از ادعای بحران اجتماعی تا درام خانوادگی
نگاهی به سه قسمت نخست سریال کوری

از ادعای بحران اجتماعی تا درام خانوادگی

بررسی سریال «اعتراف می‌کنم»؛ ساختارشکنی در ژانر پلیسی ایران + نقد و تحلیل

سریال شبکه نمایش خانگی «اعتراف می‌کنم» با الگویی متفاوت از سریال‌های پلیسی کلاسیک ایران و با نگاهی به استانداردهای جهانی به تحلیل پرونده‌های راکد می‌پردازد. بررسی کامل این اثر را در ادامه بخوانید.
وقتی صحبت از ژانر پلیسی می‌شود چیز‌هایی که به ذهن یک مخاطب ایرانی خطور می‌کند معمولا الگویی ثابت دارد، الگویی که ریشه آن به آثار موفق کلاسیک جهانی بر می‌گردد. آثاری مثل سریال‌های موفقی که از کتاب‌های آگاتا کریستی و آرتور کانن دویل ساخته شدند، یک کاراگاه با استعداد که همکار یا همکار‌هایی دارد که در طول پرونده‌های مختلف به او کمک می‌کنند.
کد خبر: ۱۵۶۱۸۰۱
نویسنده امیرحسین حیدری/ جام جم آنلاین

به گزارش جام جم آنلاین؛ بر اساس همین الگو بود که در ایران و جهان سریال‌هایی تولید شد و به موفقیت رسید که آثار مثل کارآگاه علوی و مجموعه کلانتری همین دست بودند. الگویی که امروزه موفقیت خود را از دست داده است و الگویی دیگر جایگزین آن شده است، اما در ایران هنوز در بر همان پاشنه پیشین می‌چرخد.

 


آشنایی با ساختار اپیزودیک و تولید اعتراف می‌کنم
اخیرا، اما سریالی در شبکه نمایش خانگی منتشر شده که در قسمت اول نشان داده که می‌خواهد از الگوی جدید پیروی کند. لین سریال که اعتراف می‌کنم نام دارد به تهیه‌کنندگی رضا فتح‌اللهی‌پور و نیما حسنی‌نسب است و روایت آن به صورت اپیزودیک است که هر قسمت از آن کارگردان و نویسنده مختص به خود را دارد. اعتراف می‌کنم داستان یک واحد جدید در اداره پلیس است که گروهی به ظاهر نامتجانس، اما کارآمد را در کنار هم جمع کرده است. به همین دلیل هم هست که قسمت اول سریال با اتمام بازسازی محل این دفتر جدید و نشان دادن نتیجه کار توسط پیمانکار به مسئول این واحد آغاز می‌شود بهانه‌ای مناسب برای نشان دادن دکور و لوکیشنی جدید و متفاوت با آنچه تاکنون از یک اداره آگاهی در ایران دیده‌ایم.

 

سریال شبکه نمایش خانگی «اعتراف می‌کنم» با الگویی متفاوت از سریال‌های پلیسی کلاسیک ایران و با نگاهی به استانداردهای جهانی به تحلیل پرونده‌های راکد می‌پردازد. بررسی کامل این اثر را در ادامه بخوانید.


شروعی متفاوت و پرتاب قلاب داستانی
در جریان همین بازدید هم هست که پیمانکار یه عنوان نماینده مخاطبان که سریال را آغاز کرده‌اند مانند یک بازپرس با سوال پیچ کردن سرگرد شمس سریال و آنچه را قرار است در این واحد اتفاق بیافتد معرفی می‌کند. در همین سوال جواب هم هست که سرگرد شمس با بازی پورسرخ قلاب ذهنی سریال را به سمت مخاطب پرتاب می‌کند، وقتی که پیمانکار می‌پرسد چرا چنین واحدی ایجاد شد و سرگرد با یادآوری خاطره‌ای تلخ و دور از دزدیدن و قتل یک دختربچه در محل زندگی‌اش می‌گوید و نکته اینجاست که هیچ چیز آنطور که فکر می‌کنید نیست.

 


تیم پرونده‌های راکد و الهام از الگو‌های جهانی.
اما سرگرد صمی برای حل کردن پرونده‌های راکد چه تیمی را دور خود را جمع کرده است؟ بعد از لوکیشن این سریال این تیم دومین نشانه فاصله گرفتن اعتراف می‌کنم از الگوی مرسوم آثار پلیسی ایران است. واحد پرونده‌های راکد شامل سرهنگ موفق که به عنوان رئیس کل این واحد ور در جایگاه کاراکتری است که هماهنگی‌های بین واحد‌ها را انجام می‌دهد و معمولا کسی است که مسئولیت از قانون رد شدن تیم و، اما به نتیجه رسیدن آنها را به گردن می‌گیرد. سرگرد شمس رهبر تیم جل پرونده‌های راکد که پیش از این معرفی شد، سروان سیاح مامور پلیس جدی‌ای که وظیفه بازجویی را بر عهده دارد با گذشته‌ای مبهم که آرام آرم به آن پی می‌بریم، بهترین روانکاو تهران؛ خانمی باردار که در همین نگاه اول سریال سرنخ می‌دهد چرا روانشناس شده است و در نهایت یک هکر که به جرم هک نهادی مهم به زندان افتاده است، اما برای گذراندن محکومیت خود به این تیم اضافه شده است. اما یه لحظه صبر کنید این ترکیب شما را یاد چیزی نمی‌اندازد؟ … بله اعتراف می‌کنم قرار است سریالی با الگو‌های جهانی باشد، سریال‌هایی مثل NCIS یا مجموعه‌های CSI لیکن این سریال‌هایی همانقدر که با آگاهی خود را به این آثار نزدیک می‌کند همنقدر هم سعی می‌کند فاصله خود را حفظ کند و این همان نقطه قوت سریال است.

 


نقش مخاطب در کشف حقیقت
سریال اعتراف می‌کنم این فاصله گرفتن را با تغییر زاویه دید مخاطب انجام می‌دهد اگر معمول است که در آثار پلیسی مخاطب همراه تیم کارآگاهی شوند تا پرونده را به سرانجام برسانند در این سریال دوربین این وظیفه را به دوش مخاطب می‌گذارد تا مثل یک کارآگاه باهوش یا یک روانکاو توانمند به جزئیات دقت کند و زودتر از تیم پرونده را حل کند. به همین دلیل هم هست که سریال روی جزییات خاصی که در نگاه اول شاید معنای خاصی نداشته باشند فوکوس می‌کند یا کاراکتر‌ها در میان دیالوگ‌هایشان به نکاتی اشاره می‌کنند که کلید حل پرونده است. علاوه بر پرونده هر یک از کاراکتر‌های ثابت سریال که شامل تیم کارآگاهی می‌شود هم گذشته‌ای مبهم دارد که به مرور به فراخور حل پرونده‌های مختلف کم کم روشن می‌شود و تبدیل به همان نخ تسبیحی می‌شود که قسمت‌های مختلف سریال اعتراف می‌کنم را به یکدیگر متصل می‌کند و روایتی منسجم می‌سازد که با توجه به اینکه هر قسمت کارگردان و نویسنده‌ای جدا از هم دارد باید دید تهیه‌کنندگان این سریال برای حفظ انسجام سریال چه تدبیری اندیشیده‌اند.

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها