افزون براین در این مدت جنگلهای شمال شاهد مرگ و میر بیش از 40میلیون اصله درخت شمشاد بوده ؛ گونهای که بومی جنگلهای ایران است و از دست رفتن آن را باید مصیبتی بزرگ برای منابع طییعی کشور به شمار آورد.
در زاگرس نیز شرایط به همین شکل است، زیرا یک میلیون هکتار از این جنگلها طعمه آفات شد و از بین رفت و اکنون نیز برخی سودجویان در سودای تجارت زغال کمر به نابودی باقیمانده بلوطها بستهاند.
جنگلهای حرا در جنوب کشور نیز حال و روزشان خوب نیست و قاچاق سوخت و آلوده شدن آب، قطع درختان برای تهیه علوفه دام در کنار اجرای طرحهایی مانند ساخت اسکله سبب شده جنگلهای حرا نیز شرایط مناسبی نداشته باشد و این زیستگاههای منحصر بهفرد بیش از گذشته تهدید شود.
نباید فراموش کرد که با توجه به محدود بودن جنگلهای کشور، سرانه جنگل ایرانیان نیز اندک است. به گفته کارشناسان سرانه جهانی جنگل، حدود 6/0 هکتار برآورد میشود، اما در کشورمان این آمار برای هر شخص به کمتر از 2/0 هکتار میرسد. علاوه براین بقای انسان در گرو بقای جنگلهاست، زیرا بدون آنها زندگی برای انسان ناممکن است، به عنوان نمونه هر هکتار جنگل سالانه حدود 5/2 تن اکسیژن تولید میکند به همین دلیل با توجه به مساحت جنگلهای شمال کشور (حدود دو میلیون هکتار) این نوار سبز رنگ در شمال کشور هر سال حدود پنج میلیارد و ده میلیون کیلوگرم اکسیژن تولید میکند.
جنگلهای کشور نقش عمدهای نیز در کنترل بحران ریزگردها و حفظ منابع آب دارند، چراکه هر هکتار جنگل سالانه حدود 70 تن گرد و غبار را در خود رسوب میدهد یا تخمین زده میشود که جنگلهای شمال سالانه سه میلیارد و شش میلیون مترمکعب آب را ذخیره میکند.