مـرد نویسـنده سـناریوی خیانت و قتــل نوشـت

راز زن خیانتکار که با همدستی خواستگار سابق خود، نقشه قتل شوهرش را اجرا کرده بود، در کمتر از 24 ساعت فاش شد و متهمان دستگیر شدند.
کد خبر: ۱۰۰۳۵۶۷

به گزارش جام‌جم، رسیدگی به این پرونده از ساعت 20 و 30 دقیقه پنجشنبه و همزمان با گزارش قتل مردی در بزرگراه آزادگان تهران آغاز شد. در این جنایت مرد 32 ساله‌ای به نام مرتضی با شلیک گلوله به صورت و پهلویش به قتل رسیده بود.

با حضور تیم جنایی به سرپرستی قاضی محسن مدیرروستا، بازپرس ویژه قتل تهران در محل جنایت، برادرزن مقتول با اشاره به اظهارات خواهرش که شاهد جنایت بود، گفت: المیرا در اتوبان آزادگان با خودروی 206 در حال تردد بود که خودرویش پنچر شد. او با همسرش تماس گرفت و از او برای تعویض لاستیک خودرو درخواست کمک کرد و مرتضی نیز پس از20 دقیقه در محل حاضر شد. در زمان تعویض لاستیک خودرو، فردی که کلاه کاسکت به سر داشت، به آنها نزدیک شد و برای زورگیری با مرتضی درگیر و با سلاح همراه خود شلیک کرد و پس از قتل مرتضی متواری شد.

در شرایطی که شواهد صحنه قتل، از وقوع جنایت در یک زورگیری حکایت داشت، راننده یک خودروی عبوری به ماموران مراجعه کرد و گفت: در حال عبور از محل جنایت بودم که متوجه شدم فردی روی زمین افتاده و نفر دوم نیز با سلاح بالای سرش ایستاده است. برای بررسی موضوع، با خودرو دنده‌عقب گرفته و به صحنه نزدیک شدم که در این هنگام فرد مسلح متواری شد. پس از پیاده شدن از خودرو، متوجه شدم شخصی که روی زمین افتاده، به قتل رسیده و زن جوانی نیز درخواست کمک می‌کرد.

تناقض‌ گویی همسر مقتول

کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی در ادامه تحقیقات پلیسی به بررسی اظهارات همسر مقتول درباره پنچرشدن خودرو پرداختند که مشخص شد، ادعای او صحت ندارد و هیچ کدام از چرخ‌های خودرو پنچر نشده بود.

کارآگاهان سپس به تحقیق از همسر مقتول درخصوص علت حضورش در اتوبان آزادگان پرداختند اما او با صحنه‌سازی حاضر به ارائه توضیحات به کارآگاهان نبود.

تناقض‌گویی‌های همسر مقتول باعث شد ساعت 3 و 30 دقیقه بامداد جمعه او با دستور قضایی بازداشت و به پلیس آگاهی منتقل شود. زن 31 ساله پس از انتقال به اداره دهم پلیس آگاهی همچنان اظهارات اولیه خود مبنی بر ارتکاب جنایت توسط یک زورگیر را مطرح کرد اما ساعت 11 روز جمعه خواستگار سابق خود به نام علیرضا را به عنوان عامل جنایت معرفی کرد و در اعترافاتش به کارآگاهان گفت: زمانی که علیرضا متوجه اختلاف من با همسرم شد، تصمیم به کشتن او گرفت و مدعی شد اگر من با او همکاری نکنم، به تنهایی مرتضی را خواهد کشت. شب جنایت و طبق برنامه، به اتوبان آزادگان رفتم و به مرتضی زنگ زدم و به دروغ گفتم که لاستیک خودرو پنچر شده است. مرتضی از من خواست تا داخل خودرو نشسته و درها را بسته و منتظر او بمانم. بعد از حدود 20 دقیقه، مرتضی از محل کارش در منطقه قرچک ورامین به آنجا رسید و در حالی که قصد تعویض لاستیک خودرو را داشت، علیرضا از پشت یک تپه خاکی خارج شد و با شلیک چند گلوله، همسرم را به قتل رساند و فرار کرد.

کارآگاهان اداره دهم آگاهی با شناسایی محل سکونت علیرضا 36ساله در خیابان 20 متری افسریه، همان روز وقوع جنایت، این فرد را دستگیر و از محل سکونتش یک قبضه سلاح شکاری ساچمه زنی ـ که مقتول با آن به قتل رسیده بود ـ کشف کردند.

اعتراف به قتل

علیرضا پس از انتقال به اداره ویژه قتل و مواجهه حضوری با المیرا به ارتکاب جنایت اعتراف کرد و گفت: 16 سال پیش خواستگار المیرا بودم اما موفق به ازدواج با هم نشدیم. حدود چند ماه پیش به‌صورت اتفاقی یکدیگر را ملاقات کردیم و از آن‌زمان به بعد دوباره تماس‌های ما از سر گرفته شد. در این مدت المیرا درخصوص اختلافاتش با مرتضی برایم تعریف می‌کرد. به گونه‌ای که پس از مدتی تصمیم به کشتن مرتضی گرفتم. ظهر روز پنجشنبه در منطقه نارمک با المیرا قرار گذاشتم و به او گفتم که امروز باید کار همسرش را تمام کنم و نقشه کشتن مرتضی را برایش توضیح دادم. از المیرا خواستم تا به اتوبان آزادگان رفته و از آنجا با مرتضی تماس بگیرد و با طرح موضوع پنچر شدن خودرو، برای تعویض لاستیک آن از همسرش کمک بخواهد. وقتی مرتضی به آنجا آمد، ابتدا در صندوق عقب خودرو 206 را باز کرده و مشغول بیرون آوردن لاستیک زاپاس شد که من به وی نزدیک شده و اولین گلوله را به پهلویش شلیک کردم. مرتضی در همان وضعیت با من درگیر شده بود که روی زمین افتاد و در حالی که بالای سرش ایستاده بودم، تفنگ را روی صورتش گذاشته و گلوله بعدی را شلیک کردم. در همین زمان، یک خودروی عبوری به صورت دنده‌عقب به من نزدیک می‌شد که بسرعت به پشت تپه رفته و از محل متواری شدم.

سرهنگ کارآگاه حمید مکرم، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت: با اعتراف صریح متهمان به مشارکت در ارتکاب جنایت، قرار بازداشت موقت از سوی بازپرس پرونده برای متهمان صادر شد و هر دو برای تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفتند.

نمی دانستم قصد قتل دارد

تصور نمی‌کرد دیدن عکس عشق قدیمی در اینستاگرام، برگی جدید در زندگی‌اش رقم می‌زند و رابطه پنهانی با خواستگار سابق، مرگ شوهرش را رقم می‌زند.

چطور با عشق قدیمی ات رو به رو شدی؟

دو ماه پیش به‌طور اتفاقی در اینستاگرام عکس و شماره او را دیدم. حدود 18 سال بود از او خبری نداشتم. به او پیام دادم که با من تماس گرفت و همدیگر را ملاقات کردیم. وقتی تلفنی حرف می‌زدیم، متوجه شدیم هردو ازدواج کرده و زندگی درستی نداریم. پیشنهاد ازدواج داد که به‌خاطر پسرم قبول نکردم.

از شب جنایت بگو؟

من دوره آرایشگری می‌روم و آن روز بچه‌ام را به مادرم سپردم و خودم با هدف پیدا کردن یک مکان اجاره‌ای برای آرایشگاه، به شرق تهران رفتم. عصر با من تماس گرفت و از من خواست شوهرم را به‌بهانه پنچر شدن خودرو به اتوبان بکشانم که همین کار را هم کردم. آن شب او حتی با موتورسیکلت پشت سرم در حرکت بود تا مطمئن شود من به محل قرار می‌آیم.

می‌دانستی می‌خواهد شوهرت را بکشد؟

نه. او زمانی که متوجه بدرفتاری‌های شوهرم شد، تصمیم گرفت او را تنبیه کند. هدفش فقط ترساندن او بود. فکر نمی‌کردم شوهرم با شلیک گلوله به قتل برسد.

زمانی که متوجه شدی، چرا شوهرت را نجات ندادی؟

باورم نمی‌شد. شوکه شده بودم. خیال می‌کردم تیرهای سلاح شکاری فقط او را مصدوم می‌کند.

پشیمانی؟

نمی‌خواستم باعث مرگ شوهرم شوم و فکر می‌کردم قرار است او را تنبیه کنم تا رفتارش را تغییر دهد.

می‌خواستم مرد جوان را تنبیه کنم اما او را کشتم

علیرضا مدعی است که 20 جلد کتاب نوشته و به خاطر عشقی که به همسر مقتول داشت، قصد تنبیه همسرش را داشته که باعث قتل شده است.

چکاره هستی؟

نویسنده 20 جلد کتاب در ارتباط با هنر و نقاشی هستم. تئاتر بازی می‌کنم و کارهای هنری و نویسندگی انجام می‌دهم. سفیر صلح هم هستم. حتی پیش از دستگیری‌ام در یک فیلم هم بازی کردم و به همین خاطر کمی از موهایم را رنگ کرده بودم.

با مقتول چطور آشناشدی؟

با مقتول آشنا نبودم و حتی اورا ندیده بودم .

پس چرا او را کشتی؟

مقتول، شوهر زنی بود که من دردوره دبیرستان عاشق او بودم. من بعد از سال‌ها زمانی که با عشق قدیمی‌ام روبه‌رو شدم، پی بردم که او ازدواج کرده و صاحب پسری دو ساله است. اما شوهرش همیشه او را اذیت می‌کند. برای همین می‌خواستم شوهرش را گوشمالی بدهم و قصد قتل نداشتم.

می‌خواستی با همسر مقتول ازدواج کنی؟

بله. در دوره دبیرستان شیفته یکدیگر بودیم و حتی می‌خواستیم با هم ازدواج کنیم که به‌دلیل مخالفت خانواده‌اش، موفق به این کار نشدیم. من بارها سراغش رفتم اما خانواده‌اش به چشم یک مزاحم به من نگاه می‌کردند.

سرانجام هم خانه‌شان را به تهران آوردند و من دیگر او را ندیدم اما همیشه به او فکر می‌کردم. هفت سال پیش ازدواج کردم اما در این سال‌ها چون علاقه آنچنانی به همسرم نداشتم و دل در گرو زنی دیگر داشتم، نمی‌توانستم به این زندگی پایبند باشم و همیشه با همسرم اختلاف داشتم. به طور اتفاقی بعد از این همه سال با عشق قدیمی‌ام رو به رو شدم.

در جریان همین ملاقات‌ها نقشه قتل را طراحی کردی؟

وقتی از مشکلاتش مطلع شدم، از او خواستم از شوهرش جدا شود. قرار بود من هم از همسرم جدا شوم اما او ترسید و به‌خاطر بچه‌اش از طلاق منصرف شد.

اگر قصد قتل نداشتی، چرا سلاح تهیه کردی؟

سلاح را یک ماه پیش در اصفهان به مبلغ دو میلیون و 700 هزارتومان خریدم. فروشنده به من نگفت که این سلاح شکاری آدم می‌کشد. خیال می‌کردم این سلاح برای شکار پرندگان بوده و ساچمه‌ای است و فقط او را زخمی می‌کند.

همسر مقتول از ماجرا خبر داشت؟

بله. فقط از او خواستم تا کاری کند که شوهرش سر قرار بیاید. من هم از ساعاتی قبل در آنجا منتظرشان بودم. شاگردم همراهم بود. بعد از قتل با موتور او فرار کردم.

می‌دانستی مرد زخمی فوت کرده است؟

همان شب از بیمارستان پرس‌وجو کردم و متوجه مرگ او شدم. شوکه شده بودم. باور کنید قصدم قتل نبود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها