعث شده بود برای رسیدن به آن به شیوه و شگردهای مختلف دست بزنم.
هلیا قنبری