در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

گویا شما تنظیم یا آهنگسازی موسیقی سنتی هم انجام دادهاید؟
بله، بین دهه70 و 80 در بخش نوازندگی سنتور در آلبومها و ضبطها با هنرمندانی چون اسدالله ملک، همایون خرم، مجید انتظامی، فریدون شهبازیان، کامبیز روشنروان، ناصر چشمآذر، علیرضا افتخاری، حسامالدین سراج، محمد اصفهانی و عبدالحسین مختاباد در موسیقی سنتی همکاری داشتم.
پس با اغلب چهرههای شاخص همکاری داشتهاید. چه شد که موسیقی سنتی را رها کردید و به سمت پاپ آمدید؟
موسیقی سنتی جوابگوی روحیاتم نبود و از طرف دیگر ترجیح دادم شاخه فعالیتم را تغییر دهم و به همین خاطر از نوازندگی به خوانندگی روی آوردم.
چرا؟ چون فکر میکردید خوانندگی تاثیرگذارتر است؟
همیشه فکر میکردم خواننده تاثیرگذارتر است و دلم میخواست بتوانم از این طریق با مخاطبانم ارتباط موثری داشته باشم. خواندن، امکان گفتوگو در موسیقی را به خواننده میدهد تا او با مخاطبان خود براحتی حرف بزند، اما این موضوع در نوازندگی متفاوت است و شکل دیگری پیدا میکند.
این موضوعی است که همیشه با آن روبهرو هستیم؛ اینکه خواننده تاثیرگذار است یا نوازنده؟ فکر میکنم کمی بیانصافی باشد در این میان، نقش نوازندگان را نادیده بگیریم.
منظورم این نیست که بگویم نوازندگی در سطح پایینتری قرار دارد. نوازندگی برایم بسیار باارزش و والاست؛ اما نمیتوان این نکته را انکار کرد که در موسیقی ایرانی، خواننده میتواند تاثیر دوچندانی در مخاطب داشته باشد و ارتباط بهتری با او برقرار کند.
پس میرسیم به اینکه ذائقه مخاطب ایرانی با شعر گره خورده است و از آنچه تحت عنوان شعر میشنود تاثیر زیادی میگیرد. شما چه معیارهایی را برای انتخاب شعر مورد توجه قرار میدهید؟
شعر باید یک مفهوم، فرمول و ویژگی خاص داشته باشد و در عین حال بتواند به بازگویی یک نکته مثبت بپردازد تا هدف خواننده را از خواندن این شعر بیان کند. شعرهایی که دارای آرایههای ادبی و صناعی قوی باشند، باعث میشوند اثر موسیقایی هم شنیدنیتر شود، البته داشتن مفهوم توام با بیان حسی یقینا شعر را شنیدنیتر میکند و من به عنوان یک خواننده، شعری را که دارای چنین مشخصاتی باشد انتخاب میکنم.
شعر در نوع خودش باید دارای محتوا، اثربخشی و توان برقراری ارتباط موثر با مخاطب را داشته باشد. در ضمن، شعر باید زبان و بیان شیوایی نیز داشته باشد. در نهایت، روح یک اثر میتواند هماهنگی مضاعفی را بین اجزا به وجود بیاورد. در این صورت است یک اثر موسیقایی از کیفیت بالایی برخوردار میشود.
چرا بیشتر، اشعاری با مضمون عارفانه را انتخاب میکنید؟
در شکلگیری یک قطعه آهنگساز، نوازندگان، صدابرداران و خلاصه عده زیادی تلاش میکنند تا یک اثر زیبا خلق شود، بعد من در آخر بیایم و روی آن قطعه بخوانم «اگه دیگه نیای...!»، «میخوام باهات قهرکنم ولی نمیتونم...!»، «ازت متنفرم»، «ازخودم متنفرم» و... !
از نظر من شعر و قطعهای موثر است که پیامی برای مخاطب داشته باشد. معتقدم مهمترین سوژه عالم هستی تنها ذات خداوند است و هیچ اثری نباید بدون توجه به خالق ساخته شود، البته حرف من به این معنی نیست که به سوژههای دیگر نپردازیم، بلکه به این معنی است که پرداختن اغراقآمیز به سوژههای کماهمیت به گونهای نباشد که در قیاس با یک سوژه با اهمیت تناسب نداشته باشد.
در صحبتهایتان از شعر و ملودی گفتید. چرا از اشعار سپید در قطعات موسیقایی کمتر استفاده میشود؟
اشعار سپید فاقد وزن عروضی، ریتم و ضربآهنگ هستند. شاعران سپید بر اساس حسی که دارند و بدون در نظر گرفتن قافیه و ریتم شعر میگویند. اشعار کلاسیک دارای وزن عروضی و قافیه هستند و کلمات در قالبهای مشخصی گنجانده میشوند که قالب عروضی نامیده میشود و بر این اساس اشعار سروده میشود.
دارابودن شکل ریتمیک، یکی از ارکان اصلی استفاده شعر در موسیقی است. برای ساخت و تنظیم یک قطعه موسیقی ریتمیک از شعر موزون استفاده میشود. البته در شعر سپید هم تجربههای موسیقایی انجام شده است، به این صورت که شعر بدون وزن را به صورت ریتمیک کار کردهاند، اما حاصل قطعهای کاملا حرفهای یا ماندگار نشده است.
شما ضعف موسیقی را در چه میدانید؟
به قول مولانا رسیدیم به ماجرای «هفتاد من کاغذ»! ضعفها بسیار زیاد هستند، اما شاید عضو کوچکی از خانواده موسیقی مثل من نتواند این موضوع را بخوبی روایت کند. اما آنچه امروز بیش از هر چیزی ما را اذیت میکند، نامشخصبودن وضع توزیع و عرضه آثار موسیقی است. کاش همینقدر که به فیلترینگها پرداخته میشود، به سیستم توزیع هم میپرداختند.
در شرایطی هستیم که سیدیهای موسیقی در سوپرمارکتها توزیع میشوند در صورتی که در سالهای گذشته، تمام نوارها و سیدیها توسط افراد متخصص در نوارفروشیها توزیع میشد و فروشنده میتوانست خریدار را راهنمایی کند. اما در حال حاضر، سیدیهای موسیقی در کنار سس و مواد غذایی به فروش میرسند. متاسفانه باید گفت صنعت موسیقی، صنعت سالمی نیست و ضعفهای بسیاری دارد.
بگذارید درباره آلبوم حرف بزنیم. نظرتان درباره عملکرد وزارت ارشاد در مجوزدادن به آلبومها چیست؟
اگر آلبوم موسیقایی با پارامترها و عوامل حرفهای تولید شده باشد، ارشاد و ممیزی سختگیری زیادی را اعمال نمیکنند. شخصی باید نگران این موضوع باشد که سواد و سطح کاریاش پایین است. اما من معتقدم مشکلی که در حال حاضر وجود دارد، کندی بررسی و پاسخگویی است. بروکراسی دست و پاگیر اداری باید حذف شود که هنرمند بتواند اثرش را با همان طراوت و تازگی منتشر کند.
برای مثال، اثری که باید تا دو یا سه هفته منتشر شود، متاسفانه به مدت دو یا سه ماه برای بررسی در ارشاد میماند، البته قبلا این زمان دو سال بوده، ولی در حال حاضر به سه ماه تنزل پیدا کرده است، اما همین مدت نیز باید کاهش پیدا کند و من این نقد و اشکال را به ممیزی وارد میدانم، زیرا بدون هیچ دلیلی بعضی وقتها آلبوم را نزد خود نگه میدارند و مجوز انتشار را با تاخیر صادر میکنند.
بگذارید تا شما هم که به عنوان خبرنگار روزنامه جامجم اینجا هستید، من هم گلایهای از صدا و سیما بکنم. صدا و سیما میتواند در معرفی آثار خوب، نقش موثری در جامعه داشته باشد. اما متاسفانه در برنامههای تلویزیونی صدا و سیما برنامههای پژوهشی و هنری راجع به موسیقی کمرنگ است و به مخاطب آگاهی داده نمیشود که از شنیدن چه موسیقیهایی پرهیز کند.
به نظر من مشکل از یک نهاد و دو نهاد نیست که همه آن را گردن صدا و سیما میاندازند. به نظرم مشکل در مبحث گستردهتری تحت عنوان ضعف اطلاعرسانی موسیقی مطرح است.
بله، قبول دارم. اطلاعرسانی موسیقی در کشور بسیار ضعیف است. در واقع اگر شما بخواهید کنسرتی را برگزار کنید باید هزینههای سرسامآوری را صرف کنید؛ از جمله هزینههای گزاف اجاره مکان و تبلیغات. در نتیجه افزایش قیمت را مردمی که به کنسرت میروند باید متحمل شوند و هزینههای اضافی و مابهالتفاوتها را پرداخت کنند. پس موسیقی بدون دلیل و علت خاصی گران میشود.
البته مشکلات دیگری هم داریم مانند اجرایینشدن قانون کپیرایت. این کار اصلا وجدانی نیست که یک مخاطب تلاش و کوشش یک گروه موسیقی را تنها با فشار دادن دکمه دانلود هدر دهد. این موضوع باعث میشود یک خواننده یا فردی که در حوزه موسیقی فعالیت دارد، حیات اقتصادیاش را از دست بدهد و تلاش و کوشش یک تیم موسیقی در مدت پنج دقیقه دانلود به اتمام برسد.
کلام آخر...
از تمام فعالان عرصه رسانه و مطبوعات که با تهیه گزارش، اخبار و اطلاعات در ارتقای سطح دانش جامعه تلاش میکنند، سپاسگزارم و از مردم کشورم نیز خواهش میکنم دقت کنند و وقت بیشتری را برای ارتباط با مطبوعات و مکتوبات اختصاص دهند، بخصوص اینکه خواندن و مطالعه باعث اعتلای سطح اطلاعات میشود. به نظر من، سواد واقعی در خواندن و نوشتن است و باید همیشه برایمان مهم باشد که در هفته چند کتاب، روزنامه یا نشریه میخوانیم؟
معمولا نوشتن برای اکثر افراد سخت است، برای مثال در عرصه موسیقی وقتی از یک خواننده یا آهنگساز دعوت به نوشتن میکنید، وی امتناع میکند و ترجیح میدهد به جای نوشتن، صحبت کند یا به کمک صدای سازش با مخاطب ارتباط برقرار کند. در پایان باید بگویم: به قول قدیمیها؛ کمی با خواندن و نوشتن آشتی کنیم...
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: