زینب پورابراهیم مجری، تهیه‌کننده، مستندساز و فیلمساز تلویزیون در گفت‌وگو با جام جم آنلاین:

تلویزیون یک‌تنه در حال رقابت با تمام سکوهاستI یک برنامه ویژه نوجوانان با محوریت «سبک زندگی» می‌سازم

زینب پورابراهیم، مجری و برنامه‌ساز تلویزیون در گفت‌وگو با خبرنگار جام جم آنلاین
زینب پورابراهیم، مجری، تهیه‌کننده، مستندساز و فیلمساز، فعالیت حرفه‌ای خود را از ورزش و اجرای برنامه‌های ورزشی آغاز کرد و در ادامه، تجربه‌هایی در سردبیری، نویسندگی و برنامه‌سازی به دست آورد.
کد خبر: ۱۵۶۳۷۱۰
نویسنده زهرا عباسی/ جام جم آنلاین

به گزارش جام جم آنلاین؛ مسیر حرفه‌ای زینب پورابراهیم از اجرای برنامه‌های ورزشی در استان قزوین آغاز شد؛ مسیری که خیلی زود از اجرا فراتر رفت و او را به حوزه‌های سردبیری، نویسندگی، تهیه‌کنندگی، مستندسازی و برنامه‌سازی رساند. دغدغه زنان ورزشکار، پیگیری مسائل اجتماعی مردم در برنامه «صبح بخیر ایران»، تجربه برنامه‌سازی و آموزش نسل تازه‌ای از فعالان رسانه، بخش‌هایی از این مسیر است. پورابراهیم در کنار این تجربه‌ها، نگاه مشخصی نیز به نسبت رسانه و جامعه دارد؛ از ضرورت گفت‌وگوی دوسویه تلویزیون با مردم تا روایت زیبایی‌های خانواده و مادری، و از پرهیز از شعارزدگی تا استفاده هوشمندانه از ظرفیت پلتفرم‌ها. او حالا بیش از یک سال است روی طرحی تلویزیونی برای نوجوانان با محوریت سبک زندگی کار می‌کند؛ طرحی که می‌تواند ادامه تجربه او در استعدادیابی و توانمندسازی نوجوانان باشد.

 

برای شروع، اگر بخواهیم شما را نه فقط به‌عنوان مجری، بلکه به‌عنوان کسی که تجربه‌های مختلفی در رسانه داشته معرفی کنیم، خودتان را چگونه معرفی می‌کنید؟


زینب پورابراهیم هستم، مجری، تهیه‌کننده، مستندساز و تجربه ساختن فیلم کوتاه هم داشتم. در حوزه ارتباطات فعالیت می‌کنم، تدریس می‌کنم و از هر طریقی که بلدم و بتوانم ارتباط بگیرم با مخاطب و ارتباط بگیرم با مردم، دوست دارم دنیای ارتباط داشتن با آدم را تجربه کنم.

 زینب پورابراهیم، مجری و برنامه‌ساز تلویزیون در گفت‌وگو با خبرنگار جام جم آنلاین

این نگاه به «ارتباط با آدم‌ها» ظاهرا در بخش‌های مختلف کار شما تکرار شده است. اگر به ابتدای مسیر حرفه‌ای‌تان برگردیم، چطور از ورزش به اجرا رسیدید؟

لازم است کمی به عقب‌تر از اجرا برگردم. من فعالیت حرفه‌ای ورزشی‌ام را از استان قزوین آغاز کردم و همزمان، اجرای برنامه‌های ورزشی را نیز در شبکه قزوین تجربه کردم. اگرچه پیش از آن علاقه چندانی به اجرای برنامه‌های ورزشی نداشتم، اما کمبودها و مشکلات ورزش بانوان را می‌دیدم و از نزدیک شاهد تلاش دوستانم برای حضور در لیگ بودم. در حالی که لیگ‌های آقایان برگزار می‌شد، برای تشکیل لیگ بانوان معمولاً مشکلاتی وجود داشت. برگزاری لیگ به جذب اسپانسر نیاز داشت و در بسیاری از موارد، تلاش ورزشکاران به دلیل نبود حمایت مالی نادیده گرفته می‌شد.

از سوی دیگر، در سطح کلان‌تر و در مسابقات کشوری، به دلیل برگزار نشدن لیگ، سطح ورزش بانوان افت می‌کرد و تعداد مسابقات کاهش می‌یافت. هرچه تعداد مسابقات کمتر می‌شد، این مشکلات نیز افزایش پیدا می‌کرد. به یاد دارم ورزشکاران خانم تلاش می‌کردند درآمدی به دست بیاورند تا بتوانند هزینه‌های ورزشی‌ خود را تأمین کنند. بسیاری از زنان ورزشکار، به‌ویژه در شهرستان‌ها، با چنین شرایطی به فعالیت حرفه‌ای ادامه می‌دادند. بنابراین وقتی برای کار به تهران دعوت شدم، آنجا فرمی در اختیارم قرار گرفت و از من خواستند حوزه‌های مورد علاقه‌ام برای اجرا را انتخاب کنم. با اینکه در آن مقطع اجرای برنامه ورزشی علاقه اصلی‌ام نبود، اما ورزش بانوان دغدغه‌ام بود. به همین دلیل گزینه ورزش را انتخاب کردم. از آنجا که پیش‌تر در قزوین اجرای برنامه ورزشی را تجربه کرده بودم، این موضوع مورد توجه مسئولان قرار گرفت.

این شد که حدود چهار یا پنج سال در شبکه ورزش و در حوزه ورزش بانوان فعالیت کردم. این تجربه برایم بسیار ارزشمند بود و تلاش کردم درباره دغدغه‌های زنان ورزشکار صحبت کنم. در همین دوره، آیتمی با عنوان «مادرانه» داشتیم که به‌صورت مستقل تولید نمی‌شد، بلکه بخشی از یک برنامه بود. در این آیتم به سراغ مادرانی می‌رفتیم که با وجود سختی‌ها، فرزندان خود را پرورش می‌دادند تا از میان آن‌ها ورزشکار و قهرمان ملی به جامعه معرفی شود. همچنین با مادرانی گفت‌وگو می‌کردیم که خودشان نیز برای ورزشکار شدن تلاش می‌کردند. این شد که فعالیتم رفت به سمت دغدغه‌های زنانه.

 

چه زمانی اجرا برای شما از یک مهارت صرف به فرصتی برای اثرگذاری و حتی مدیریت تولید تبدیل شد؟

من نه‌تنها نخستین مجری خانم در شبکه ورزش بودم، بلکه به‌عنوان تنها مجری زنی که اجرای افتتاحیه رسمی این شبکه را در کنار آقای جاودانی بر عهده داشت، فعالیت کردم. آن روز چهار شبکه به‌صورت رسمی افتتاح شد، اما مراسم و برنامه ویژه شبکه ورزش به دلیل نزدیکی به المپیک ۲۰۱۲ و حضور قهرمانان ملی، بسیار مفصل‌تر و باشکوه‌تر برگزار شد.

این تجربه نقطه عطفی در مسیر حرفه‌ای من بود که باعث شد مورد توجه قرار بگیرم و از شبکه‌های مختلف پیشنهاد همکاری دریافت کنم. با این حال، اولویت اصلی من همواره این بود که فرصتی برای بازتاب دغدغه‌های زنان فراهم کنم. خوشبختانه در شبکه ورزش با تهیه‌کنندگان بسیار خوبی آشنا شدم و بستری فراهم شد تا بتوانم علاوه بر اجرا، در قامت سردبیر و نویسنده نیز فعالیت کنم و بخش‌های مستقلی را بر عهده بگیرم. در واقع، این شبکه فرصتی شد تا تمامی مراحل تولید یک اثر، از ایده‌پردازی تا اجرا را به‌صورت صفر تا صد خودم مدیریت و هدایت کنم.

 ملورین از جمله برنامه‌هایی است که پورابراهیم تهیه‌کنندگی و کارگردانی آن را بر عهده داشته

این تجربه «صفر تا صد» در برنامه‌سازی را در «صبح بخیر ایران» هم ادامه دادید. آنجا چه چیزی برایتان متفاوت بود؟

اتفاقاً همان تهیه‌کننده‌ای که در شبکه ورزش با او همکاری داشتم، دو سال بعد به تیم «صبح بخیر ایران» پیوست و مجدداً بستری فراهم کرد تا بتوانم ایده‌هایم را به‌صورت صفر تا صد در چارچوب این برنامه پیاده‌سازی کنم. در آن دوره، مدیریت یک باکس یک‌ساعته را بر عهده داشتم که تمامی مراحل آن، از سردبیری و طراحی مسابقه گرفته تا نظارت مستقیم بر تدوین، توسط خودم انجام می‌شد. حتی برای تدوین، شخصاً در کنار تدوین‌گر حضور می‌یافتم تا خروجی نهایی از نظر محتوا و کیفیت در سطح مطلوبی باشد.

 

در این باکس یک‌ساعته، مسئله مردم چگونه وارد قاب تلویزیون می‌شد؟

این باکس یک‌ساعته، فضای بسیار اثرگذاری برای پیگیری دغدغه‌های اجتماعی مردم بود. یادم هست در آن سال‌ها، بحران کمبود آرد و مشکلات نانوایی‌ها در سراوان سیستان‌وبلوچستان یا مسئله نبود گاز شهری در ایرانشهر، از موضوعات اولویت‌دار ما بود. تلاش می‌کردیم با حضور مسئولان مربوطه روی خط برنامه، آن‌ها را به پاسخگویی در قبال مطالبات مردم وادار کنیم.

فعالیت در «صبح بخیر ایران» برای من تجربه‌ای بسیار سازنده بود و دید وسیع‌تری نسبت به مشکلات استان‌های مختلف به من بخشید. تعامل و اعتماد مردم به برنامه، مسئولیتم را سنگین‌تر می‌کرد. مثلاً در مورد گزارش‌های مربوط به جاده‌های پرخطر در یکی از شهرهای خراسان رضوی، دغدغه اصلی ما این بود که با ارتباط‌گیری‌های مستمر، راهکاری عملی برای کاهش حوادث و حل مشکل مردم پیدا کنیم. شب‌هایی که می‌خوابیدم، امید داشتم که صبح روز بعد بتوانیم گره‌ای از مشکلات هموطنان در یک منطقه باز کنیم.

در ادامه مسیر حرفه‌ای‌ام، از شبکه یک به شبکه دو رفتم و در برنامه «عصر خانواده» حضور یافتم. پس از وقفه‌ای کوتاه به دلیل تولد فرزندم، از طریق شبکه تهران دعوت به همکاری شدم؛ دوره‌ای که با اعتماد مدیرانی همچون آقای مهندس اشناب همراه بود و فرصت دوباره‌ای برای تجربه‌اندوزی در برنامه‌سازی برایم فراهم کرد.

 

با توجه به این سابقه، «زن» و مسائل مرتبط با خانواده چطور به یکی از محورهای اصلی فعالیت شما تبدیل شد؟

شاید به طور رسمی بتوان ساخت «مهربانو» را اولین گام صفر تا صدی به حوزه دغدغه‌مندی زنان در نظر گرفت. به شکلی که اگر بخواهم دوباره برنامه‌ای با محوریت زنان بسازم، همچنان رویکردم نمایش قله‌های موفقیت در «مادری کردن» است. معتقدم رسانه و تلویزیون باید بیش از هر چیز، جست‌وجوگر زیبایی‌ها باشد. نمایش صرف خانواده‌های پرجمعیت با تمرکز بر چالش‌ها و مشکلات روزمره، لزوماً خروجی جذابی ندارد؛ در واقع، صرف داشتن چند فرزند، دلیلی بر جذابیت تصویری یک مستند نیست.

نگاه من این است که حتی اگر قرار است به «کوهپایه» و مسیر حرکت توجه کنیم، باید زیبایی‌های نهفته در آن مسیر را پیدا و روایت کنیم. در عین حال، باید سراغ خانواده‌های موفق رفت و الگوهای درخشان را به نمایش گذاشت. رسانه باید به دنبال روایت‌هایی باشد که فراتر از نمایش چالش‌های بزرگ، بتواند قشنگی‌ها و سویه‌های مثبت زندگی را برجسته کند.

 زینب پورابراهیم، مجری و برنامه‌ساز تلویزیون در گفت‌وگو با خبرنگار جام جم آنلاین

از نگاه شما، چرا نمی‌توان مسئله جمعیت را جدا از مسئله زنان و خانواده دید؟

موضوع جمعیت را نمی‌توان از مسئله زنان تفکیک کرد؛ این دو لایه به‌هم‌پیوسته و جدایی‌ناپذیرند. اگر دغدغه جمعیت داریم، باید خانواده و به‌ویژه «مادران» را در کانون توجه قرار دهیم؛ زنانی که می‌خواهند در اجتماع حضور فعال داشته باشند اما فرزندآوری را مانعی برای آن می‌بینند.

واقعیت این است که زندگی، در هر مرحله‌ای—چه مجردی، چه متأهلی و چه با یک یا چند فرزند—سختی‌های خاص خود را دارد و اصولاً زندگی کردن کار آسانی نیست. بنابراین، اینکه تصور کنیم داشتنِ چند فرزند، بارِ تحمل‌ناپذیری به زندگی اضافه می‌کند، نگاهی تک‌بعدی است.

 

این نگاه برای شما صرفا یک نگاه نظری است یا تجربه شخصی هم در شکل‌گیری آن نقش داشته است؟

تجربه شخصی من این مسیر را روشن می‌کند. من در مقاطع مختلف زندگی—زمانی که مجرد بودم، پس از ازدواج و حتی پس از تولد فرزند اولم—مدام از سختی‌ها گلایه داشتم. اما تولد فرزند دوم، نقطه عطفی در بلوغ فکری من بود. در آن لحظه بود که احساس کردم به توانمندی واقعی دست یافته‌ام. در واقع، نه تنها توانایی مدیریت شرایط را پیدا کردم، بلکه تشنه‌تر از همیشه برای کار و تحصیل شدم. من مقطع کارشناسی ارشد و شروع دوره دکترایم را در همین دوران، یعنی با داشتن دو فرزند، به سرانجام رساندم. آنجا بود که دریافتم دیگر هیچ‌چیز، حتی سختی‌های مسیر، نمی‌تواند مانع من برای رسیدن به اهدافم باشد؛ بلکه همه‌چیز بخشی از فرآیند رشد من شد.

 

شما در کنار فعالیت رسانه‌ای، تدریس هم می‌کنید. آموزش برایتان چه معنایی دارد؟

آموزش برای من یک امر ذاتی بوده است؛ چرا که از بچگی این استعداد را داشتم. البته معتقدم تا زمانی که بر موضوعی تسلط کامل پیدا نکنم، نباید آن را به دیگری بیاموزم. به همین دلیل، همچنان در حال یادگیری‌ام و بخش مهمی از درآمدم را صرف ارتقای دانش خود در داخل و خارج از کشور می‌کنم. این رویکرد را در کلاسم هم دارم؛ کلاس‌هایی که از آموزش‌های خصوصی شروع شد و به دعوت مرکز شهید آوینی رسانه ملی، به‌صورت رسمی ادامه یافت. در ابتدا مخاطبانم خانم‌ها بودند، اما به مرور با استقبال آقایان نیز مواجه شدم؛ هرچند به دلیل ماهیت تمرینات (فن بیان و بدن)، کلاس‌ها را به‌صورت جداگانه مدیریت می‌کنم.

 

در این مسیر، رابطه شما با هنرجویانتان صرفا یک رابطه آموزشی است؟

نگاه من به هنرجویانم فراتر از رابطه استاد و شاگردی است؛ من به آن‌ها نگاهی مادرانه دارم. مثل مادری که رشد فرزندش را تماشا می‌کند و از موفقیت او، بی‌آنکه دغدغه‌ای برای گذشت زمان داشته باشد، لذت می‌برد. برای من فرقی نمی‌کند هنرجو چند ساله است یا چه جنسیتی دارد؛ حتی اگر از من بزرگ‌تر باشند، همچنان نگران رشد و آینده‌شان هستم. این دغدغه‌مندی باعث می‌شود تنها به فکر آموزش تکنیک نباشم، بلکه به‌دنبال «تکثیر ایده‌ها» و ارزش‌هایی باشم که دغدغه من بوده‌اند.

این روحیه در شرایط بحرانی بیش از هر زمان دیگری نمود پیدا کرد. برای مثال، در جریان جنگ رمضان، وقتی نیاز به تولید محتوای فوری داشتیم، تیمی از هنرجویانم را بسیج کردم. از همان روزهای اول، بچه‌ها با موبایل‌هایشان به دل شهر رفتند؛ با کسبه صحبت کردند و گزارش‌هایی از جریان عادی زندگی و زنده بودن شهر تهیه کردند. این گزارش‌ها نه‌تنها پخش شد، بلکه برخی از هنرجویانم توانستند در برنامه‌های زنده، از جمله ویژه برنامه سال تحویل، بدرخشند.

 مهربانو از جمله برنامه‌هایی است که پورابراهیم تهیه‌کنندگی آن را بر عهده داشته

این تجربه را به نوعی می‌توان «مادری رسانه‌ای» تعبیر کرد.

من معتقدم مسیر رشد نباید متوقف شود. به هنرجویانم همیشه می‌گویم نباید در یک مرحله متوقف بمانند؛ اگر امروز در حال اجرا هستند، باید برای گام‌های بعدی در حوزه‌های اطلاع‌رسانی و پیام‌رسانی آماده باشند. این بچه‌ها قرار است ادامه‌دهنده راه باشند و ایده‌ها و نگرش‌های ما را در رسانه تکثیر کنند؛ این بزرگ‌ترین ثمره‌ی این «مادری رسانه‌ای» برای من است.

 

حالا اگر از تجربه شخصی و آموزشی شما به تصویر بزرگ‌تر رسانه برگردیم، به نظر شما، با توجه به رشد پلتفرم‌ها، تلویزیون هنوز می‌تواند رسانه اصلی جامعه باشد؟

در حال حاضر جمعیت کشور نزدیک به ۱۰۰ میلیون نفر است و تلویزیون، حتی در بدبینانه‌ترین محاسبات آماری، دست‌کم ۱۰ میلیون بیننده ثابت روزانه دارد؛ البته رقمی که در آثار نمایشی و در بهترین برآوردها تا ۴۵ درصد جامعه را هم شامل می‌شود. برای درک دقیق‌تر این نفوذ، کافی است نگاهی به عملکرد گیشه سینما داشته باشیم. حتی موفق‌ترین و پرفروش‌ترین آثار سینمایی، به‌سختی می‌توانند به آمار مخاطبان تلویزیون نزدیک شوند و در بهترین حالت، نهایتا یک چهارم از حداقل بیننده تلویزیون را جذب می‌کنند. تنوع پلتفرم‌های جدید بسیار بالاست، اما هیچ‌کدام به‌تنهایی قادر نیستند جای خالی تلویزیون را پر کنند. اگرچه پلتفرم‌ها در مجموع توانسته‌اند بخشی از سبد مصرف رسانه‌ای مخاطبان را به خود اختصاص دهند، اما واقعیت این است که تلویزیون همچنان یک‌تنه در حال رقابت با تمامی این پلتفرم‌هاست و همچنان جایگاه رسانه‌ای بی‌رقیب خود را حفظ کرده است.

 

اگر تلویزیون همچنان چنین ظرفیتی دارد، مسئله اصلی برای حفظ این جایگاه چیست؟

آنچه که مشخص است، تلویزیون باید با تقویت آرشیوهای خود، دسترسی به آثار فاخر و ارزشمند تولیدشده را در بلندمدت تضمین کند. رویکرد فعلی که دسترسی به این آثار را به بازه‌های زمانی کوتاه (یک یا دو ساله) محدود می‌کند، با حفظ و بهره‌برداری بهینه از سرمایه‌های رسانه‌ای در تضاد است.

علاوه بر این، برای بهره‌برداری حداکثری از ظرفیت آثار، نیاز به یک استراتژی پخشِ هوشمندانه و تیمی حرفه‌ای داریم تا با تعامل درست با سایر پلتفرم‌های موجود در بازار، بستر دیده‌شدن این آثار را فراتر از آنتن تلویزیون فراهم کنند. در کنار این موضوع، اولویت باید بر افزایش کمی و کیفی تولیدات فاخر باشد.

 

از نظر شما تغییر در محتوا و شیوه روایت هم به اندازه تغییر در مدل انتشار اهمیت دارد؟

در برنامه‌سازی، نکته‌ی کلیدی فاصله گرفتن از رویکردهای مستقیم و شعارگونه است. رسانه باید با بهره‌گیری از ظرافت‌های هنری، گره‌ها و کدها را به‌گونه‌ای پیش روی مخاطب قرار دهد که او خود، تحلیل‌گر و کاشف راه‌حل‌ها باشد؛ چراکه انتقال غیرمستقیم مفاهیم، ضامن ماندگاری و تأثیرگذاری عمیق‌تر در ذهن مخاطب است. دقیق‌تر بخواهم بگویم؛ ما با طیف‌های گوناگونی از مردم مواجهیم که دلبسته به ایران و ارزش‌های معنوی هستند؛ از همین رو، رسانه ملی باید آینه‌ی تمام‌نمای این تکثر باشد و بتواند نماینده‌ی شایسته‌ی تمامی این گروه‌ها عمل کند. هنرِ ما این است که اصیل‌ترین دغدغه‌ها را در ساختاری جذاب، هنری و منسجم ارائه کنیم تا هر فردی با هر نگاهی، خود را مخاطب اصلی بداند و احساس کند تلویزیون، خانه‌ی اوست. تلاش‌های اخیر در این حوزه ستودنی است و نشان از حرکت در مسیر درست دارد؛ با این حال، برای رسیدن به آن استاندارد ایده‌آل و جلب رضایت حداکثری، ضروری است که این مسیر با تداوم و نگاهی رو به تعالی ادامه یابد.

 زینب پورابراهیم، مجری و برنامه‌ساز تلویزیون در گفت‌وگو با خبرنگار جام جم آنلاین

و حالا خودتان در این مسیر روی چه ایده‌ای برای تلویزیون کار می‌کنید؟


بیش از یک سال است که روی ایده‌ یک برنامه‌ تلویزیونی ویژه نوجوانان با محوریت «سبک زندگی» متمرکز شده‌ام. رویکرد این پروژه، برخلاف بسیاری از برنامه‌های مشابه، پرهیز از شعارزدگی و تمرکز بر مباحث کاربردی و عمیق است. ساختار این برنامه به‌گونه‌ای طراحی شده که بسیار شاداب‌تر و پرتحرک‌تر از برنامه‌های پرهیجانی مانند مسابقات کارتینگ و رالی است که پیش‌تر در شبکه ورزش تجربه کرده بودم.

 

این طرح چه نسبتی با تجربه‌های قبلی شما در استعدادیابی نوجوانان دارد؟

این طرح در واقع تکامل‌یافته‌ تجربه‌ موفق «ملورین» است؛ پروژه‌ای که در آن با حضور در مدارس و فراخوان‌های گسترده، استعدادهای نوجوان را شناسایی کردیم. در آن تجربه، از میان دانش‌آموزان داوطلب، حدود ۷۰ تا ۸۰ نفر انتخاب شدند و طی ۳۶ قسمت، در قالب گروه‌های ده‌نفره، ضمن یادگیریِ فنون اجرا، به تولید برنامه پرداختند. پروژه‌ جدید نیز بر همان پایه‌ استعدادیابی و توانمندسازی نوجوانان بنا شده، اما با رویکردی چالشی‌تر و پویاتر؛ با این تفاوت کلیدی که حالا پای پسران نوجوان فعال و چابک هم به میان آمده است؛ نسلی که پتانسیل‌هایشان را کاملا شناسایی کرده‌ام و آماده‌ حضور در قاب تصویر هستند.

 

پس اگر ایده، ساختار و تیم آماده است، چه چیزی مانع آغاز تولید شده است؟

در حال حاضر، زیرساخت فکری و تیم مستعد برنامه کاملا مهیاست و تنها چالش موجود، تامین اسپانسر است. اطمینان دارم به‌محض رفع این مانع مالی، با توجه به جذابیت و کاربردی بودن ساختار برنامه، می‌توانیم آن را در هر شبکه‌ای به بهترین شکل ممکن تولید و پخش کنیم.

 

newsQrCode
ارسال نظرات
کالابرگ هست، فروشگاه نیست!

رئیس کل بانک مرکزی: با تدبیر رئیس‌جمهور مقرر شده کسری منابع پیشین کالابرگ از منبع دیگری تامین و مطالبات فروشگاه‌ها هرچه‌سریع‌تر تسویه شود

کالابرگ هست، فروشگاه نیست!

نیازمندی ها