به بهانه نگارش کتاب «۲۵۵ روایت از جنگ رمضان و مقاومت»  با منوچهر اکبرلو، نویسنده آن گفت وگو کرده‌ایم

جنگ و مقاومت با ۲۵۵ روایت

من
کتاب «۲۵۵ روایت از جنگ رمضان و مقاومت» به‌همت بیستمین جشنواره بین‌المللی تئاتر مقاومت به‌کوشش منوچهر اکبرلو با همکاری انتشارات «روایت فتح» منتشر می‌شود.
کد خبر: ۱۵۶۳۷۹۲
نویسنده نسرین بختیاری - گروه فرهنگ و هنر
 
جنگ و مقاومت، مفاهیمی نیستند که بتوان آنها را تنها از دریچه روایت‌های رسمی یا از زبان چهره‌های شناخته‌شده نگاه کرد. گاهی برای فهم تاثیر یک واقعه تاریخی بر جامعه، باید ‌سراغ زندگی آدم‌هایی رفت که در ظاهر قهرمانان یک روایت بزرگ نیستند‌ اما جنگ به‌شکلی مستقیم یا غیرمستقیم، بخشی از زندگی، احساسات و نگاه آنها به جهان را تغییر داده است. کتاب «۲۵۵ روایت از جنگ رمضان و مقاومت» تلاشی برای ثبت همین تجربه‌های متنوع است‌؛ روایت‌هایی که از میان زندگی زنان و مردان، پزشکان، کارمندان، دانش‌آموزان، نظامیان، کادر درمان، فروشندگان و دیگر اقشار جامعه گردآوری شده‌اند. در این مجموعه، به‌جای ارائه روایت یکدست از جنگ، با ۲۵۵ زاویه دید متفاوت مواجهیم‌؛ روایت‌هایی واقعی از نگرانی، فقدان، مقاومت، سوگ، اعتماد به‌نفس و مواجهه انسان‌ها با بحرانی که زندگی روزمره‌شان را تحت تاثیر قرار داده است. همین تنوع، مرزهای مقاومت را گسترده‌تر می‌کند و آن را از یک مفهوم انتزاعی به تجربه‌ای ملموس تبدیل می‌کند. این کتاب فرصتی را فراهم کرد تا با منوچهر اکبرلو گفت‌وگو کنیم. 

 ایده اصلی تالیف «۲۵۵ روایت از جنگ رمضان و مقاومت» چطور شکل گرفت و چرا تصمیم گرفتید روایت‌های پراکنده را در قالب یک کتاب گردآوری کنید؟
سال‌هاست در هیات انتخاب جشنواره‌ها یا مؤسسات آموزشی مختلف هستم و می‌بینم که نسل جوان با اتفاقات، رویدادها، شخصیت‌ها و جوانب مختلف جنگ آشنا نیستند و مطالعه ندارند و در نتیجه به تکرار الگوهای پیش از خود روی می‌آورند. بنابراین نتیجه این می‌شود که انبوهی نمایشنامه و فیلمنامه داریم که همه شخصیت‌ها و اتفاقات‌شان شبیه‌به‌هم هستند. ویژگی اصلی این جنگ، وقوع آن تنها در مرزها (مانند جنگ هشت‌ساله) نبود و شکل آن به‌گونه‌ای بود که تمام مردم با سنین و جنسیت‌‌ها و مشاغل مختلف درگیر آن شدند. در سال گذشته با شروع جنگ ۱۲ روزه به این فکر افتادم و پیشنهادش را با جشنواره فیلم مقاومت مطرح کردم که برای پرهیز از تکرار سوژه‌ها در نمایشنامه‌هایی که برای جشنواره ارسال یا تولید می‌شود، از رویدادها و تجربیات زیستی بکر مردم استفاده کنیم. بنابراین روایت‌های پراکنده فضای مجازی، سایت‌ها و برنامه‌های تلویزیونی را جمع و علاوه بر این فراخوانی به این منظور منتشر کردیم. نتیجه این تلاش‌ها جمع‌آوری چند‌صد خاطره بود و ملاک بعدی ما این بود که کدام‌یک ظرفیت تبدیل به درام یا نمایشنامه را دارند. توصیف‌ها و تکرارها را حذف و به این تعداد روایت رسیدیم که به‌همت جشنواره منتشر می‌شود. تلاش کردیم با این‌کار رسالت خودمان را به‌عنوان یک ایرانی در ثبت بخشی از هزاران اتفاقی که افتاده انجام دهیم و از طرف دیگر، با این روایت‌ها زمینه لازم برای خلق آثار هنری فراهم شود. 
در میان این ۲۵۵ روایت، چه ویژگی مشترکی وجود دارد که به نظر شما مفهوم «مقاومت» را برای مخاطب ملموس‌تر می‌کند؟
ویژگی مشترک تمام این روایت‌ها این است که از زندگی افراد پیرامون ما مثل همکار، خواهر، برادر و همسایه‌های ما شکل گرفته‌اند و به همین دلیل مفهوم مقاومت را بسیار گسترده می‌کنند و شامل تک‌تک نقاط وطن و همه ۸۵ میلیون جمعیت ایران می‌شود. هرکدام از این‌ها به‌شکل خاصی از جنگ تاثیر پذیرفتند و روی زندگی و دیدگاه‌شان اثر گذاشته است. به همین تعداد روایت، شخصیت و مکان‌های مختلف وجود دارد اما وقتی اتفاقی در جامعه می‌افتد که مردم را درگیر می‌کند، همه به‌شکل ناخواسته با یکسری مفاهیم مشترک روبه‌رو می‌شوند و از این لحاظ به نوعی وحدت نظر می‌رسند. 
 جنگ رمضان و مقاومت در این کتاب از چه زاویه‌ای روایت شده که آن را از روایت‌های معمول جنگ متمایز می‌کند؟
در این مجموعه از ۲۵۵ زاویه به مقوله جنگ اخیر و مقاومت پرداخته شده است و شخصیت‌ها بسیار متنوع هستند‌. به عبارتی حتی شما دو نفر را پیدا نمی‌کنید که یک اتفاق برای‌شان در این کشور افتاده باشد اما نوع نگاه‌شان به موضوعاتی مثل نگرانی، مقاومت، جنگ، کشته‌شدن، فقدان، از‌دست‌دادن و غم بعد از آن یا حس اعتماد‌به‌نفس شبیه‌به‌هم باشد. چون هیچ‌ یک  از اینها از تخیل نویسنده نیست و از بطن رویدادهای واقعی و جامعه گرفته شده است. طبیعی است که زاویه دید‌ها بسیار متنوع است و از روایت‌های تکراری و رسمی جنگ فاصله دارد. 
 در انتخاب روایت‌ها، چقدر تلاش کردید از کلیشه‌های رایج درباره جنگ و قهرمانان جنگ فاصله بگیرید و به تجربه‌های انسانی و شخصی افراد نزدیک شوید؟
همین که اتفاقات این روایت‌ها واقعی است و به تعداد روایت‌ها آدم‌های مختلف از قبیل مرد، زن، دکتر و کارمند، دانش‌آموز، نظامی، کادر درمان و فروشندگان در آن نقش‌آفرین هستند‌، نشانه‌ای برای دوری‌گزینی از کلیشه است. در هیچ یک  از این روایت‌ها با افراد مصاحبه نکردیم که درباره موضوعی معمول صحبت کنند. فقط اتفاقات را روایت کردیم و حتی نظر شخصی و تفسیرشان را حذف کردیم تا مقدمه یا موخره‌ای بر اتفاقات نداشته باشیم. 
‌مخاطب اصلی این کتاب را چه‌کسانی می‌دانید؟ آیا این روایت‌ها می‌تواند با نسل جوانی که تجربه مستقیمی از جنگ ندارد ارتباط برقرار کند؟
هر مخاطبی که این کتاب را بخواند، شناخت دیگری از جنگ به دست می‌آورد اما مخاطبان هدفم داستان‌نویسان و نمایشنامه‌نویسان بودند و در مقدمه به‌شکل مفصل توضیح دادم که چطور می‌توان از این روایت‌ها استفاده کرد. به‌طور معمول خاصیت رویارویی با خاطرات افراد و تجربه زیسته دیگران این است که به ما نشان می‌دهد آدم‌ها در مواجهه با جنگ، زندگی، مقاومت و عشق دیدگاه‌های متفاوتی دارند. طبیعی است که وقتی در یک مجموعه با این میزان تنوع دیدگاه روبه‌رو می‌شوید، روی دیدگاه شما نیز تاثیر می‌گذارد و عمیق‌تر می‌شوید. به‌عنوان مثال، وقتی رمان می‌خوانید، در سراسر رمان با یک شخصیت اصلی روبه‌رو هستید که نویسنده به ما کمک می‌کند از زاویه دید یک نفر به دنیا نگاهی دوباره داشته باشید اما اگر در یک کتاب ۲۵۵ روایت از یک موضوع داشته باشید، به طور قطع بدون استفاده برای نمایشنامه، به این باور می‌رسید که دنیای آدم‌ها بسیار متنوع است و این جهان‌بینی ما را گسترش می‌دهد و چشم ما را نسبت به حقایق پیرامون بازتر می‌کند. به‌نظرم حتی یک زن خانه‌دار، پزشک، مکانیک، معلم یا دانش‌آموز می‌توانند این روایت‌ها را بخوانند. بنابراین هر انسان بالغی می‌تواند این کتاب را بخواند و جذابیتش به این است که با ۲۵۵ نگاه مختلف در زندگی آشنا می‌شود. 
 با توجه به تغییر فضای رسانه‌ای و رشد شبکه‌های اجتماعی، به نظر شما روایت جنگ و مقاومت چگونه باید بازآفرینی شود تا صرفا به تکرار ادبیات گذشته محدود نماند؟
با توجه به این‌که دیگر فضای تک‌روایتی در جامعه حاکم نیست، به اجبار باید از نگاه‌های تکراری و یکسویه فاصله بگیرید‌. چون دیگر خواننده نخواهد داشت. اگر این تکرار و نگاه یکسویه به تئاتر و سینما تسری پیدا کند، آثار دیده نمی‌شود و ماحصل آن را در کتاب‌ها یا آثار سینما و تئاتر می‌بینیم. اگر دنبال مخاطبان فراگیر با وجود رقیب‌های جدید در شبکه‌های اجتماعی باشیم، راهی جز تنوع‌بخشی به آثار نداریم. چون هر‌کدام از روایت‌های این کتاب مربوط به یک قشر جامعه در سنین، شغل‌ها و صنوف مختلف است و تنوع دارد. فکر می‌کنم این کتاب به‌اندازه خودش، به بازآفرینی فضای رسانه‌ای کمک می‌کند و توقع کسی که نوشته‌ای را درباره جنگ اخیر می‌خواند و به‌دنبال روایت‌های جدید است برطرف می‌کند. 
 امروز هوش مصنوعی امکان بازسازی صحنه‌ها، چهره‌ها و حتی تولید روایت‌های تاریخی را فراهم کرده است. از نظر شما استفاده از این فناوری در بازنمایی جنگ و مقاومت چه فرصت‌ها و چه خطرهایی دارد؟
هوش مصنوعی بخشی از تکنولوژی است که در فیلم یا تئاتر از آن استفاده می‌شود و گریزی از آن نیست و اجتناب‌ناپذیر است و باید بیشتر از آن بدانیم و یاد بگیریم. به‌نظرم هوش مصنوعی خطر چندانی ندارد. به‌طور معمول با ورود هر نوع تکنولوژی ترسی نسبت به خطرات آن حاکم می‌شود اما در نهایت باید آن را بپذیریم و به نحو درست از آن استفاده کنیم. هوش مصنوعی نیز مانند هر ابزار دیگری می‌تواند جنبه استفاده مثبت و منفی داشته باشد. بنابراین نباید نگران باشیم و مانع‌تراشی نکنیم.  
 اگر بخواهید از میان ۲۵۵ روایت، تنها یک روایت را به مخاطبی که هیچ شناختی از کتاب ندارد معرفی کنید، کدام روایت را انتخاب می‌کنید و چرا؟
به‌نظرم هیچ یک از روایت‌ها بر دیگری برتری ندارد. ممکن است تنها علاقه‌ام نسبت به بعضی روایت‌ها بیشتر باشد. چون به‌عنوان نمایشنامه‌نویس و فیلمنامه‌نویس فکر می‌کنم ظرفیت بیشتری دارد و در ذهن خودم آن را کنار گذاشتم تا در اولین فرصت آن را به فیلمنامه و نمایشنامه تبدیل کنم. این کاری است که روی چند روایت کتاب انجام می‌دهم اما یک اثر ادبی نیست که بگوییم کیفیت بیشتری دارد یا تکنیکی‌تر است. اینها اتفاقاتی است که در زندگی آدم‌های مختلف افتاده و هر اتفاقی در زندگی هرکس برایش ارزشمند است. بنابراین به این دلیل که نمی‌توانیم انسانی را نسبت به دیگری برتر به حساب آوریم، روایت‌ها از این جهت در یک سطح قرار می‌گیرند. پس انتخاب‌هایم شخصی است. 
 به نظر شما مرز میان «روایت تاریخی» و «روایت ادبی» در چنین آثاری کجاست و نویسنده تا چه اندازه می‌تواند برای تاثیرگذاری بیشتر، از عناصر ادبی استفاده کند؟
همان‌طور که گفتم روایت‌های جمع‌آوری شده در این کتاب واقعی و تاریخی است اما طبیعی است که نویسندگان و نمایشنامه‌نویسان آن را باید به یک روایت ادبی در شاخه نمایشنامه تبدیل کنند. یعنی تخیل‌شان را به داستان اضافه کنند تا شاهد یک اثر ادبی یا هنری باشیم. خوشبختانه به دلیل این‌که کتاب شامل روایت‌های افراد مختلف است و هیچ‌کدام مرجعیت تاریخی ندارند، نگران این نیستیم که کسی حرفی از تحریف تاریخ بزند‌. چون همواره وقتی اقتباسی از شخصیت‌ها یا تاریخ کشور داریم، نگران مقایسه آن با تاریخ واقعی هستیم و ممکن است اعتراض کنند که چرا تاریخ را دستکاری یا تحریف کردید اما اینجا چون شخصیت‌ها شناخته شده نیستند و تنها دستمایه اولیه خلق یک اثرند، نویسندگان با آزادی و آرامش کامل می‌توانند روایت ادبی خودشان را از روایت تاریخی داشته باشند و دست‌شان کامل برای استفاده از آرایه‌های ادبی و شگردهای نمایشنامه‌نویسی و فیلمنامه‌نویسی باز است. 
‌بعد از نگارش این کتاب، تعریف شخصی شما از «مقاومت» چه تغییری کرده است؟
پس از خواندن و نگارش این روایت‌ها، مثل کسی که ۲۵۵ روایت از موضوع عدالت، عشق و جنگ خوانده است، به‌طور قطع دیدگاه شخصی من هم تغییر می‌کند و فکر می‌کنم این یکی از دستاوردهایی است که این کتاب می‌تواند داشته باشد.  
newsQrCode
ارسال نظرات
کالابرگ هست، فروشگاه نیست!

رئیس کل بانک مرکزی: با تدبیر رئیس‌جمهور مقرر شده کسری منابع پیشین کالابرگ از منبع دیگری تامین و مطالبات فروشگاه‌ها هرچه‌سریع‌تر تسویه شود

کالابرگ هست، فروشگاه نیست!

نیازمندی ها