جنجال ملوان و تراکتور؛ نه به فحاشی و نژادپرستی با معیار‌های دوگانه!

ملوان و تراکتور
آنچه در دیدار ملوان و تراکتور رخ داد و در نهایت به لغو مسابقه ختم شد میتواند آینه‌ای تمام قد از تمامی بی اخلاقی‌های فوتبال ایران باشد، از فحاشی گرفته تا نژادپرستی و البته منفعت طلبی‌هایی که دیگر بر کسی پوشیده نیست.  
کد خبر: ۱۵۷۱۲۵۸
نویسنده هیلدا حسینی خواه

جام جم آنلاین – یکی از زشت‌ترین پرده‌های فوتبال ایران را روز گذشته در انزلی شاهد بودیم، جایی که فوران بی اخلاقی، فحاشی و حاشیه سازی منجر به لغو دیدار ملوان و تراکتور شد. اما لغو این دیدار ماجرا‌هایی پشت خود دارد. هرگز نمیتوان در وضعیتی که روز گذشته در این دیدار به وجود آمد جای قربانی و مقصر را تعیین کرد. هر کسی به اندازه خودش در این بی اخلاقی‌ها و ترویج بی فرهنگی سهم دارد. همه باید با یک معیار سنجیده شوند. صرف یک مصاحبه و صرف فحاشی نمی‌توان به یک طرف مقصر گفت و دیگری را قربانی توصیف کرد.
 
غیرقابل دفاع: فحاشی
فحاشی تماشاگران ملوان در جریان دیدار با تراکتور اتفاقی زشت و غیرقابل دفاع بود. هیچ هواداری حق ندارد به بازیکن حریف توهین کند یا با شعار‌های قومیتی و تحقیرآمیز حرمت او را زیر پا بگذارد. باشگاه ملوان نیز اگر تخلف تماشاگرانش احراز شود باید پاسخگوی رفتار‌هایی باشد که در ورزشگاه رخ داده است. حمایت از یک تیم نباید به معنای چشم‌پوشی از توهین و بی‌احترامی باشد.
با این حال بررسی اتفاقات انزلی نباید به محکوم کردن یک طرف و نادیده گرفتن سابقه رفتار‌های مشابه در سوی دیگر محدود شود. فوتبال ایران سال‌هاست با فحاشی و شعار‌های توهین‌آمیز دست‌وپنجه نرم می‌کند و نمی‌توان هر بار با وقوع یک اتفاق تمام توجه‌ها را به یک باشگاه معطوف کرد و از رفتار‌های قبلی دیگران چشم پوشید. اما متاسفانه این رفتار به وفور در فوتبال ایران رخ می‌دهد. حتی شنیع‌ترین حرکات و رکیک‌ترین کلمات به سرعت برق و باد فراموش می‌شوند. انگار نه انگار اتفاقی رخ داده و انگار نه انگار پرده دری شده است.
 
نژادپرستی یا استاندارد‌های دوگانه؟!
زنوزی مالک باشگاه تراکتور از مبارزه با نژادپرستی می‌گوید. از آن سو ملوانی‌ها استوری میگذارند و به استاندارد‌های دوگانه اشاره میکنند! این استاندارد‌های دوگانه کنایه‌ای بزرگ به باشگاه تراکتور است، باشگاهی که خود کانون حاشیه است، اما به وقتش میخواهد تبدیل به نماد مبارزه با نژادپرستی شود! البته که ملوان باید با جریمه رو‌به‌رو شود و بابت فحاشی تماشاگرانش تاوان پس بدهد، اما اتفاقات گذشته فوتبال را نمی‌توان فراموش کرد.
 
یا همه، یا هیچکس
اصل ماجرا روشن است. اگر فحاشی محکوم است باید در همه ورزشگاه‌ها محکوم باشد. اگر شعار‌های نژادپرستانه تخلف محسوب می‌شود باید بدون توجه به نام باشگاه و محبوبیت آن با عاملان برخورد شود. مبارزه با تبعیض زمانی معنا پیدا می‌کند که خود به ابزاری برای برخورد گزینشی با رقبا تبدیل نشود. اکنون که احتمالات برای محرومیت ملوان و یا اعلام کردن بازی با نتیجه سه بر صفر به سود ملوان مطرح شده باید همه چیز را زیر نظر گرفت. یا همه باید جریمه شوند یا هیچکس. وگرنه فوتبال با این روند بیشتر در گرداب بی فرهنگی فرو می‌رود.
 
زشت، نفرت انگیز و مذموم: شعار‌های تجزیه طلبانه
شعار‌های تجزیه طلبانه کم کم به بدترین عادت برخی از تماشاگران رو‌به‌رو می‌شود. واقعا نمی‌توان سابقه شعار‌های تجزیه‌طلبانه‌ای را که در برخی مسابقات ا مطرح شده نادیده گرفت. چنین شعار‌هایی نیز به اندازه فحاشی و توهین‌های قومیتی نگران‌کننده‌اند و باید با واکنش روشن مسئولان فوتبال مواجه شوند. چه کسی اجازه داد شعار تجزیه طلبانه به اتفاقی معمول در فوتبال ایران تبدیل شود؟
وقتی شعار‌های تجزیه‌طلبانه مطرح می‌شود و برخورد بازدارنده و شفافی صورت نمی‌گیرد زمینه برای تکرار رفتار‌های مشابه فراهم خواهد شد. همان‌طور که فحاشی در ورزشگاه انزلی باید پیگیری شود شعار‌های تجزیه‌طلبانه نیز نباید با سکوت یا بی‌تفاوتی مواجه شوند.
 
فراموشی اول زنوزی: خداداد عزیزی!
زنوزی که امروز مصاحبه می‌کند و از مبارزه با نژادپرستی می‌گوید چرا اشاره‌ای به فحاشی‌های بی پایان سرپرست تیمش نمی‌کند؟ قطعا نژادپرستی در فوتبال ایران باید با سنگین‌ترین جرایم رو‌به‌رو شود. اما فحاشی‌ها هم نباید فراموش شود.
چند هفته پیش خداداد عزیزی سرپرست تراکتور به دلیل فحاشی با محرومیت مواجه شد. چنین اتفاقی باید فرصتی برای تأکید بر ممنوعیت توهین در فوتبال باشد. مسئولیت اخلاقی باشگاه‌ها نیز ایجاب می‌کند که به جای توجیه رفتار افراد وابسته به خود با آن برخورد کنند.
 
فراموشی دوم زنوزی: پرونده بیرانوند!
 در کنار این پرونده موضوع طولانی شدن روند صدور رأی درباره محرومیت علیرضا بیرانوند نیز مطرح است. باشگاه تراکتور قطعا باید پیگیری‌های لازم در خصوص نژادپرستی و جریمه بانیان آن را انجام بدهد و جامعه فوتبال هم باید در این راه باشگاه تبریزی را همراهی کنند تا نژادپرستی ریشه کن شود، اما همه اینها دلیل نمی‌شود زنوزی که امروز طلبکار است و نقش قربانی را دارد نسبت به همه چیز فراموش کار باشد. از جمله پرونده بیرانوند. او هنوز هم پاسخی در اینباره نداده که چرا پرونده بیرانوند آن مدت زمان قابل توجهی را به خود اختصاص داد تا در نهایت رای صادر شود.
 
فراموشی سوم زنوزی: کشاله ران شجاع!
زنوزی امروز مدعی است و می‌خواند در قامت یک فرد فعال در زمینه مبارزه با نژادپرستی باشد. اما او تلاشی هم در راستای اصلاح حرکات مدافع تیمش شجاع خلیل زاده انجام داد؟ فوتبال ایران یادش نمی‌رود که شجاع با آن حرکات شنیع هنوز با قامتی راست در فوتبال ایران راه می‌رود و محروم هم نمی‌شود.
باشگاه تراکتور که امروز بر ضرورت برخورد با فحاشی و نژادپرستی تأکید می‌کند باید در قبال رفتار اعضای خود نیز همین حساسیت را داشته باشد. نمی‌توان انتظار داشت سایر باشگاه‌ها به دلیل تخلفات تماشاگرانشان مجازات شوند، اما هنگام طرح پرونده‌های مربوط به بازیکنان یا مسئولان خودی مطالبه‌گری با همان شدت ادامه پیدا نکند.
 
مقصر اصلی: فدراسیون فوتبال
انگار یکی از وظایف تعریف شده فدراسیون فوتبال در برابر اتفاقات مشابه دیدار ملوان و تراکتور فقط و فقط «سکوت» است.
ریشه تکرار چنین اتفاقاتی را باید در ضعف برخورد‌های بازدارنده و عملکرد فدراسیون فوتبال و کمیته انضباطی نیز جست‌و‌جو کرد. وقتی فحاشی تماشاگران بار‌ها تکرار می‌شود وقتی شعار‌های تجزیه‌طلبانه در ورزشگاه‌ها مطرح می‌شود و وقتی رفتار غیراخلاقی بازیکنان یا مسئولان تیم‌ها واکنش متناسبی به دنبال ندارد طبیعی است که هزینه تخلف برای افراد کاهش پیدا کند.
فدراسیون فوتبال نمی‌تواند فقط پس از تبدیل شدن یک مسابقه به بحران وارد عمل شود. برخورد مؤثر به مقررات روشن اجرای یکسان احکام و سرعت در رسیدگی به پرونده‌ها نیاز دارد. اگر صدور رأی ماه‌ها به طول بینجامد یا مجازات‌ها تحت تأثیر فشار باشگاه‌ها تغییر کند اعتماد عمومی به عدالت انضباطی آسیب می‌بیند.
 
اولویت فدراسیون؛ رسیدگی به فرهنگ فوتبال
تخلفات احتمالی تماشاگران ملوان باید بررسی شود و در صورت احراز مسئولیت باشگاه نیز باید مطابق مقررات تعیین شود.
فحاشی تماشاگران ملوان توجیهی برای نادیده گرفتن شعار‌های تجزیه‌طلبانه نیست. شعار‌های توهین‌آمیز علیه تراکتور هم نباید بهانه‌ای برای چشم‌پوشی از رفتار غیراخلاقی بازیکنان یا مسئولان این تیم شود.
فوتبال ایران به قانونی نیاز دارد که برای همه یکسان اجرا شود. نه فحاشی قابل دفاع است نه نژادپرستی و نه شعار‌های تجزیه‌طلبانه. اگر قرار است با این رفتار‌ها مقابله شود باید همه در برابر مقررات پاسخگو باشند. تنها در این صورت می‌توان به کاهش تنش در ورزشگاه‌ها و بازگشت فوتبال به رقابتی سالم امیدوار بود.

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها