به مناسبت ۹ مرداد، سالروز شهادت حاج شیخ فضل‌الله نوری

این جنازه هنوز بر بالای دار است!

شیخ فضل‌الله نوری
در آغاز نهضت مشروطه، نفوذ داخلی و حمایت خارجی دست به دست هم دادند تا نخست، شیخ فضل‌الله نوری را ترور شخصیت کنند و سپس او را به دار بکشند.
کد خبر: ۱۵۶۱۴۳۵
نویسنده دکتر موسی نجفی - استادتمام علوم سیاسی
البته توبه چند ماه بعد عوام‌الناسی که شیخ شهید، آنان را «کوفه صغیره» خوانده بود، نتوانست این اشتباه را در شادی کودکانه‌شان پای چوبه دار جبران نماید! اما جنس طناب دار شیخ از نخ بی‌بصیرتی مردمی درست شده بود که (به‌درستی) فهم درستی از اجنبی و اجنبی‌زدگی نداشتند. همان‌هایی که از دیگ پلوی سفارت انگلیس «بی‌شبهه» خوردند و به‌جای فکر کردن درباره «خیانت» انگلیس به «حمایت» انگلیس دل خوش کردند! و البته نتیجه این بلاهت را هم چند سال بعد با کودتای قزاقی دیدند که «دستکش مخملی» آزادیخواهی مشروطه‌خواهان را درآورد و «دست چدنی و آهنین استعمار» را (سرکوبگرانه) عیان‌ساخت. عبرت تاریخی به ما می‌آموزد به هر میزان که بی‌بصیرتی باقی باشد، طنابی دیگر مهیا شده و آزادمردی و یا شیخی دوباره بر دار خواهد رفت. فاعتبروا یا اولی الابصار. اما شخصیت شیخ فضل‌الله نوری برای دهه پنجم انقلاب اسلامی می‌تواند حرفی برای گفتن داشته باشد یا نه. من یک نظریه طرح می‌کنم، سپس چند نکته در استدلال آن می‌آورم و در پایان به نتیجه‌گیری می‌رسم. انقلاب اسلامی و انقلاب مشروطه، از این جهت تفاوتی ندارند که هر دو چند مرحله دارند. یک مرحله، مرحله نهضت است که باید به پیروزی برسد. نهضت مشروطه به نظام مشروطه منجر شد و انقلاب اسلامی نیز به نظام اسلامی انجامید. منتها انقلاب اسلامی یک مرحله بالاتر رفت؛ یعنی به سمت تمدن اسلامی حرکت کرد. تفاوت «تمدن» و «نظام» این است که تمدن، نظام را بسط و تفصیل می‌دهد و گسترده می‌کند؛ اما نهضت مشروطیت به مرحله تمدن نرسید. اما چرا نهضت مشروطه، با این‌که به نظام مشروطه منجر شد، به تمدن‌سازی نرسید و پس از دو دهه به قرارداد ۱۹۱۹ وثوق‌الدوله، کودتای سوم اسفند و نظام پهلوی ختم شد؛ اما انقلاب اسلامی چنین مسیری را طی نکرد. آیا می‌توانیم با نور افکندن بر اندیشه‌های شیخ فضل‌الله نوری، به این سؤال مهم در زمان خودمان پاسخ بدهیم؟ اینجاست که بحث مشروعه و شیخ فضل‌الله نوری مطرح می‌شود. نظرم این است که معمولا انقلاب‌ها دو مرحله دارند: نخست، «هویت انقلابی» که مربوط به مرحله نهضت است و دوم، «انقلاب هویتی». در مرحله اول، فضای انقلاب و براندازی بر نهضت‌ها حاکم است؛ اما هرچه انقلاب‌ها به مراحل تکاملی‌تر و فکری‌تر می‌رسند، این «هویت انقلابی» معکوس می‌شود و به «انقلاب هویتی» تبدیل می‌شود. این مرحله بسیار مهم است؛ زیرا اگر انقلاب هویتی شکل نگیرد، عملا آن نهضت به مرحله تمدن نمی‌رسد.

در انقلاب اسلامی این اتفاق رخ داد؛ اما در نهضت مشروطیت، هویت انقلابی به انقلاب هویتی منجر نشد؛ یعنی در یک مرحله ناقص ماند. مرحوم شیخ فضل‌الله نوری این نقیصه را به‌درستی متوجه شد. او فهمید که نقشش، به‌عنوان یک عالم و یک انقلابی، دیگر براندازی نیست؛ بلکه اصلاح نظام است؛ برخلاف آنچه دشمنانش به او نسبت می‌دهند.
بر اساس این نظریه، پاسخ این پرسش نیز روشن می‌شود که چرا انقلاب اسلامی به مراحل تکاملی خود رسید، اما مشروطه نرسید. از همین منظر می‌توان بحث شیخ فضل‌الله نوری و مشروطه مشروعه ایشان را به‌روشنی دریافت.

پس نظریه این است که «هویت انقلابی» در نهضت‌ها، در مسیر تکامل، به «انقلاب هویتی» تبدیل می‌شود. اگر این اتفاق بیفتد، نهضت به مرحله تمدن و بسط خود راه می‌یابد؛ اما اگر به این مرحله نرسد، نهضت منحرف می‌شود؛ اتفاقی که برای مشروطیت افتاد و برای انقلاب اسلامی نیفتاد. از این منظر، می‌توان مرحوم شیخ فضل‌الله نوری را در همین مرحله و با همین چارچوب تحلیل کرد.
 
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها