همینطور هم شد. آنهایی که پشت به جبهه بودند، خیالشان راحت بود. میدانستند که هستند آدمهایی که روبه جبهه، دفاع میکنند از این آب و خاک نازنین. داستان ۸ سال دفاع مقدس به اینجا رسید که خیلیها پرپر شدند و رفتند، راحت شدند. آسوده خاطر به آنچه که میخواستند رسیدند. اما از آن جمع عاشق و شیدا ماندند آدمهایی که، یادگاری آن دوران هستند. اصلا خدا آنها را برای ما نگه داشته است که یادمان نرود، که چه دورانی را از سر گذراندهایم. یادمان باشد و یادشان باشیم. چه آنهایی که پر کشیدند و رفتند و چه آنهایی که ماندهاند و میبینیمشان و میبینند ما را و شاید تا چند وقت دیگر همینها هم نباشند و خاطرهای کمرنگ از یاد آنها در ذهن آیندگان باقی بماند.
از خیل آن ماندگان، خیلیهاشان مجروح شدند و جانباز، جانباز شیمیایی، جانباز قطع دست و پا، جانباز چشم با درصدهای گوناگون. خیلیهای دیگر هم هر چند به ظاهر سالم برگشتند، اما غمی سنگین در دل خود دارند. هر کدام از بازماندگان به گونهای رنج میبرند و خون دل میخورند. توقعی هم ندارند.
زخم زبانها را به جان و دل میخرند و دم نمیزنند. حتی نمیگویند که جنگ ما کجا و جنگ دیگران کجا؟! نمیگویند که با بازماندگان جنگ جهانی در آلمان چگونه رفتار میکنند. خودشان قدر خودشان را میدانند. اما ما نمیدانیم. آسایشگاهی را به چند جانباز دادهایم که شاید این باقی مانده عمر، در این آسایشگاه آسوده باشند.
عکسهایشان را که دیدم داغم تازهتر شد. چطور دلتان آمد آنها را از آنجا بیرون کنید. شرم نکردید. اصلا رویتان شد که آنها را از خانهاشان بیرون کنید. آنها صاحب خانه هستند. نه شما! نمیدانم؛ بهانههایی آوردهاید که ساختمان فرسوده است. هر کدامتان هم حرفی میزنید. که نمیدانیم کدامتان دروغ میگویید، کدامتان راست!؟ برای این که حرفهایتان هم با هم جور درنمیآید.
آخر، با انصاف، مسلمان، مومن، آدم! اگر اینها نبودند و نرفته بودند که تو الان مسئول نبودی. اصلا زنده نبودی که بخواهی مسئول شوی!
خدا خیرتان دهد. اگر هم بهانه فرسوده بودن ساختمان است که اول باید جای مناسب دیگری را برای آن بندگان مخلص خدا مهیا میکردید آن وقت. خانه به دوششان نکنید این بندگان خدا را که خدا شما را خانه به دوش خواهد کرد. مراقب باشید، آه این عزیزان نازنین دامنتان را نگیرد. که هر چه به این بزرگواران خدمت کنید باز هم کم است. به پایشان بیفتید و دست از اطلاعیهدادن بردارید.
محمد صفری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم