زن جوان سراسیمه وارد ساختمان شد. صدای قدمهای سریعش در راه پله سکوت آپارتمان را شکست. در را باز کرد و صدای جیغ او همسایهها را هراسان به مقابل واحد 4 کشاند. آنها با سولماز در حالی که روی زمین نشسته بود و اشک میریخت رو به رو شدند. همسایهها ابتدا فکر کردند دزد آمده، اما وقتی وارد آپارتمان شدند با جسد نادر روبهرو شدند که خونابه از کنار دهانش جاری شده بود.