
با آنکه به گفته استاد حسین خواجه امیری تنها ستارهای است که در بعد از انقلاب ظهور کرد اما امروز در نگاه دوستداران موسیقی و مسئولین کم فروغ شده است... این هنرمند بخاطر انتشار پی در پی آلبومهای موسیقی مورد نقد دوستان قرار میگرفت اما حالا بیش از ۶ سال است که از هیچ انتشاراتی خبر آلبوم جدیدعلیرضا افتخاری شنیده نمیشود. نقل شده روزی استاد محمدرضا شجریان درباره او گفته بود: «اگرمن صدای افتخاری را داشتم، دنیا را فتح میکردم» اما بعد از این دوری چند ساله، این هنرمند با نگاشتن نامه ایی با محتوای «ما باید همایون هم باشیم... ما ته خط رسیدیم. چیز دیگری از راه مرگ نمانده است. کمی پای گرمای هم بنشینیم. این بهترین یادگاری است که برای هم مینویسیم....» خواست تا شجریان به بالینش بیاید تا بار دیگر هر کدام در نوای هم بخوانند. گفتوگو با علیرضا افتخاری را در ادامه میخوانید
از فعالیت جدیدتان بفرمایید؟
تاریخ انتشار آلبوم جدیدم هنوز مشخص نیست. انتشار بخشی از کارهای هنری مربوط به اسپانسر و ناشران است که در این زمینه فعالیت دارند. امروز بعضی از این دوستان تغییر شغل دادهاند و به حرفهٔ دیگری مشغول هستند.
یعنی چون اوضاع انتشار آلبوم خوب نیست کمتر فعالیت میکنید؟
بله. چون برای پرداخت پول نوازندهها به کمک این دوستان نیازمند هستم.
علیرضا افتخاری با این کارنامه فاخر و سابقه فعالیت چطور دچار این مشکلات شده است؟
متاسفانه امروزه هر کدام از ناشران شغل دیگری برای خودشان دست و پا کردهاند به همین دلیل باید نهادهایی مانند حوزه هنر و اندیشه و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از ما حمایت کنند. اما فکر میکنم امروز اوضاع به گونه ایست که ما باید به آنها کمک کنیم!
اطلاع دارید سالن میلاد تا پایان سال به موسیقی سنتی اختصاص پیدا کرده؟
خیر. نمیدانستم پس باید گروهمان را جمع و جور کنیم. خب وقتی بچههای پاپ نمیتوانند موسیقی اجرا کنند و سالن به آن خوبی به موسیقی سنتی اختصاص داده شده ما کنسرت خود را شروع میکنیم. امیدورایم همه دوستان با انگیزه بر روی استیج بروند.
این روزها در زمینه تیتراژ سریال کمتر فعالیت میکنید. چرا؟
یکی- دو تا کار تیتراژ سریال پیشنهاد شده بود اما باید شعر و آهنگ آن مانند «به کجا چنین شتابان» باشد تا مورد قبولم واقع شود. حساسیتی که بر روی شعر و ملودی تیتراژ دارم باعث شده خودم بر روی آن کار کنم تا جمله بندی آن درست باشد. با وجود آنکه آهنگسازهای خوبی در کشور ما فعالیت دارند اما یک مقدار ارائه حسی که در قالب و باطن کلام است شناسایی نشده است و باید این دوستان در این زمینه بیشتر کار کنند. تیتراژ خواندن راحت است اما باید کار اثر گذار باشد. بیشتر تیتراژهایی که خوانده میشود غالبا با فضای سریال همخوانی ندارد. به طور مثال یک ورزشکار در سریالی بازی میکند. موسیقی این کار باید در رده چهارگاه با یک تنظیم و شعر بهتر اجرا شود تا هنگام مشاهده سریال به موسیقی آن نیز توجه شود. این دوستان باید بدانند موسیقی پیش غذا و دسر نیست که یک تعداد جوان آن را بکار گرفتهاند. این کار به موسیقی لطمه میزند. اگر سریالی ضعیف باشد موسیقی آن نیز به همین صورت است اما اگر سریالی از نظر فیلمنامه و پی رنگی موضوع قوی باشد باید ازموسیقی خوب هم استفاده شود. در این باره نیز باید بگویم متاسفانه پیرنگی موضوع سریالها کم شده و فقط به مشکلات پرداخته نمیشود. اکثر سریالهایی که این روزها پخش میشود، تفریح است و باید شب بنشینی پای آنها تخمه بشکنی. باید به موسیقی فیلم و سریال بیشتر از مسائل بودجهای آن توجه شود. اگر یک شاعربرای شعر تیتراژ پول بیشتری گرفت در عوض کار بهتری شنیده میشود.
هنوز یک تیتراژ خوب نشنیدیم که بگوییم چقدر جالب بود جز یکی دو تا کار که از آقای حسین علیزاده که مشخص بود فکر پشت سر آن است. چه فایده که این گلایهها از دیدگاه کارشناسان شناسایی نمیشود. این تیتراژها فقط به درد شهرت یک تعداد جوان میخورد. مردم عزیز باهوش هستند و متوجه میشوند. متاسفانه معلوم نیست چه دست مرموزی این بلاها را بر سر موسیقی میآورد.
موسیقی روحیه را در مردم هنردوست تقویت میکند. نباید دیدگاه جامعه را از لحاظ موسیقی، هنرهای دیگر و یا هنرمند دست کم گرفت. من نمیتوانم درخانه بنشینم تا با من تماس بگیرند یا اینکه بنشینم ملتمسانه بگویم با ما همکاری کنید. من به تعداد کافی برای دل مردم کار کردهام. تا به امروز بیش از صد تصنیف و آهنگ خواندهام. باید کار را به دست اندرکاران سپرد اما متاسفانه کاردانهای ما خانه نشین شدهاند. آخرین آلبومی که منتشر کردم حدود ۶ سال پیش با آهنگسازی آقای فریدون خشنود بود و بعد از آن دیگر کاری منتشر نشد.
البته چندین دفعه حوزه اندیشه از من دعوت کرد و در برنامههای آنها شرکت کردم. منتهی مطلب این روزها این حوزه یا بودجه ندارند و یا سیاست کاری آنها فعلا موسیقی نیست. دعا میکنم آنها موفق باشند وقتی آنها موفق هستند به کوچکترهایی مثل ما بیشتر توجه میکنند.
از استاد شجریان چه خبر؟ جواب نامهتان را دریافت کردید؟
بله. با شجریان در تماس هستیم چراکه باید هنرمندان حال یکدیگر را جویا شوند. ایشان با من تماس گرفت و از من دلجویی کرد. غریبهها که نمیدانند هنرمندان چه مشکلی دارند جز اینکه این مشکلات را در خودشان حل کنند. متاسفانه پیشکسوتان ما گرفتار کار خودشان هستند در صورتی باید از لحاظ روحیه بیشتر به آنها توجه شود. این روزها ما هنرمندان کمتر دور هم جمع میشویم. پیشکسوتهای که ید طولانی دارند میتوانند دست کوچکترها و جوانها را بگیرند. بطور مثال یک تلفن آقای اکبر گلپایگانی برای من یک دنیاست یا آقای حسین خواجه امیری که گاهی ایشان را میبینم و عرض احترام دارم. وقتی این اساتید به ما بیشتر توجه کنند امثال ما پر در میآورند و پرواز میکنند و این موضوعات و جداییها بین ما بوجود نمیآید. درنامهای که برای آقای شجریان نوشتم گفتم فکر نکن خونه نشینی خوبه! ما باید حال همدیگر را بپرسیم. ما هنرمندانی چون عبدالوهاب شهیدی، اکبر گلپایگانی، حسین خواجه امیری و دیگر اساتید را دوست داریم.
مردم تصور میکنند بین ما هنرمندان اختلاف است و با هم خوب نیستیم اصطکاک داریم. ما هنرمندان موسیقی سنتی سالن همایش برج میلاد را با حضور علاقمندان به موسیقی اصیل ایرانی پر میکنیم و کم نمیآوریم. البته ناگفته نماند بچههای پاپ هم خوب و هم با انگیزه و خود جوش کار کردند.
مسئولین باید از ما دعوت کنند هر هفته در برج میلاد برنامه اجرا کنیم. وقتی بدانیم برای ما جدولی بسته شده دیگر موسیقی سنتی کار خودش را ادامه میدهد. این کار باعث میشود موسیقی سنتی از گوشه گیری خارج شود. خیلی خوشحال هستم که هنرمندان موسیقی سنتی میتوانند بیشتر فعالیت کنند. نمیدانم آینده جوانهای ما چیست؟ دو سه سال میآیند و بعد فراموش میشوند. باید اندیشمندان با هدفمندتر و فقیرانهتر کار کنند.
هر زمان که زنده یاد محمد نوری کنسرتی داشت بسیار درویشانه به استیج میرفت. بدون آنکه پاپیونی بزند یا لباسهای خیلی گران قیمت و عجیب غرب بپوشد. ایشان با تمام درویشی و بینیازی برنامه اجرا میکرد. البته زیبا پوشی را نمیخواهم کتمان کنم اما هنرمندان ما خیلی نباید به پوشش توجه کنند، موسیقی به دنبال آدمهای درویش و بینیاز است. موسیقی باید نیازش را به گونهای بر روی استیج ببرد که از فقیرترین آدم جامعه نیز پایینتر باشد. من درد جامعه را میخواهم بگویم نه پوششم را.
حرف آخر؟
خدا سایه بزرگترها را از سر ما کم نکند. در این ۳-۵۲ سالی که از خدا عمر گرفتم جز محبت اساتید، آهنگسازان و شاعرهای عزیزمان چیزی ندیدم. دعا میکنم همه این دوستان سلامت باشند. این دوستان هنرمند هستند که زحمت میکشند تا علیرضا افتخاری یک اثری را اجرا کند.
منبع: شبکه ایران - ندا سبحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم