نیروهای چریک و مبارز ویتکنگ طی چند سال در مقابل ارتش تا دندان مسلح آمریکا ایستادگی کردند و بالاخره توانستند با بیرون راندن نیروهای آن، به استقلال سیاسی دست یابند و دوباره کشور را متحد و یکپارچه کنند. کتابهای تاریخ پر از بخشهایی است که درباره مقاومت دلیرانه مردم ویتنام در برابر آنچه خودشان امپریالیسم میخواندند، سخن میگویند. حالا سالها بعد از آن مبارزات و در دورانی که صلح در ویتنام حاکم شده و مردم آن همچنان در حال بازسازی بخشهای مختلف آن هستند، رسانههای گروهی کشور صحبت از نبردی دیگر در جبههای متفاوت با آمریکا میکنند.
سلاح تازه، نبرد تازه
سلاح این نبرد نه تفنگ و نارنجک، که دوربین و فیلم خام است و جنگندگان نه در یک یا دو خط جبهه جنگ، که در سراسر کشور مشغول مبارزه هستند. اگر روزگاری نبرد اهالی ویتنام با بخش میلیتاریستی و نظامی آمریکا بود، حالا این نبرد در جبهه فرهنگی است و تحلیلگران سینمایی داخلی از آن با نام جنگ و مبارزه با امپریالیسم فرهنگی یاد میکنند. گرچه در ویتنام نمایش عمومی تولیدات هالیوودی ممنوع نیست، اما اهالی سینمای کشور برای خود وظایف مهمی تعیین کردهاند. این وظایف شامل تولید و پخش فیلمهایی میشود که قرار است انبوه مخاطبان داخلی را به سمت خود بکشاند و با پر کردن سالنهای نمایش این محصولات با تماشاگران شهری و روستایی، مانع از توجه آنها به بلاکباسترهای آمریکایی شود.
منتقدان بومی به این نکته مهم اشاره میکنند که صنعت سینمای ویتنام در عین حال که برای خودش وظیفهای فرهنگی و اجتماعی در قبال تماشاگران قائل است، اما تلاش دارد تا خلق داستانهایی جذاب و مردمپسند تماشاگران را جذب تولیدات خود کند. باور فیلمسازان ویتنامی این است که پیامهای مثبت و خوب اجتماعی و فرهنگی را میتوان تنها با تولید محصولاتی جذاب به تماشاچی منتقل کرد. مای بائو نگوک از تهیهکنندگان فعال و موفق ویتنامی در اینباره میگوید: «شما هر چقدر هم پیامهای خوب و مثبت داشته باشید اگر آن را در دل داستانی زیبا تعریف نکنید، کسی به دیدن فیلمتان نمیآید. در وهله اول باید داستانی همه فهم و مقبول وجود داشته باشد که بتواند بیننده را مجذوب خود کند. بعد از آن است که میتوان در دل این داستان، پیامهای ضروری را به تماشاچی ارائه کرد. در این حالت، شما از دو طرف سود بردهاید. از یکسو با اثری پرفروش روبهرو هستید که سود مالی بالایی کرده و از سوی دیگر، پیام خودش را به شکلی دلنشین به تعداد بسیار زیادی تماشاچی منتقل کرده است.
پاسخگویی به یک جامعه متکثر
سینماگران ویتنامی با پیدا کردن داستانهای جذاب و مردمپسند (که گاهی حاصل ذهن خلاق فیلمنامهنویسان است و گاهی از واقعیتهای زندگی روزمره مردم الهام گرفته است) آنها را در ژانرهای گوناگون به تصویر میکشند تا بتوانند پاسخگوی خواستهها و سلیقههای مختلف جامعه متکثر کشور باشند. یکی از این محصولات جدید که در جدول گیشه نمایش سینماهای کشور لقب بلاکباستر را گرفته، «ماهی، مشت و عنبر سائل» است که توانسته طی مدت زمان کوتاهی بیش از دوونیم میلیون تماشاچی را به سالنهای تاریک سینما بکشاند. با این تعداد عظیم تماشاچی، این درام تعلیقی خانوادگی موفق به فروش باور نکردنی و دور از انتظار هشت میلیون دلاری شود. چنین رقم فروشی برای جدول گیشه نمایش ویتنام، رقمی بسیار عالی به حساب میآید. موفقیت خیرهکننده فیلم در داخل کشور، باعث اشتیاق توزیعکنندگان بینالمللی برای خرید امتیاز پخش آن در بسیاری از کشورهای پنج قاره جهان شده است.
داستانهایی درباره رستگاری و ارتباطات انسانی
داستان این درام تعلیقی درباره دو برادر فقیر روستایی است که بخت و اقبالشان با یک اتفاق غیرممکن، دستخوش تغییراتی بزرگ میشود. زمانی که آب دریا تعدادی عنبر سائل را به ساحل دهکده آنها میآورد، دو برادر باید از دست قاچاقچیان و رقبای محلی بگریزند تا بتواند راهی برای ادامه زندگی پیدا کنند. عنبر سائل که در عمق آبهای اقیانوس قرار دارد، حکم طلای ناب را در زندگی مردم عادی دارد و کسانی که صاحب آن هستند، میتواند خوشبختی را تجربه کنند. درگیر شدن دو برادر برای تصاحب عنبر سائل، داستان را به سمتی پیشبینی نشده میبرد تا پیام نهایی فیلم را به تماشاگرانش عرضه کند. مای بائو نگوک، تهیهکننده فیلم میگوید: «ما داستانی خلق کردیم تا بتوانیم به کمک آن، روحیه و زندگیبخشی از جامعه ویتنام را به تصویر بکشیم که در نزدیکی آب دریا زندگی میکنند و زندگیشان از طریق صید و فروش محصولات دریایی تأمین میشود. با این حال، داستان فیلم در یک محدوده جغرافیایی خاص خود را محدود نمیکند و در دل خود داستانی عمومی و همگانی درباره ارتباطات انسانی، رستگاری و عاقبت بخیر شدن، نیکنامی و تلاش آدمها برای انتخابهای درستی که بتوانند به حیات خود ادامه دهند، را به تصویر میکشد. شما در فیلمهای هالیوودی بیشتر شاهد اکشن کاری و اینجور چیزها هستید و نشانی از آن چیزهایی که گفتم در این فیلمها پیدا نمیکنید. از اینرو، باور دارم که تماشاگران بینالمللی هم از فیلم ما استقبال خوبی خواهند کرد.»
کمدی میفروشد!
کمدی «صفر به ملاقات صفر میرود» در شرایطی که هنوز آماده نمایش عمومی نشده، به دیدار تماشاگران بینالمللی میرود. تعدادی از شرکتهای بینالمللی توزیع فیلم طی دو ماه گذشته، رقابت سختی با یکدیگر برای کسب امتیاز قانونی پخش فیلم را در کشورهای مختلف جهان داشتند. تازهترین ساخته سینمایی هیوتگ لاپ، فیلمساز سرشناس ویتنامی نخستینبار در زمان برپایی جشنواره بینالمللی فیلم پکن بود که مورد توجه خریداران خارجی قرار گرفت. شرکت توزیعکننده بومی ماکینگبرد پیکچرز که فروشنده فیلم به خریداران بینالمللی است، به نوعی نماینده محصولات تجاری و پرفروش ویتنامی برای عرضه جهانی به شمار میرود. توجهات به این فیلم، به دلیل موفقیت بالای مالی ساخته قبلی لاپ «خانه اجدادی» است که با فروش ۱۰میلیون دلاری خود در جدول گیشه نمایش داخلی، تبدیل به یکی از موفقترین آثار سال سینمای کشور شد.
داستان این کمدی بزن و بکوب درباره دو مرد متفاوت است که از نظر رفتار و تفکر، شباهت چندانی به یکدیگر ندارند. آقای تهی یک کهنهکار جنگ است که هنوز هم در حالوهوای دوران جنگ ویتنام با نیروهای متجاوز آمریکایی سیر میکند، اما برخلاف او، نوه اش تری بین که به نسل زد تعلق دارد بهدنبال زندگی در جامعه مدرن است. زمانی که نوه و پدربزرگ مجبور به همراهی با یکدیگر در سفری ناخواسته میشوند، خط اصلی داستان فیلم شکل گرفته و باورها و اعتقادات کهن ویتنامی مورد بحث و بررسی قرار میگیرد. نقشهای اصلی فیلم را دو بازیگر محبوب سالهای اخیر سینمای ویتنام بازی میکنند. فیلم که تازه کار فیلمبرداری اش تمام شده، برای ماه سپتامبر (شهریور) اکران عمومی میشود.
خودباوری ویتنامی
فونگ دیونگ از مدیران شرکت ماکینگبرد پیکچرز میگوید: «باور ما این است که داستانهای فرهنگی و بومی زمانی که با کیفیت بالا تعریف میشوند، توانایی جذب عموم تماشاگران را در خود دارند و میتوانند بینندگان غیر ویتنامی را نیز به سمت خود بکشانند. اصل موضوع این است که به داستانهای خود باور داشته باشیم و بتوانیم آنها را به گونهای به تصویر بکشیم که برای تماشاگران خارجی و غیربومی هم قابل باور و پذیرش باشد. فیلمهایی مثل صفر به ملاقات صفر میرود از آن دسته محصولاتی است که با وجود داستانی بومی، بهراحتی میتواند با تماشاگران بینالمللی ارتباط برقرار کند. دلیلش هم در این است که داستان آن و کاراکترهایش، تنها جنبه بومی ندارند و شکاف بین نسلها چیزی است که در همه جوامع میتوان آن را دید.»
ترس هم موفق است
صنعت سینمای وستنام متوجه این نکته شده که برای موفقیت بیشتر و جلب حمایت تماشاگران داخلی، باید گستره فعالیتهایش را گسترش داده و فیلمهایی متفاوت در ژانرهای مختلف تهیه و تولید کرده و خودش را به یکی دو گونه سینمایی محدود نکند. به همین خاطر و با وجود استقبال گسترده تماشاگران از محصولات درام، سینماگران داخلی تلاش دارند ژانرهای مختلف را مورد کنکاش قرار داده و داستانهایی بدیع را با زبانهایی متفاوت و غیرمتعارف به تصویر بکشند. ژانر ترس و دلهره یکی از همین گونههای متفاوت، اخیرا توجه بسیاری از اهالی سینما را به خود جلب کرده است.
شرکت فیلمسازی اسکای لاین مدیا ازجمله شرکتهای فیلمسازی است که تلاشهایی در زمینه تولید آثاری در ژانر ترس داشته و «دهمین ساعت» یکی از آنهاست. فیلمنامه فیلم با نگاهی به یکی از داستانهای فولکلور سنتی نوشته شده و هماکنون در مرحله پیشتولید قرار دارد. کارگردانی فیلم به عهده تیم دونفره ترن هو تان و هوآنگ کیوآن است و فیلمنامه آنها نگاهی تازه به اعتقادات قدیمی و بومی اهالی کشور دارد. طبق این باور سنتی برخی از ساختمان سازها زمان ساخت خانهها، طلسمهایی در داخل بناها جاسازی و پنهان میکنند. این طلسمها بعدها مشکلاتی برای ساکنان این خانهها به وجود آورده و باعث ترس و وحشت آنها میشوند. به این ترتیب، داستان دهمین ساعت دنبالکننده تلاشهای مرد جوانی است که بعد از مرگ مشکوک و غیرقابل توضیح پدرش، تصمیم به تحقیق در این رابطه میگیرد. بهزودی او کشف میکند که در دل دیوارهای خانه پدری، چیزی فراواقعی وجود دارد که باعث وقوع حوادثی فراطبیعی میشود.
تحلیلگران اقتصادی سینما میگویند بعد از موفقیت کلان مالی «داستان ترسناک ویتنامی» سال ۲۰۲۲ که توانست صدرنشینی جدول گیشه نمایش آن سال سینماهای کشور را از آن خود کند، توجه محافل سینمایی به ژانر ترس و دلهره بیشتر شده است. مدتی بعد این فیلم نمایش بسیار موفقی در بیش از ۴۵ کشور دیگر جهان داشت. یکسال بعد، یعنی سال ۲۰۲۳ «دروگر روح» توانست چنین موفقیتی را تکرار کند و تماشاگران داخلی را به وحشت بیندازد. شبکه نتفلیکس بلافاصله امتیاز پخش جهانی این فیلم را خریداری کرد. موفقیت ژانر ترس سال ۲۰۲۵ با «خواهران» ادامه یافت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم