در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

او در نامه اش نوشته است :
سلامی با احترام .... کمترین حق مردم سرزمین من نفس کشیدنه ، فرزندان سرزمین من دارن تو بیمارستانا یکی یکی جون میدن . اقای مسئول خواهش میکنم تدبیر کن که امید مردم بعد خدا به تدبیر شماست . اون هموطن من که در مرکز شهر تهران زندگی میکنه به خداوندی خدا داره خون بالا میاره و راهی نداره ... اقای مسئول شما که برای نان این مردم وقت میزارین برای نفسشون یک فکری کنید ... جنوب شهر تهران یعنی زندگی با سرفه و درد و شاید مرگ ، مردم خوب سرزمین من دارن سرب نفس میکشن .. من سرطانی من مریض ریوی ، من اسمی ، من کارگر ندارم برم سفر خوش اب و هوا، چه کنم ؟ هوا بس ناجوانمردانه سم است ، ای ..... دمت گرم و سرت خوش باد ... سلامم را تو پاسوخ گوی .. در بگشا ... خدا یا فقط تویی که از همه شنواتر و یاری دهنده تری ...... ما مردم هم کمک میکنیم چون مابا همیم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: