در چنین شرایط ویژهای، حتی اختلاف نظرات واقعی، درست و منصفانه نیز باید با ملاحظات بیشتری مطرح شوند. بهویژه نباید این اختلافات به شکلی انعکاس پیدا کنند که بهگوش دشمن برسند و موجب تجری او یا ایجاد این تصور شوند که جامعه دچار تفرقه و عدم انسجام است. به بیان دیگر امروز باید مراقب باشیم که تحلیل دشمن را بهسمت یک برداشت غلط سوق ندهیم. دشمن نباید تصور کند که با جامعهای متشتت و فاقد انسجام مواجه است. واقعیت این است که اگرچه ممکن است عده اندکی مسائل جامعه را در نظر نگیرند اما اکثریت جامعه هنگامی که با تهدید خارجی مواجه میشود، بهسمت اتحاد و اتفاق حرکت میکنند. بنابراین باید مراقب بود که تصویر نادرستی از وضعیت جامعه ایران در ذهن دشمن شکل نگیرد. زیرا چنین برداشت نادرستی میتواند هزینههای سنگینی برای کشور ایجاد کند. اگر دشمن به این جمعبندی برسد که مقاومت در ایران ضعیف است، همین تصور میتواند در تصمیمسازی او برای اتخاذ اقدامات سختتر تاثیر بگذارد. بنابراین نحوه ارائه چهره جامعه ایران به بیرون، در کنار واقعیت انسجام داخلی اهمیت بسیار زیادی دارد. از سوی دیگر برخی افراد ممکن است در شرایط ویژه بهجای تقویت اتحاد، دنبال فرصتطلبی و خودنمایی و خودخواهی باشند. یعنی منافع شخصی یا گروهی خود را بر منافع عمومی ترجیح دهند و از شرایط خاص کشور برای امتیازخواهی یا کسب امتیاز به نفع خود یا گروهشان استفاده کنند. در حالی که در چنین شرایطی باید منافع شخصی را کنار گذاشت و منافع عمومی را در اولویت قرار داد. اولویت دادن به منافع عمومی باعث میشود جامعه در منظر دیگران، جامعهای قوی دیده شود بلکه واقعیت یک جامعه قوی و منسجم به نمایش گذاشته شود. هر اقدامی که به برهم خوردن انسجام جامعه منجر شود، قطعا به نفع دشمن است و میتواند هزینههای جدی برای کشور ایجاد کند. البته این بهمعنای نادیده گرفتن ضعفها و مشکلات واقعی کشور نیست. ما قطعا با ضعفها و مشکلاتی مواجه هستیم و باید آنها را با استفاده از همه ظرفیتها و توانمندیهای جامعه برطرف کنیم. مسأله، نحوه طرح این مشکلات است. گاهی ضعفها و کاستیها با هدف حل آنها مطرح میشوند و گاهی طرح آنها به ابزاری برای فرصتطلبی تبدیل میشود. این دو موضوع کاملا متفاوتند. حتی اگر ضعفهایی که در تریبونهای عمومی مطرح میشوند کاملا واقعی باشند تاکید مداوم و پرسروصدا بر آنها در شرایط ویژه لزوما کار درستی نیست. ما میتوانیم مشکلات را بدون جنجال و هیاهو حل کنیم. نیروهای مختلف جامعه میتوانند راهحلهای خود را برای مشکلاتی که دولت با آنها مواجه است ارائه دهند و توانمندیهای خود را برای رفع آنها در اختیار کشور قرار دهند.
بخش قابل توجهی از مشکلات امروز نیز ناشی از فشارها و اقدامات دشمن است و برای حل آنها باید از همه ظرفیتهای نخبگانی موجود استفاده کرد. از سوی دیگر تاکید مداوم و پرسروصدا بر ضعفهای کشور_ حتی اگر این ضعفها واقعی باشند_ میتواند در داخل جامعه آثار منفی روانی و ناامیدی و بیانگیزگی برای حل مشکلات ایجاد کند.
بنابراین در شرایط ویژه امروز باید میان «بیان مشکلات برای حل آنها» و «برجستهسازی مشکلات برای ایجاد فضای سیاسی یا کسب امتیاز» تفاوت قائل شد. جامعه برای حل مشکلات خود به همافزایی همه نیروها نیاز دارد، نه به تشدید اختلافات و برجسته کردن ضعفها در تریبونهای عمومی. در نهایت، ارائه تصویر قدرتمند و منسجم از کشور بهمعنای انکار مشکلات نیست بلکه به این معناست که مشکلات موجود نباید به شکلی بازنمایی شوند که دشمن را به اشتباه محاسباتی بیندازند و او را به اتخاذ تصمیمهای سختتر علیه کشور ترغیب کنند. در شرایط جنگی، حفظ انسجام اجتماعی و انتقال تصویر واقعی یک جامعه مقاوم و متحد، خود بخشی از قدرت ملی و عاملی مؤثر در محاسبات دشمن است.